برگی از خاطرات؛
نصیحت شهید «حلیمی» به پیامرسان شهادت، با مقدمه بگو و دلداری بده
«همین روزهاست که از ایستگاه قطار زنگ بزنند و بگویند مهمان داریم... حدادزادگان پای مزار شهید «داودی» نشسته و با خیال عبدالله حلیمی حرف میزند. از خبرهایی که باید ببرد، از خانوادههایی که یا نورانیاند یا خشمگین، از تندرویی که حلیمی به وی گوشزد کرد و از نصیحتی که شاید میتوانست شبهای پرکابوسش را آرامتر کند. روایتی صادقانه از مردی که میان تکلیف و درد، راهی جز رساندن خبر نداشت ...» آنچه میخوانید بخشی از خاطرات «غلامحسن حدادزادگان» است که تقدیم حضورتان میشود.