خاطرات شفاهی خانواده شهید «عباس نصری»؛
«بیست ثانیهای که آخرین تماس ما شد»/ روایت همسر شهید «عباس نصری» از دلتنگی تا شهادت
«ساعت یازده و پنجاهودو دقیقه بود؛ دلهرهای که در سینهام نشسته بود، حالا به تپشی وحشتناک تبدیل شده بود. بارها تماس گرفتم، اما تنها پاسخی که میشنیدم، صدای اپراتور بود که میگفت: مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد. قلبم از این سکوت فرو میریخت. دوباره تماس گرفتم و باز هم سکوت؛ تا اینکه ساعت دوازده و سیوپنج دقیقه بالاخره موفق شدم با عباس صحبت کنم؛ اما تنها برای ۲۰ ثانیه. ۲۰ ثانیه کوتاه که آخرین تماس من با او بود. حالش را پرسیدم، میخواستم بیشتر حرف بزنم، اما نشد...»
این روایت، بخشی از آخرین لحظات زندگی مشترک «معصومه همسر شهید» با شهید سروان «عباس نصری» است؛ مردی که سالهای زندگی خود را در راه پاسداری از مرزهای ایران اسلامی سپری کرد و سرانجام در راه تأمین امنیت کشور به شهادت رسید. در ادامه فیلم مصاحبه تصویری با همسر و مادر این شهید گرانقدر منتشر می شود.