خاطرات شهدا - صفحه 2

آخرین اخبار:
خاطرات شهدا

فیلم | دلداگی‌های همسر شهید «مجید حسن‌پور»

فیلم دلداگی‌های همسر شهید «مجید حسن‌پور»، در برنامه تلویزیونی گل_وریحان، شبکه قزوین منتشر شد.

فیلم | ارتباط تلفنی با پدربزرگ شهید «رایان قاسمیان»

فیلم ارتباط تلفنی با پدربزرگ شهید «رایان قاسمیان» در برنامه تلویزیونی گل_و ریحان، شبکه قزوین منتشر شد.

فیلم | خاطره‌گویی جانباز شهید «محمود رفیعی» منتشر شد

فیلم خاطره‌گویی جانباز شهید دکتر «محمود رفیعی»، در محضر «رهبر شهید»، منتشر شد.
خاطره محمدحسن ظهراب بیگی از شهید «جلال ابراهیمی»؛

تدبیری که مانع از شهادت تعداد زیادی از رزمندگان شد

تدبیر شهید «جلال ابراهیمی» در مهار سیل در منطقه زبیدات و کشاندن آن به سمت مقر عراقی‌ها مانع از غرق شدن عده زیادی از رزمندگان گردان ثارالله شد.
خاطره شهید «رضا کرم زمانی» به نقل از همرزمش؛

مادر شهید پیکر پسرش را شناسایی کرد

همرزم شهید «رضا کرم زمانی» می‌گوید: هنگامی که پیکر پاک شهید را جهت تشییع به سپاه شهرستان دلفان انتقال دادند، مادر شهید بدون اینکه ذره‌ای ناراحت شوند در کمال شجاعت به مسئول معراج شهدا فرمود که مقداری از آستین پسرش را بالا بزند و پس از روی نشانی که در بدن فرزندش بود، گفت بله این شهید پسر بنده است.
برگی از خاطرات شهید «رجبعلی بهتویی»؛

این اسلحه ناموس ماست، مواظب باش

«وقتی برای جایگزینی نیرو‌ها در خط مقدم میمک، ناگهان شهید بهتویی را در میان گروه تعویضی دیدم، وی با نگاهی پرمعنا اسلحه‌اش را به من داد و گفت: «این اسلحه به معنای ناموس ما است، مواظب ناموسمان باش ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات همرزم شهید «رجبعلی بهتویی» است که تقدیم حضورتان می‌شود.
خاطرات شهید «مراد ابدالی» به نقل از برادرزاده شهید؛

شهیدی که با تواضع به دیگران درس اخلاق می داد

شهید «مراد ابدالی» در برخورد با دیگران دارای تواضع و بزرگ منشی بود و اگر بحثی پیش می‌آمد از طرف مقابل عذرخواهی میکرد. با همین تواضع به دیگران درس اخلاق می‌داد.
خاطره ای به قلم شهید «علی محمودی»؛

خداحافظی با والدینم حالت عرفانی داشت

خدایا! چقدر این لحظات جدایی سریع گذشت که اصلاً متوجه نشدم و به قول برادر منوری این لحظات عرفانی است و در یک چشم به هم زدن خواهد گذشت.
خاطره برادر دانش آموز شهید «محمد رضیعی» از فوت مادرش؛

به «محمد» مرده نگویید، او شهید شده است

برادر شهید «محمد رضیعی» اولین دانش آموز شهید شهرستان ازنا تعریف می‌کند: مادرم در برابر بعضی از بدخواهان و تحریک کنندگان مدام سرش را بالا می‌گرفت و با هر کس که به عمد یا به جهل می‌گفت: محمد دیگر مرده! سخت بر می‌آشفت و می‌گفت: نگو مرده! بگو شهید.

رازگویی با عکس شهید چمران و پرواز در تپه‌های طراح

اسماعیل ماهینی از آخرین مرخصی شهید حسین مقاتلی روایت می‌کند؛ از نجوای غریبانه با تصویر شهید چمران و پیش‌بینی پرواز تا مأموریت شناسایی در منطقه طراح و شهادت زیر آتش تک تیراندازان دشمن.

روایتی از چشم انتظاری مادر و افتخار نخستین شهید

سال‌ها چشم انتظاری به راهِ کاروان اسرا، ذره‌ای از صلابت مادری نکاست که دوست داشتنی‌ترین سرمایهٔ زندگی‌اش را فدای راه اباعبدالله الحسین (ع) کرد. شیرین سلیمی، زنی از جنس رنج و وفاداری در دشت‌های کاکی، حکایت پرواز فرزندی را بازگو می‌کند که قرار بود پناه پیری‌اش باشد، اما تقدیر سرخ، او را پیشگام و آغازگر قافلهٔ سرخ شهدای منطقه ساخت.
روایت همرزم شهید مجتبی هواسیان؛ 

مجتبی هواسیان؛ از شهر مقاوم ایلام تا قله‌های شهادت

شهید «مجتبی هواسیان» رزمنده‌ای خوش‌رو، پرتلاش و مسئولیت‌پذیر بود که در دوران دفاع مقدس دوشادوش همرزمانش در جبهه‌های نبرد حضور یافت و سرانجام در ۲۴ تیرماه ۱۳۶۷ در جبهه مهران به شهادت رسید. روایت همرزمش، تصویری از جوانی مؤمن و مردمی را به نمایش می‌گذارد که با لبخند، ایثار و روحیه‌ای سرشار از مقاومت، بخشی ماندگار از تاریخ دفاع مقدس و مقاومت مردم ایلام شد.

«باز دارم ناله‌های آتشین»؛ حکایتِ مداحی که با شهدا زیست

در چهارمین قسمت از «در صف عاشورائیان»، به سراغ راویِ همان «ناله‌های آتشین» رفته‌ایم؛ عبدالرحیم کرمی، رزمنده و مداحی که سال‌های جنگ را در آمیختگی با نوحه‌ها و یاد یاران شهیدش گذراند.

روایت اسماعیل شکیبا زاده از پسری که زود مرد میدان شد

پدر شهید شکیبا زاده از پسری می‌گوید که در سال‌های التهابِ انقلاب، مسجد برایش مدرسه بود و جبهه، دانشگاهِ بلوغ. روایتِ او، حکایتِ نوجوانی است که خیلی زودتر از تقویمِ عمرش، قد کشید و مردِ میدان شد.

معرفی کتاب| فقط ماه حسین را می‌پائید

کتاب «فقط ماه حسین را می‌پائید» به قلم «زهرا اسپید» نوشته شده است که برگرفته از نگاهی داستانی به زندگی شهید "حسین بازدار" می‌باشد.

«جای خالیِ تو در مسیر عاشقی»/ روایتی از همسر شهید مدافع حرم در میعادگاه کربلا

سوسن رمضانی همسر شهید مدافع حرم «فیروز حمیدی زاده» بیان میکند: هنوز هم وقتی نام کربلا می‌آید، پیش از آنکه تصویری از حرم در ذهنم نقش ببندد، خاطره آن سفر دونفره برایم زنده می‌شود؛ سفری که در ایام غیر از اربعین بود، اما تمام لحظاتش برای من عطر اربعین داشت.
برگی از خاطرات شهید «عباس بابایی»؛

نامدار ناشناس

«در یکی از روزها که در پایگاه ارومیه مشغول گذراندن خدمت سربازی بودم، پاکت نامه‌ای که در آن مقداری پول بود، به دستم رسید. ابتدا گمان کردم که یکی از خواهرانم برای من پول فرستاده و خوشحال شدم، اما به علت نبودن نشانی فرستنده فکر کردم شاید نامه متعلق به شخص دیگری است که با من تشابه اسمی دارد. این موضوع هر ماه تکرار می‌شد و من همچنان سردرگم بودم ...» ادامه این خاطره از زبان همسر شهید سرلشکر خلبان «عباس بابایی» در آستانه سالروز شهادت این شهید بزرگوار را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

لبخندی که تا لحظه شهادت باقی ماند/ روایتی از ۱۵ سال زندگی عاشقانه با سردار شهید «سید سعید توسلمند» در قاب شبکه دنا

در هیاهوی دنیای پرمشغله امروز، مرور سبک زندگی شهدایی که اخلاق را در خانه و خانواده معنا کردند، ضرورتی انکارناپذیر است. همسر سردار شهید «سید سعید توسلمند» از شهدای جنگ تحمیلی رمضان، در حضور خود در شبکه استانی دنا، پرده از رازی برداشت که زندگی ۱۵ ساله آن‌ها را به الگویی از مهر و عطوفت تبدیل کرده بود؛ حقیقتی که نشان می‌دهد مردان بزرگ میدان‌های نبرد، در سنگر خانه، لطیف‌ترین قلب‌ها را داشتند.

روایتی از زندگی شهید «قدرت اله عبدیان»

شهید مدافع حرم «قدرت اله عبدیان» از شهدای شهرستان کوهدشت می‌باشد که در سال ۱۳۹۵ در سوریه به شهادت رسید و به عنوان اولین شهید مدافع حرم شهرستان کوهدشت شناخته شد.

عهد بستیم که الگویمان حضرت زهرا (س) باشد

سوسن رمضانی همسر شهید مدافع حرم «فیروز حمیدی زاده» بیان می‌کند: همسرم از همان اول زندگی تنها خواسته‌ای که داشت این بود که الگوی مان حضرت زهرا «س» باشد و زندگی ساده‌ای را شروع کنیم.
طراحی و تولید: ایران سامانه