هرمزگان - خاطره

خاطره
شهیدی که برای انقلاب، مرزهای ایثار را شکست
زندگی‌نامه شهید «محمد زارعی»

شهیدی که برای انقلاب، مرزهای ایثار را شکست

شهید محمد زارعی در خانواده‌ای متدین و زحمتکش چشم به جهان گشود و از همان کودکی با سختی و تلاش آشنا شد. او با پشتکار، تحصیل را تا کلاس پنجم ادامه داد، اما به دلیل مشکلات مالی و نبود مدرسه، برای کمک به والدین به کشاورزی و دامپروری روی آورد. اخلاق نیکو، احترام به والدین و فعالیت مستمر در جمع جوانان، او را به الگویی برای هم‌نسلانش تبدیل کرد و علاقه‌اش به انقلاب و امام، مسیر زندگی‌اش را شکل داد.
شهیدی که زندگی را با مبارزه آغاز کرد و با شهادت به اوج رساند
زندگی‌نامه شهید «یعقوب ابراهیم‌نژاد»

شهیدی که زندگی را با مبارزه آغاز کرد و با شهادت به اوج رساند

شهید «یعقوب ابراهیم‌نژاد» از جوانانی بود که تمام زندگی‌اش را سراسر در مسیر ایمان، مبارزه و دفاع از آرمان‌هایش سپری کرد. او از دل یک خانواده مذهبی برخاست، با انقلاب همراه شد و با آغاز جنگ راهی جبهه‌ها گردید تا سرانجام با نثار جان خویش، نامش را در شمار حماسه‌ آفرینان این سرزمین ثبت کند.
هدف من صدور انقلاب به اقصی نقاط جهان می‌باشد
فرازی از وصیت‌نامه شهید «یعقوب ابراهیم‌نژاد»

هدف من صدور انقلاب به اقصی نقاط جهان می‌باشد

شهید «یعقوب ابراهیم‌نژاد» در وصیت‌نامه‌اش می‌نویسد: هدف من پیروزی انقلاب اسلامی ایران و نیز صدور انقلاب به اقصی نقاط جهان می‌باشد.
شهیدی که با فعالیت فرهنگی و انقلابی مسیر جامعه را روشن کرد
زندگی‌نامه شهید «محمد آبسواران»

شهیدی که با فعالیت فرهنگی و انقلابی مسیر جامعه را روشن کرد

شهید «محمد آبسواران»، فردی متعهد از روستای کنارو، از کودکی با تحصیل و آموزش قرآن به جامعه خدمت می‌کرد. او با فعالیت‌های فرهنگی، حضور در مساجد و کلاس‌های عقیدتی و مبارزه علیه رژیم پهلوی، زندگی خود را وقف اهداف انقلاب اسلامی کرد و سرانجام در ۱۲ بهمن ماه ۱۳۶۰ به شهادت رسید.
روایت همسر شهید از لحظاتی که امید و شجاعت را نشان داد
خاطره‌‌ای از شهید «داداله پیری‌زاده»

روایت همسر شهید از لحظاتی که امید و شجاعت را نشان داد

همسر شهید تعریف می‌کند روزی که می‌خواست برود، قرآن را بالای سرش گرفتم و کاسه‌ای آب پشت سرش ریختم تا بدرقه‌ی راهش باشد. بغض گلویم را گرفته بود و اشک از چشمانم سرازیر می‌شد. اشک‌هایم را با دست پاک کردم تا مبادا برگردد و مرا گریان ببیند؛ می‌ترسیدم قدم‌هایش سست شود و از رفتن منصرف شود.
کلاس پنجم دبستان بودم که در جبهه نام‌نویسی کردم
خاطرات شفاهی جانبازان؛

کلاس پنجم دبستان بودم که در جبهه نام‌نویسی کردم

جانباز سرافراز «علی فارسی» درباره حضور خود در جبهه چنین روایت می‌کند: زمانی که در کلاس پنجم دبستان بودم، برای حضور در جبهه نام‌نویسی کردم. ابتدا برای آموزش به ۰۵ کرمان اعزام شدم و پس از آن به لشکر ۳۰ گرگان پیوستم و به مدت ۲۸ ماه در کردستان خدمت کردم. از آغاز جنگ، هر سال حدود سه ماه در جبهه حضور داشتم. متأسفانه به دلیل موج انفجار، از ناحیه گوش و همچنین اعصاب و روان مجروح شدم.
شهیدی که زندگی‌اش درس ایمان و شجاعت بود
خاطره‌‌ای از شهید «اسحاق مریدی‌زاده»

شهیدی که زندگی‌اش درس ایمان و شجاعت بود

همسر شهید تعریف می‌کند: در زمان طاغوت، شهید به همراه چند نفر از همکارانش، عکس‌ها و اعلامیه‌های امام را بین مردم پخش می‌کرد. با اینکه ارتشی بود، خطر این کار را به جان می‌خرید. بعد از شروع جنگ، می‌گفت که آرزو دارد در جبهه‌های حق علیه باطل حضور داشته باشد.
روایت ایستادگی در دل اسارت
خاطرات شفاهی جانبازان؛

روایت ایستادگی در دل اسارت

جانباز سرافراز «شهباز جوزری» درباره حضور خود در جبهه چنین روایت می‌کند: در یکی از عملیات‌ها، هنگام عقب‌نشینی، به دست نیروهای عراقی اسیر شدیم. پس از انتقال به اردوگاه، ما را به صف کردند و هنگام ورود، یکی‌یکی با کابل مورد ضرب‌وشتم قرار می‌دادند. دوران اسارت بسیار سخت و طاقت‌ فرسا بود؛ رزمندگان را آزار می‌دادند و دسترسی به آب و غذا به‌ شدت محدود و دشوار بود.
من نیز مانند شما از دوریتان دلواپسم
دست‌نوشته‌‌ به جا مانده از شهید «حسین ‌الله‌پرست»

من نیز مانند شما از دوریتان دلواپسم

دست‌نوشته شهید گرانقدر «حسین ‌الله‌پرست» برای علاقه‌مندان منتشر می‌شود. وی در نامه‌ای به مادر و خواهرانش می‌نویسد: تاکنون چندین نامه نوشته‌ام، لیکن تا به حال هیچ پاسخی دریافت نکرده‌ام. خواهش می‌کنم جواب نامه را فوراً بنویسید؛ زیرا همان‌طور که شما از بابت دوری دلواپس می‌شوید، من نیز همین حال را دارم و اگر خطی از شما به دستم برسد، بسیار خوشحال می‌شوم.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه