آذربایجان غربی - خاطرات

آخرین اخبار:
خاطرات
به سمت ما نارنجک پرتاب کردند

به سمت ما نارنجک پرتاب کردند

جانباز سرافراز رسول حضرتی در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «با پسر عمویم برای نگهبانی می‌رفتیم که گروه‌های معاند به سمت ما نارنجک پرتاب کردند، زخمی شدم و توسط رزمندگان سپاه نجات یافتم و من را به بیمارستان بردند...»
روی مین رفتم

روی مین رفتم

جانباز سرافراز حبیب الله احمد زاده در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «سه بار مجروح شدم و یکبار بر روی مین رفتم که از ناحیه سر مجروح شدم..»
درگیری شدید شد و شهدای بسیاری دادیم
جانباز ۲۵ درصد:

درگیری شدید شد و شهدای بسیاری دادیم

جانباز و آزاده سرافراز محمد شفایی بیان می‌کند: «سنگر آتش گرفت و با خود گفتم اگر بخواهم فرار کنم نمی‌توانم. ده نفر آمدند و دورم را گرفتند و هرچقدر گفتم سربازم باورم نکردند و می‌گفتند شما بسیجی هستید. درگیری بسیار شدید بود و شهدای بسیاری دادیم.»
جانباز ده درصد: شهید دادیم و آن هم پیروزی بود

جانباز ده درصد: شهید دادیم و آن هم پیروزی بود

جانباز سرافراز محمد صالح زارعی بیان می‌کند: «یکی از بهترین خاطره‌هایم این بود که از حمد خدا هروقتی می رفتیم درگیری با گروهک‌ها موفق میشدیم، یک دفعه شکست نخوردیم، شهید دادیم، شهید هم که دادیم آن هم پیروزی بود.»
جانباز ۵۰ درصد: الان هم رهبر امر کند با سر می‌روم

جانباز ۵۰ درصد: الان هم رهبر امر کند با سر می‌روم

جانباز سرافراز اباذر جعفری بیان می‌کند: «الان هم رهبر اگر امر کند با سر می‌روم من نوکر عمامه رهبرم هستم، چه آقای خامنه‌ای باشد چه آقای خمینی، الان هم اگر بگوید با این وضعت برو، می‌روم. خداوند آمریکا و اسرائیل را لعنت کند.»
همه جای ایران، جبهه هست

همه جای ایران، جبهه هست

جانباز سرافراز اصحابعلی گلناری در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «آن زمان همه جای ایران جبهه بود و همین حالا هم همه جای ایران جبهه هست، امروز هم من شب‌ها نگهبانی می‌دهم و هر وقت نیاز باشد هم خودم و هم فرزندانم در پایگاه بسیج خدمت می‌کنم دشمن همان دشمن است و هر زمان بتواند نیش می‌زند...»
ما را به رگبار بستند

ما را به رگبار بستند

جانباز سرافراز ایوب نظری در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در حال پایین آمدن از کوه بودیم، تیربار را زیر سنگ‌ها پنهان کرده بودند و زمانی که به نزدیکی روستا رسیدیم ما را به رگبار بستند...»
خودرویمان منفجر شد

خودرویمان منفجر شد

جانباز سرافراز بهنام رحمانی در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «برای بازکردن مسیر مایین بلاغ به دستور فرمانده و با همراهی چند تن دیگر رفتیم که در مسیر علف‌ها رشد کرده بودند و مسیر مشخص نبود که ناگهان خودرویمان منفجر شد...»
با آر پی جی برجک را زدند

با آر پی جی برجک را زدند

جانباز سرافراز حامد فردی در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «اعلام آماده باش کردند و زمانی که بیرون سنگر رفتیم در حال آماده کردن اسلحه بودم، ناگهان با آر پی جی برجک را مورد هدف قرار دادند و ترکش به صورتم برخورد کرد...»
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه