البرز - خاطره شهدا

آخرین اخبار:
خاطره شهدا
«ایمان در میدان نبرد / روایت یعقوبعلی عسگری از حضورش در خط‌مقدم»
خاطرات شفاهی

«ایمان در میدان نبرد / روایت یعقوبعلی عسگری از حضورش در خط‌مقدم»

«آنچه در این ویدئو می‌بینید، روایتی صمیمی از زخم‌هایی است که هرگز التیام نیافتند و خاطراتی که هیچ‌گاه کهنه نشدند. یعقوبعلی عسگری، از روزهای پرغبار جنگ تا لحظه‌ای که [ اشاره به اتفاق خاص در ویدئو ]، با زبانی ساده و دلنشین، قصه‌ی خود را برای تاریخ روایت می‌کند.»
خاطرات شفاهی جانباز همایون شولی‌چهارلنگی/«فرمان امام تکلیف ما را روشن کرد»

خاطرات شفاهی جانباز همایون شولی‌چهارلنگی/«فرمان امام تکلیف ما را روشن کرد»

جانباز همایون شولی‌چهارلنگی با اشاره به تأثیرپذیری نسل خود از منویات بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی می‌گوید: «امام گفته بود به جبهه برویم؛ ما هم با فرمان ایشان راهی میدان شدیم. آنچه برای ما اصالت داشت، اسلام بود و همین نگاه دینی بود که مسیر زندگی‌ام را برای همیشه دگرگون کرد.» این بخشی از خاطرات شفاهی رزمنده‌ای است که حضور در جبهه را نه یک انتخاب، که یک تکلیف الهی می‌داند.
تاریخ شفاهی جانباز سرافراز «ابوالحسن باقری»؛ یادگاری از مردان خاکریزهای عشق

تاریخ شفاهی جانباز سرافراز «ابوالحسن باقری»؛ یادگاری از مردان خاکریزهای عشق

در این گفت‌وگو، از روزهای دشوار اما پرافتخارِ جنگ، همراهی با همرزمان شهیدش، لحظه‌های ناب ایمان و شجاعت، و نیز از رنجِ جسمیِ جانبازی و پایداریِ پس از جنگ سخن خواهد گفت. این مصاحبه، گامی است در جهتِ ثبت و انتقالِ گنجینۀ تمام‌نشدنیِ دفاع مقدس، که به فرمودۀ مقام معظم رهبری، ارزنده‌ترین یادگارانِ آن، جانبازانِ عزیز هستند
مهربانی‌هایی که هرگز فراموش نشد؛ روایت دوستی صمیمانه با شهید علی آقازاده

مهربانی‌هایی که هرگز فراموش نشد؛ روایت دوستی صمیمانه با شهید علی آقازاده

احمد شاهدی، هم‌کلاسی و دوست صمیمی شهید علی آقازاده، از مهر و دلسوزی این شهید والامقام در دوران مدرسه و نیز آخرین دیدارشان پیش از اعزام به جبهه می‌گوید؛ خاطراتی که امروز چون گوهری ماندگار از آن شهید بزرگوار بر دل‌ها نشسته است.
سومین رفیق؛ روایت وداع با شهید محسن سوری در کنار دو یار آسمانی‌اش

سومین رفیق؛ روایت وداع با شهید محسن سوری در کنار دو یار آسمانی‌اش

مدیرروستا در خاطره‌ای از روزهای تلخ وداع با شهدای نخبه هوافضا، روایت می‌کند چگونه پیکر شهید محسن سوری، سومین عضو یک جمع دوستانه، یک ماه پس از شهادت دو دوست نزدیکش در معراج شهدا تشییع شد؛ رفاقتی که از بین‌الحرمین تا امام‌زاده محمد کرج ادامه یافت.
بشارت استخاره و نجات رزمنده؛ خاطره شهادت غریبانه راننده آمبولانس در شلمچه

بشارت استخاره و نجات رزمنده؛ خاطره شهادت غریبانه راننده آمبولانس در شلمچه

یک روز قبل از اعزام، استخاره‌اش بشارت شهادت داد و خوابش زمان دقیق آن را پیش‌بینی کرد. سرانجام شهید بهروز آقاعلی‌اکبری، در چهارم بهمن ۶۵ و درست در پانزدهمین روز پس از آن خواب، هنگامی که برای نجات رزمنده‌ای زخمی از آمبولانس پیاده شد، با اصابت ترکش به گردن در منطقه شلمچه به آرزویش رسید.
نمی‌گذارم تفنگ تو را زمین بگذارند
مادر شهید در روایت از فرزندش می گوید:

نمی‌گذارم تفنگ تو را زمین بگذارند

مادر می‌گوید: «در رور تشییع من روی مزارش رفتم و گفتم: مهدی راحت بخواب كه نمی گذارم تفنگ تو را زمین بگذارند.»
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه