خاطره خودنوشت شهید حجت اله باقری قسمت «۳»
هشدار و بازگشت به پایگاه
شهید حجتاله باقری در دفترچه خاطرات خود مینویسد: «مسیر ما جای دیگر بود که برگردیم، ولی آن محوطه روشن بود و ما نمیتوانستیم فرار کنیم. باز هم برگشتیم از همان طرف که آمده بودیم. در همان کوچه، یک زن دیدم که دارد به ما میگوید کومله آمده در کمین، ولی نمیشناخت که ما آمدیم...» متن کامل قسمت سوم خاطره خودنوشت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.