قسمت دوم خاطرات شهید «سید محمد مرتضینژاد»
برای شهادت از آن مریضی بلند شده بود
مادر شهید «سید محمد مرتضینژاد» نقل میکند: «بالای سرش نشسته بودم و از خدا شفا میخواستم. نماز صبح را که خواندم، چشمش را باز کرد. مثل معجزه بود. وقتی خبر شدم که سید محمد شهید شده، فهمیدم که برای شهادت از آن مریضی بلند شده است.»