شهرستان های استان تهران - خاطرات

آخرین اخبار:
خاطرات
از اینکه فرزندم را در راه خدا داده‌ام شکر خدا را بجا می‌آورم
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

از اینکه فرزندم را در راه خدا داده‌ام شکر خدا را بجا می‌آورم

کوکب نیک‌بین مادر شهید «فتح‌اله رحیمی‌پوراسککی» نقل می‌کند: «پسرم قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در فعالیت‌های انقلابی شرکت می‌کرد. عضو بسیج بود. ۱۴ سالش بود که عزم رفتن به جبهه را کرده بود. هر چه اصرار می‌کردم که فعلا زمان مناسبی برای رفتن شما به جبهه نیست قبول نمی‌کرد. از اینکه فرزندم در راه دفاع از کشورش به شهادت رسیده است خدا را شکر می‌کنم.»
فرزندانم برای دفاع از حریم میهن جان فدا کردند
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

فرزندانم برای دفاع از حریم میهن جان فدا کردند

طاهره نبی‌پور مادر شهیدان «عبدالحمید و مجید عابدی» نقل می‌کند: هر دو فرزندم عاشق دفاع از خاک کشورشان بودند. با شهادت عبدالحمید، مجید عزمش برای رفتن به جبهه بیشتر شد و می‌گفت: نباید اسلحه برادرم روی زمین بماند و برای دفاع از خاک کشورم باید به جبهه بروم و جانم را فدای وطن نمایم.
شهرام از ۱۳ سالگی به جبهه می‌رفت
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

شهرام از ۱۳ سالگی به جبهه می‌رفت

زهرا شکوری خواهر «شهرام شکوری» روایت می‌کند: برادرم از سیزده سالگی تصمیم گرفت به جبهه برود و با دستکاری در شناسنامه‌اش به جبهه رفت اما وقتی مسئولین متوجه شدند او را به تهران برگرداند. و شش ماه بد مجدد از طریق بسیج به جبهه اعزام شد. شور و شوقی عجیبی برای دفاع از خاک کشورش را داشت.  
سیدجلال غسل شهادت کرده بود
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

سیدجلال غسل شهادت کرده بود

افسانه محمدزاده مادر شهید «سیدجلال حسینی‌کاشانی» روایت می‌کند: «یکی از همرزمانش برایم تعریف کرد: در یکی از عملیات‌ها به همرزمانش گفته بود امشب همگی باید غسل شهادت کنیم. اول خودش دوش گرفت و سپس تک تک همرزمانش دوش گرفتند و غسل شهادت کردند»
۴۶ سال چشم‌انتظاری، روایت زندگی مشترک کوتاه با شهید غریبِ اسارت که پیکرش به وطن بازنگشت
روایت صبر ۴۶ ساله؛ خانم «هاجر صفری راد» همسر شهید والامقام و غریب در اسارت «محمدعلی اصغر»؛

۴۶ سال چشم‌انتظاری، روایت زندگی مشترک کوتاه با شهید غریبِ اسارت که پیکرش به وطن بازنگشت

شهید «محمدعلی اصغر»، یکی از هزاران شهید غریب در اسارت است که در بیست‌وپنجم آبان ماه سال ۱۳۵۹ در منطقه سوسنگرد به اسارت نیروهای عراقی درآمد و پس از آن، هیچ خبری از نحوه و زمان دقیق شهادتش در دست نیست. همسر این شهید والامقام، خانم «هاجر صفری راد»، تنها ۳ سال زندگی مشترک با او داشت و اکنون پس از گذشت چهل‌وهفت سال همچنان در چشم‌انتظاری به سر می‌برد. او روایت زندگی با مردی را بازگو می‌کند که عشق به خدا و اسلام را بر هر چیز دیگری ترجیح داد. همچنین از او دو فرزند به یادگار مانده است.
دوست دارم زمان شهادتم بگویند؛ محافظ سردار سرلشکر شهید سلامی، با خودشان پر کشید
روایت «زهرا همتی» همسر شهید پاسدار «ابوالفضل ابدام»؛

دوست دارم زمان شهادتم بگویند؛ محافظ سردار سرلشکر شهید سلامی، با خودشان پر کشید

شهید «ابوالفضل ابدام»، پاسدار جان برکف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از نخستین شهدای جنگ ۱۲ روزه است. او برادر شهید «ناصر ابدام»، نخستین شهید امر به معروف و نهی از منکر کشور، و محافظ سردار سرلشکر پاسدار شهید حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران بود. شهید ابدام در بامداد ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، در حمله هوایی رژیم صهیونیستی به ستاد فرماندهی سپاه، به شهادت رسید و عند ربهم یرزقون گردید. شهیدی که زندگی‌اش را وقف جهاد، خدمت به محرومان، زنده‌نگه‌داشتن یاد شهدا و حراست از فرماندهان انقلاب کرد.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه