البرز - خاطره گویی

آخرین اخبار:
خاطره گویی
تاریخ شفاهی| بچه من فرار نمی‌کند؛ آخرین دیدار پدر با پسر شهیدش

تاریخ شفاهی| بچه من فرار نمی‌کند؛ آخرین دیدار پدر با پسر شهیدش

پدر شهید سیدعباس اکبر موسویی از سفری می‌گوید که به دیدار پسرش رفت؛ از دره‌شهر و جاده‌ای که پیکان از سربالایی‌اش بالا نمی‌رفت، تا پادگانی پر از گل و فرماندهی که اجازه رفتن نداد. آنجا مادر شهید خوشحال شد و پسر را دیدیم. پدر می‌گوید: «این آخرین دیدارمان بود.»
از دامن مادر تا معراج؛ راز تربیت شهید ۱۳ ساله در روایت مشترک پدر و مادر + فیلم

از دامن مادر تا معراج؛ راز تربیت شهید ۱۳ ساله در روایت مشترک پدر و مادر + فیلم

مادری که امروز پس از سال‌ها دلتنگی به دیدار فرزندش شتافت، در این ویدیو به همراه پدر شهید، ناگفته‌هایی از ادب، سلوک معنوی و اخلاص شهید «علیرضا محمودی‌پارسا» را بیان می‌کند. این فیلم سند ارزشمندی از نقش خانواده در بالندگی یکی از شاخص‌ترین شهدای نوجوان کشور است.
«شهید مرتضی سیدی»؛ از تولد در سالروز میلاد حضرت علی (ع) تا خواب ابدی رفقا در مزار
خاطرات شفاهی والدین شهدا؛

«شهید مرتضی سیدی»؛ از تولد در سالروز میلاد حضرت علی (ع) تا خواب ابدی رفقا در مزار

مادر شهید با یادآوری خاطرات فرزندش می‌گوید: «هر کس مرتضی را می‌دید، از شدت قوی بودنش تعجب می‌کرد. روزی که او را در قبر می‌گذاشتند، اول رفیق‌هایش در مزار خوابیدند. او در روز میلاد امام علی (ع) به دنیا آمد و به همین دلیل نامش را مرتضی گذاشتم.»
خاطرات شفاهی| پسرم معلم بود

خاطرات شفاهی| پسرم معلم بود

مادر شهید ربیع فروزنده در این روایت می‌گوید: «ربیع بچه نماز خواندن و روزه داری بود دست مردم را می‌گرفت. وقتی به او می‌گفتم: ازدواج کن! می‌گفت: عروسی‌ام در جبهه و بچه‌هایم هم در سنگر هستند.»
تاریخ  شفاهی | پدرشهید داوود کیانی: پسرم چندین بار زخمی شد تا به شهادت رسید

تاریخ شفاهی | پدرشهید داوود کیانی: پسرم چندین بار زخمی شد تا به شهادت رسید

پدر شهید داوود کیانی در روایت تاریخ شفاهی می‌گوید: پسرم بارها در جبهه مجروح شد، اما هر بار که بهبود می‌یافت، دوباره به خط مقدم بازمی‌گشت. زخم‌هایش نه تنها او را از راهش بازنداشت، بلکه عشقش به دفاع از اسلام و میهن را بیشتر کرد؛ تا اینکه سرانجام در یکی از همان عملیات‌ها به آرزوی دیرینه‌اش یعنی شهادت رسید. روایتی از ایستادگی و عشقی که پایان نداشت.
خاطرات شفاهی| «محمدرضا در کارهای خانه کمکم می‌کرد»؛ روایت مادر شهید خداپرست از فرزندی همراه و مهربان

خاطرات شفاهی| «محمدرضا در کارهای خانه کمکم می‌کرد»؛ روایت مادر شهید خداپرست از فرزندی همراه و مهربان

مادر شهید محمدرضا خداپرست در فیلم تاریخ شفاهی، از فرزندی می‌گوید که در کنار مسئولیت‌ها و دغدغه‌های زندگی، همواره یار و همراه خانواده بود و در کارهای خانه به مادرش کمک می‌کرد. روایتی ساده و صمیمی که گوشه‌ای از شخصیت مهربان و مسئولیت‌پذیر این شهید را از زبان مادر به تصویر می‌کشد.
فیلم خاطرات شفاهی شهید علی خلج؛ سربازی که در مرز مریوان به شهادت رسید

فیلم خاطرات شفاهی شهید علی خلج؛ سربازی که در مرز مریوان به شهادت رسید

«من از همه فرزندانم راضی هستم»؛ این جمله پدر شهید علی خلج، بخشی از فیلم تاریخ شفاهی این سرباز شهید است که به تازگی منتشر شده. علی که در کمال‌آباد به دنیا آمد، در راه پاسداری از مرزهای ایران اسلامی در مریوان به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
تاریخ شفاهی| مادر شهید حسین بزرگمهر روایت کرد: از حدیث‌خوانی برای بچه‌ها تا کتاب‌خریدن با تمام پول

تاریخ شفاهی| مادر شهید حسین بزرگمهر روایت کرد: از حدیث‌خوانی برای بچه‌ها تا کتاب‌خریدن با تمام پول

«حسین یک اخلاقی داشت که مثلاً در تولدها بچه‌ها را دور خودش جمع می‌کرد و برایشان حدیث و آیات قرآنی می‌گفت و سر بچه‌ها را گرم می‌کرد. همه پولش را کتاب می‌خرید.» این‌ها گوشه‌هایی از روایت مادر شهید حسین بزرگمهر است که در تازه‌ترین تاریخ شفاهی منتشر شده، روایتی از جوانی که عشق به قرآن و کتاب را با مهربانی با کودکان در هم آمیخته بود.
روایت پدر؛ از رفتن احمد تا بازگشتش بر دوش آسمان

روایت پدر؛ از رفتن احمد تا بازگشتش بر دوش آسمان

در میانه سال‌های آتش و اضطراب، احمد اله‌وردی دل از خانه کند و راهی جبهه شد؛ جوانی از تهران‌ویلا که شیشه‌های شکسته شهر را مرهم می‌گذاشت و خود، آینه تمام‌نمای ایمان و غیرت بود. این روایت پدری است از روزهای اعزام، دل‌شوره‌های پنهان، نامه‌های رمزی و بازگشت پسری که این‌بار نه بر پاهای خویش، که بر دوش آسمان به خانه آمد.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه