یک روز قبل از اعزام، استخارهاش بشارت شهادت داد و خوابش زمان دقیق آن را پیشبینی کرد. سرانجام شهید بهروز آقاعلیاکبری، در چهارم بهمن ۶۵ و درست در پانزدهمین روز پس از آن خواب، هنگامی که برای نجات رزمندهای زخمی از آمبولانس پیاده شد، با اصابت ترکش به گردن در منطقه شلمچه به آرزویش رسید.
خانم لیلای اکبری در خاطرهای معنوی نقل میکند: شهید ولی اکبری قرقرک در خواب به پدربزرگش بشارت داد که «مشکل مسکن خانواده تمام شده است» و یک ماه بعد، راهحلی غیرمنتظره پیش آمد.
شهید غلامرضا آبسالان در نامهای به تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۶۱ خطاب به پدرش نوشت: «جایمان بسیار خوب است... و از تهران بیشتر احساس راحتی میکنم اینجا». این نامه که از خط مقدم جبهه نوشته شده، حکایت از آرامش و اطمینان خاطر این شهید بزرگوار دارد.
آن شب که محمد از چمنهای رویا گفت و نان دادنی که پایانی نداشت، پدر فهمید فراق پسر، سختتر از این است. اینجا، داستان شهید محمد الهوردی است؛ از زلزله کودکی تا شهادتی در غربت و پدری که او را در قطعه ۲۴ بهشت زهرا، بیحضور خانواده یافت.
"اگر برگشتم که هیچ... اگر برنگشتم، دیدارمان در قیامت!" این آخرین سخن سعید نوزدهساله به مادرش بود، پیش از آنکه در نخلستانهای ذوالفقاری، یکتنه با پنجاه سرباز دشمن بجنگد و شربت شهادت بنوشد.
سردار شهید علیمحمد فلاحنژاد از جمله سرداران بزرگ و عارفی بود که در طول دفاع مقدس، صفحات درخشانی از ایثار و فداکاری را در تاریخ این مرز و بوم به ثبت رساند. این ویژهنامه الکترونیکی، به مناسبت سالگرد شهادت این سردار بزرگ، تهیه شده تا نسل جوان کشور بیش از پیش با مکتب شهیدان آشنا شوند.
نوید شاهد البرز ویژه نامه الکترونیکی «شهید سردار علیاصغر ابراهیمی» را منتشر میکند. در این ویژه نامه، زندگینامه، وصیتنامه، نامه و یادداشت این سردار شهید برای علاقمندان منتشر میشود.
محمد آقازاده علمدار، شهیدی که پس از شهادت، در رویایی روشن، فرزند گمشدهاش را به همسرش معرفی کرد و با پیشبینی دقیق شهادتش، داستانی فراموشنشدنی از ایمان و عشق را در تاریخ دفاع مقدس ثبت کرد.