جانباز اسداله مرادی پسرخاله و همرزم شهید «علی کریم آبادی»؛
من فریاد زدم: پسرخاله تو هستی؟ معلوم هست چکار میکنی؟ نزدیک بود تو را بزنم؟ گفت: رفته بودم مینهای که دشمن روبروی ما کار گذاشته بود را خنثی کنم. چند تا مین هم آوردم تا شما شناسایی کنید که چه مینهایی کار گذاشتهاند. گفتم: از کجا رفتی؟ که من تو را ندیدم؟ گفت: از طرف نیروهای ارتش. علی اینگونه شجاعت و دلیری و اخلاصی داشت که هرگز فراموش نمیکنم.