خراسان رضوی - خاطره شهدا

آخرین اخبار:
خاطره شهدا
فراز‌هایی از وصیت نامه شهید حسین امینی مقدم

فراز‌هایی از وصیت نامه شهید حسین امینی مقدم

شهید حسین امین مقدم نهم آذر ماه ۱۳۳۶، در شهرستان کاشمر به دنیا آمد. پدرش امین‌الله، کشاورز بود و مادرش اقدس نام داشت. تا دوره کارشناسی در رشته مهندسی مکانیک درس خواند. او سال ۱۳۵۹ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت؛ و پس از رشادت‌های بسیار در پنجم اسفند ماه ۱۳۶۲، با سمت فرمانده تیپ در جزیره مجنون بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهید مدرس زادگاهش واقع است.
یک پلاک تنها یادگاری مادر غلامرضا ایزدی از فرزند شهیدش است
خاطرات مادر شهید غلامرضا ایزدی

یک پلاک تنها یادگاری مادر غلامرضا ایزدی از فرزند شهیدش است

مادر شهید غلامرضا ایزدی خوب به یاد دارد که بعد از اطلاع از شهادت پسرش، تنها چیزی که در مشتش گره کرد و ساعت‌ها آن را بویید و بوسید یک تکه زنجیر و پلاکی بود که عطر تن غلامرضایش را داشت؛ اشیایی که حالا می‌توانست نور چشمان پر اشک مادر باشد.
زندگی عاشقانه‌مان در میان مبارزات انقلابی آغاز شد
خاطرات همسر شهید رضوی

زندگی عاشقانه‌مان در میان مبارزات انقلابی آغاز شد

شهیدرضوی در نوجوانی با حضور در حوزه‌علمیه، فعالیت‌های مبارزاتی خود را تحت‌تاثیر نیرو‌های انقلابی حوزه و بعضی استادانش شروع کرد. خاطرم است آن‌زمان یک دوچرخه خیلی قدیمی از پدر داشت و تمام اعلامیه‌های امام (ره) را زیر لباسش پنهان می‌کرد و شبانه با همان وسیله، درِ خانه‌ها و مغازه‌ها می‌برد و پخش می‌کرد.
در حسرت خداحافظی
خاطرات خانواده شهید «امیرصادق جوانشیری»

در حسرت خداحافظی

خاطرات خانواده شهید «امیرصادق جوانشیری» جوان دهه هشتادی که در روز‌های آشوب دی ماه مشهد به شهادت رسید
درباره شهید قربانی که پرجمعیت‌ترین محله مشهد به نام اوست
خاطرات پدر و مادر شهید قربانی

درباره شهید قربانی که پرجمعیت‌ترین محله مشهد به نام اوست

محله شهیدقربانی مشهد سال‏هاست با نام او پیوندی دیرینه خورده است. او به‌خاطر شخصیت آرام و احترام به دیگران از خود خاطره یک هم‌محله‏‌ای خوب را برجا گذاشته تا جایی که اگر کمی در خاطرات محله دقیق شویم، نام و یاد او هنوز در یادهاست.
بابارستمی مردی شبیه هیچ‌کس
خاطرات همرزمان به مناسبت سالروز شهادت «بابا محمد رستمی رهورد»

بابارستمی مردی شبیه هیچ‌کس

شهید بابارستمی با همه گروه‌های سنی، بسیار صمیمی در عین حال در هنگام کار‌ها بسیار جدی بود.
روایت دل کندن شهید حسن قاسمی دانا
خاطره ای از مادر شهید مدافع حرم

روایت دل کندن شهید حسن قاسمی دانا

وقتی پیکرش را آوردند، کفن را که کناز زدم خنده‌ام گرفت. با صورت سالم برگشته بود تا تمام بوسه‌هایی را که به من بدهکار است، از او بگیرم.
خواب گل لاله نشانه‌ای برای شهادت بود
خاطرات مادر شهید رجبعلی رنجوری

خواب گل لاله نشانه‌ای برای شهادت بود

جسته گریخته خاطراتی از پسرش را به یاد می‌آورد. گاه از دوران کودکی، گاه بزرگسالی: از چهار سالگی می‌خواست نماز یاد بگیرد و کم‌کم اهل مسجد و هیئت شد. اوایل انقلاب که راهنمایی درس می‌خواند، روزی از طرف مدرسه، کفن پوش به تظاهرات رفتند. هنوز کفنش را نگه داشته‌ام. اخلاقش با بقیه فرق داشت. وقتی خانه نبودم و برمی‌گشتم، می‌دیدم خانه را مرتب کرده و چای گذاشته است. نم چشمانش را با چادرش می‌گیرد تا ادامه دهد: وقتی جبهه بود همیشه برایم نامه می‌نوشت که به تشییع جنازه شهدا برو. از جبهه که می‌آمد، خواب‌هایمان را برای هم تعریف می‌کردیم. قبل از شهادتش خواب دیدم خودش در حرم امام‌رضا (ع) نامه‌ای به من داد که پایینش مهر قرمز خورده بود و بعد از دادن نامه هم، از جلوی چشمم محو شد.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه