سمنان - زندگینامه شهدا

آخرین اخبار:
زندگینامه شهدا
تولد در سایه ایمان و پرورش در دامان معنویت

تولد در سایه ایمان و پرورش در دامان معنویت

شهید «مجید مرادی‌حقیقی» سی‌ام شهریور ۱۳۴۸ در روستای محمدآباد از توابع شهرستان گرمسار به دنیا آمد. او همراه پدر در مراسم و مجالس مذهبی شرکت می‌کرد و خیلی زود دل و جانش با نماز و قرائت قرآن انس گرفت و پیوندی عمیق با معنویت برقرار کرد. سرانجام در بیست‌ و یکم بهمن‌ماه ۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی والفجر هشت به شهادت رسید.
شهادت در قامت بسیجی

شهادت در قامت بسیجی

شهید «غلامرضا متولی» هفتم اسفندماه ۱۳۴۲ در روستای چهارطاق از توابع شهرستان آرادان به دنیا آمد. دعایش این بود که در سربازی شهید نشود و خدمت را به پایان برساند، سپس به صورت بسیجی در جبهه حضور یابد و به شهادت برسد. سرانجام در بیست و یکم بهمن‌ماه ۱۳۶۴ در عملیات والفجر هشت به شهادت رسید.
«نورالله»؛ نوری که خانه را روشن می‌کرد

«نورالله»؛ نوری که خانه را روشن می‌کرد

خواهر شهید «نورالله عزالدین» نقل می‌کند: «وقتی از مدرسه یا باغ می‌آمد، مادرم می‌گفت: نور خدا! اومدی؟ می‌گفتم: چرا اسم اصلی اش رو صدا نمی‌کنی؟ می‌گفت: این بچّه در دنیا و در آخرت زندگی‌ام رو روشن می‌کنه.»
ده سال انتظار برای بازگشت یک قهرمان

ده سال انتظار برای بازگشت یک قهرمان

شهید «حمیدرضا عرب‌سرهنگی»، دهمین روز از اولین ماه ۱۳۴۵ در روستای چشمه‌نادی ایوان‌کی به دنیا آمد. بیست و یکم بهمن‌ماه ۱۳۶۴ در‌ ام‌الرصاص به شهادت رسید. ده سال و هشت ماه طول کشید تا او و هم‌رزمانش را در منطقه فاو شناسایی کنند. در سی‌امی خرداد ۱۳۷۴ در گلزار شهدای ایوان‌کی به خاک سپرده شد.
«حمیدرضا»؛ روایت ایمان، رشادت و شهادت

«حمیدرضا»؛ روایت ایمان، رشادت و شهادت

نهم مرداد ۱۳۴۷ در ایام ولادت امام رضا(ع)، «شهید حمیدرضا عرب» به دنیا آمد. از شش سالگی همراه با والدینش نماز می‌خواند و روزه می‌گرفت. سرانجام در عملیات والفجر هشت، در بیست و یکم بهمن‌ماه ۱۳۶۴ به شهادت رسید.
یاد و خاطره‌ای که در گلزار شهدا می‌ماند

یاد و خاطره‌ای که در گلزار شهدا می‌ماند

شهید «حبیب‌الله قلعه‌نوئی» یکم دی‌ماه ۱۳۴۴ در شهر ایوانکی به دنیا آمد. وی بیست و یکم بهمن‌ماه ۱۳۶۱ در عملیات والفجر مقدماتی در منطقه فکه به شهادت رسید. یاد و نامش تا همیشه در دل مردم زنده است.
«محمود»؛ زاهد شب، شیر روز و مسافر همیشه جبهه

«محمود»؛ زاهد شب، شیر روز و مسافر همیشه جبهه

شهید «محمود عزیزی‌وامرزانی» هشتمین روز مرداد ۱۳۴۰ در شهرستان دامغان به دنیا آمد. از زاهدان شب و شیران روز بود. دلش بی‌قرار جبهه و آرامش قلبش در میدان نبرد معنا می‌یافت. سرانجام در عملیات والفجر هشت، در منطقه اروند، روز بیست و یکم بهمن‌ماه ۱۳۶۴ ترکش به پهلویش نشست و بال پروازش شد.
وعده کربلا به مادر

وعده کربلا به مادر

مادر شهید «حسن چاوشی» نقل می‌کند: «مادر از مزرعه می‌آید، با سر و صورت غبارآلود. حسن وقتی مادر را با این حال می‌بیند، عرق شرم بر پیشانی‌اش می‌نشیند و با احساسی خاص می‌گوید: مادرجان! ان‌شاءالله روزی برسه که بتونم شما رو به مکه و کربلا ببرم تا کمی از این خستگی‌ها از تن‌تون در بره!»
مادر! منافقین را ناکام بگذار

مادر! منافقین را ناکام بگذار

مادر شهید «مهدی هادی» نقل می‌کند: «وقتی خبر شهادتش را آوردند، درحالی‌که از درون می‌سوختم، از خدا خواستم به من استقامت بدهد تا به سفارش فرزندم عمل کنم که همیشه می‌گفت: مادر! در مقابل شهادتم مقاوم باش تا منافقین ناکام شوند.»
شاخه گلی برای خدا

شاخه گلی برای خدا

مادر شهید «حسن خادمیان‌وامرزانی» نقل می‌کند: «گفتم: حسن! هرچی می‌خوای بهم بگو، ناراحت نمی‌شم. گفت: حرف من اینه که شما ماشاءالله چند تا بچه دارین. گفتم: آره، بچه‌های دیگه هم هستن؛ ولی هر گلی یک بویی داره. آرام گفت: مادرجان! یعنی از این گلستان شما یک گل هم سهم خدا نمی‌شه؟»
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه