آذربایجان غربی - خاطرات

خاطرات
حساب شهدا و جانبازان از همه جداست

حساب شهدا و جانبازان از همه جداست

جانباز ۴۰ درصد «ناصر سنایی» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «به بچه هایم می‌گویم حساب شهدا و جانبازان را از بقیه جدا کنید، آن زمان که می‌رفتند نه مقامی، نه پولی و نه میزی بود، آنها جانشان را کف دستشان می‌گرفتند و در جبهه همه مخلص بودند...»
هواپیما‌ها همه جا را بمباران می‌کردند
خاطرات شفاهی جانبازان

هواپیما‌ها همه جا را بمباران می‌کردند

جانباز ۲۵ درصد «حسین منجمی» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «هواپیما‌ها همه جا را بمباران کردند، در ابتدا نفهمیدیم چه شده است تا اینکه دیدم بقیه رزمندگان در حال زدن ماسک هستند، ولی من ماسک نداشتم و ...»
دستور دادند ماسک‌ها را بزنید
خاطرات شفاهی جانبازان

دستور دادند ماسک‌ها را بزنید

جانباز ۲۵ درصد «حسن وهاب پور» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «دستور دادند ماسک‌ها را بزنید، بعد از چند ساعت حتی با زدن ماسک احساس ناراحتی کردم، یکی از دوستانم مرا به سرعت به بیمارستان صحرایی رساند و ...»
جانباز ۲۵ درصد: هواپیما‌های عراقی در پشت جبهه شروع به بمباران خوشه‌ای کردند

جانباز ۲۵ درصد: هواپیما‌های عراقی در پشت جبهه شروع به بمباران خوشه‌ای کردند

جانباز سرافراز «قربان اسمعیل‌لو» بیان می‌کند: «هواپیما‌های عراقی در پشت جبهه شروع به بمباران خوشه‌ای کردند. متاسفانه بخشی از تدارکات نابود شد و تعدادی از رزمنده‌ها هم شهید و تعدادی هم جانباز شدند. یک روز بعد، نیرو‌های زمینی عراق پاتک زدند و با تانک و نفربر به طرف ما آمدند و تعدادشان بسیار زیاد بود. ما تا آنجا که توانستیم مقاومت کردیم...»
جانباز ۲۵ درصد: بسیار دوست داشتم شهید شوم

جانباز ۲۵ درصد: بسیار دوست داشتم شهید شوم

جانباز سرافراز «محمد فتح‌الله‌ زاده» بیان می‌کند: «بسیار علاقه داشتم شهید شوم و تعدادی از دوستانم هم شهید شدند. در منطقه نیمه شب به اندیمشک می‌آمدیم تا نفت و تدارکات برای منطقه ببریم. یک شب عراقی‌ها پاتک زدند، در پارک موتوری ۲۱ نفر شهید شده بودند و تمام سنگر‌ها با خمپاره مورد هدف قرار گرفته بودند...»
جانباز ۲۵ درصد: در کمین گروه‌های معاند گرفتار شدیم

جانباز ۲۵ درصد: در کمین گروه‌های معاند گرفتار شدیم

جانباز سرافراز «حسین جهانگیری» بیان می‌کند: «از روستا شروع به حرکت کردیم، نیم ساعت گذشته بود که در کمین گروه‌های معاند گرفتار شدیم. خودرو‌ها را با آر پی جی مورد هدف قرار دادند. نزدیک ۳۵ نفر شهید دادیم و نزدیک ۲۰ نفر هم جانباز شدیم....»
حمله سه هواپیما هنگام صبحانه خوردن
خاطرات شفاهی جانبازان

حمله سه هواپیما هنگام صبحانه خوردن

جانباز ۳۰ درصد «علی خلیلی» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «وسایل را به مسئولین تیپ تحویل دادیم و برای خوردن صبحانه با همکاران رفتیم که سه هواپیما حمله و شروع به بمباران کردند، پدافند یکی از هواپیما‌ها را زد و ...»
در عملیات والفجر مقدماتی خط شکن بودم
خاطرات شفاهی جانبازان

در عملیات والفجر مقدماتی خط شکن بودم

جانباز ۲۵ درصد «حسین اسمعیل لو» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در عملیات والفجر مقدماتی خط شکن بودم و با سایر رزمندگان موفق شدیم خط را بشکنیم، قرار بود توپخانه ارتش برای حمایت اقدام به شلیک کند و ...»
منافقین در سطل زباله بمب کار گذاشته بودند
خاطرات شفاهی جانبازان

منافقین در سطل زباله بمب کار گذاشته بودند

زهرا اسکندری همسر شهید «صفر نصیرخانی» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در هنگام رای گیری، منافقین در سطل زباله بمب کار گذاشته بودند که شهید متوجه شده و اقدام به خنثی سازی بمب می‌کنند و ...»
مجروحان و آسیب دیدگان شیمیایی را از سردشت به بیمارستان منتقل می‌کردم
خاطرات شفاهی جانبازان

مجروحان و آسیب دیدگان شیمیایی را از سردشت به بیمارستان منتقل می‌کردم

جانباز ۳۰ درصد «حسن لک زاده» در بیان خاطرات خود اظهار داشت: «در بمباران شیمیایی سردشت، به من یک آمبولانس تحویل دادند و با آمبولانس مجروحان و آسیب دیدگان شیمیایی را از سردشت به بیمارستان‌های شهر‌های اطراف می‌رساندم و ...»
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه