هرمزگان - خاطره

آخرین اخبار:
خاطره
چهره‌ای که خبر از شهادت می‌داد
خاطره‌‌ای از شهید «خورشید خادمی ماشاری»

چهره‌ای که خبر از شهادت می‌داد

همرزم شهید تعریف می‌کند: به شهید گفتم؛ به دلم برات شده که در این عملیات شهید می‌شوی! فردای قیامت ما را فراموش نکنی. حرفم که تمام شد، خورشید سرش را پایین انداخت و آرام گفت؛ ما کجا و شهادت کجا؟ خورشید یک نورانیت خاصی در چهره‌اش بود. هنوز هم آن چهره‌ی معصوم و نورانی را فراموش نکرده‌ام.
اکنون وقت آن است که توی دهن دشمنانمان بزنیم
خاطره‌‌ای از شهید «شاهرس بلبلی»

اکنون وقت آن است که توی دهن دشمنانمان بزنیم

پدر شهید تعریف می‌کند: پسرم می‌گفت؛ پس از پایان جنگ می‌توان دوباره کار و زندگی را ساخت، اما اکنون کشور به جوانانی مانند ما نیاز دارد. ما باید از میهن خود دفاع کنیم و پاسخ محکمی به دشمنانمان بدهیم و اکنون وقت آن است که توی دهن دشمنانمان بزنیم.
عملیات به زودی آغاز خواهد شد و در بصره یکدیگر را ملاقات خواهیم کرد
دست‌نوشته‌‌ به جا مانده از شهید «عباس صنعتی»

عملیات به زودی آغاز خواهد شد و در بصره یکدیگر را ملاقات خواهیم کرد

دست‌نوشته شهید گرانقدر «عباس صنعتی» برای علاقه‌مندان منتشر می‌شود. وی در نامه‌ای به خانواده‌اش می‌نویسد: اگر جویای حال فرزندتان هستید، به حمدالله حالم خوب است. فعلاً روزهایمان به خوردن و استراحت می‌گذرد و جز این کارها، کار دیگری انجام نمی‌دهیم. ان‌شاءالله به‌ زودی عملیات آغاز خواهد شد و اگر زنده ماندم، در بصره یکدیگر را ملاقات خواهیم کرد.
بگذار تا دشمن بداند که شهید شدن برای ما شادی است
وصیت‌نامه شهید «محمد غلام‌پور گشوئیه»

بگذار تا دشمن بداند که شهید شدن برای ما شادی است

شهید «محمد غلام‌پور گشوئیه» در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: مادر اگر من به شهادت رسیدم گریه مکن که گریه تو موجب شادی دشمن است. بگذار تا دشمن بداند که شهید شدن برای ما شادی است نه زاری.
حضور در جبهه از دوران دانش‌آموزی
خاطرات شفاهی؛

حضور در جبهه از دوران دانش‌آموزی

جانباز سرافراز «غلامعلی ماندگاری» درباره نحوه حضورش در جبهه چنین روایت می‌کند: سال ۱۳۶۱، زمانی که دانش‌آموز سال دوم راهنمایی بودم، به همراه چند نفر از دوستانم تصمیم گرفتیم برای اعزام به جبهه نام‌نویسی کنیم. سرانجام در سال ۱۳۶۲ موفق شدم از طریق بسیج به جبهه اعزام شوم. در منطقه عملیاتی ابتدا به‌ عنوان تیربارچی فعالیت می‌کردم و بعدها به‌ عنوان امدادگر مشغول خدمت شدم. در یکی از عملیات‌ها، دشمن اقدام به حمله شیمیایی کرد و در اثر آن از ناحیه ریه، قلب و چشم دچار مجروحیت شدم.
نامه‌ای سرشار از دلتنگی و دعا؛ سلامی از راهی دور
نامه به جا مانده از شهید «محمدباقر احمدی»

نامه‌ای سرشار از دلتنگی و دعا؛ سلامی از راهی دور

نامه شهید گرانقدر «محمدباقر احمدی» برای علاقه‌مندان منتشر می‌شود. خانواده این شهید والامقام در نامه‌ای خطاب به وی می‌نویسند: مرا ببخشید که با این دست‌ خط نامرتب برایتان نامه می‌نویسم. امیدوارم این نامه که از میان کوه‌ها، دره‌ها و راهی دور می‌گذرد، به دستتان برسد و آن را بپذیرید. همچنین امیدوارم که با سلامتی به آغوش گرم خانواده بازگردید و بتوانیم از نزدیک شما را زیارت کنیم.
روایت شهیدی از تبار ایثار؛ راهی که به شلمچه ختم شد
زندگی‌نامه شهید «محمدباقر احمدی»

روایت شهیدی از تبار ایثار؛ راهی که به شلمچه ختم شد

پاسدار شهید محمدباقر احمدی، از فرزندان مؤمن و انقلابی خطه جنوب کشور، با تربیتی دینی و روحیه‌ای سرشار از ایمان و ایثار، از نوجوانی در مسیر خدمت به اسلام و انقلاب گام نهاد و سرانجام در جبهه شلمچه، در راه دفاع از آرمان‌های الهی و میهن اسلامی، به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت و دیدار معبود دست یافت.
بزرگ‌ترین معجزه شهادت، بخشیدن ایمانی تازه به یک نسل است
وصیت‌نامه شهید «سیدعبدالحسین موسوی‌پور شهواری»

بزرگ‌ترین معجزه شهادت، بخشیدن ایمانی تازه به یک نسل است

شهید «سیدعبدالحسین موسوی‌پور شهواری» در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: بزرگ‌ترین معجزه شهادت این است که به یک نسل، ایمانی تازه به خویشتن می‌بخشد. شهید حاضر است و همیشه جاوید. امام حسین(ع) درسی بزرگ‌تر از شهادت خویش به ما آموخت و آن، نیمه‌تمام گذاشتن حج و حرکت به سوی شهادت است.
نامه‌ای از روزهای دوری و پایداری
دست‌نوشته‌‌ به جا مانده از شهید «میراز کلانتری پوربلوچی»

نامه‌ای از روزهای دوری و پایداری

دست‌نوشته شهید گرانقدر «میراز کلانتری پوربلوچی» برای علاقه‌مندان منتشر می‌شود. وی در نامه‌ای به خانواده‌اش می‌نویسد: پس از تقدیم سلام، سلامتی و تندرستی شما را از درگاه خداوند متعال خواهانم. امیدوارم حال شما خوب باشد. چنانچه جویای احوال فرزند حقیرتان، میرزا کلانتری بوده باشید، تاکنون غمی ندارم و تنها نگرانی من آگاهی از حال و احوال شماست.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه