روایت پدر؛ از رفتن احمد تا بازگشتش بر دوش آسمان
در میانه سالهای آتش و اضطراب، احمد الهوردی دل از خانه کند و راهی جبهه شد؛ جوانی از تهرانویلا که شیشههای شکسته شهر را مرهم میگذاشت و خود، آینه تمامنمای ایمان و غیرت بود. این روایت پدری است از روزهای اعزام، دلشورههای پنهان، نامههای رمزی و بازگشت پسری که اینبار نه بر پاهای خویش، که بر دوش آسمان به خانه آمد.