البرز - خاطره شهدا

آخرین اخبار:
خاطره شهدا
تاریخ شفاهی| «حمیدرضا پسر پاکی بود، نظرکرده بود»؛ روایت پدر شهید از فرزندی که از جبهه با چند کتاب بازگشت

تاریخ شفاهی| «حمیدرضا پسر پاکی بود، نظرکرده بود»؛ روایت پدر شهید از فرزندی که از جبهه با چند کتاب بازگشت

پدر شهید حمیدرضا قزلباش در روایت تاریخ شفاهی خود از فرزندی می‌گوید که با وجود مشکل مادرزادی در پای چپ، پسری پاک و متفاوت بود؛ پسری که پدر او را «نظرکرده» می‌دانست. حمیدرضا در دوران سربازی راهی جبهه شد و پس از پایان خدمت نیز فرمانده‌اش چند کتاب به او هدیه داد؛ خاطره‌ای که گوشه‌ای از روحیه و شخصیت این شهید را برای نسل امروز روایت می‌کند.
تاریخ شفاهی| از تظاهرات انقلاب تا جبهه؛ روایت مادر شهید حسین قنبری‌ها

تاریخ شفاهی| از تظاهرات انقلاب تا جبهه؛ روایت مادر شهید حسین قنبری‌ها

مادر شهید حسین قنبری‌ها از فرزندی می‌گوید که از همان دوران نوجوانی، در کنار درس و مدرسه، دل در گروی انقلاب داشت و برای حضور در تظاهرات از مدرسه خارج می‌شد. با آغاز جنگ تحمیلی نیز اشتیاق او برای دفاع از ایران چنان بود که با دستکاری شناسنامه، راهی جبهه شد؛ روایتی از روزهای جوانی که مسیر زندگی حسین را از مدرسه و تظاهرات انقلاب به میدان دفاع از وطن رساند.
طنابی که با خون تخریبچی شهید رنگین شد
معبر سرخ؛ روایت آخرین مجاهدت شهید ابوالفضل رمضانی در قلاویزان:

طنابی که با خون تخریبچی شهید رنگین شد

در میدان مین، هر قدم می‌توانست آخرین قدم باشد؛ اما تخریبچی‌ها پیش از همه وارد میدان خطر می‌شدند تا راهی امن برای عبور رزمندگان باز کنند. شهید ابوالفضل رمضانی در عملیات کربلای یک، با وجود جراحت و خونریزی شدید، تا باز شدن معبر از پای ننشست. روایت همرزمانش از آن شب، حکایت مردی است که خونش بر طناب سفید معبر ریخت و آخرین مسیر زندگی‌اش را به جاده‌ای برای عبور دیگران تبدیل کرد.
«ایمان در میدان نبرد / روایت یعقوبعلی عسگری از حضورش در خط‌مقدم»
خاطرات شفاهی

«ایمان در میدان نبرد / روایت یعقوبعلی عسگری از حضورش در خط‌مقدم»

«آنچه در این ویدئو می‌بینید، روایتی صمیمی از زخم‌هایی است که هرگز التیام نیافتند و خاطراتی که هیچ‌گاه کهنه نشدند. یعقوبعلی عسگری، از روزهای پرغبار جنگ تا لحظه‌ای که [ اشاره به اتفاق خاص در ویدئو ]، با زبانی ساده و دلنشین، قصه‌ی خود را برای تاریخ روایت می‌کند.»
خاطرات شفاهی جانباز همایون شولی‌چهارلنگی/«فرمان امام تکلیف ما را روشن کرد»

خاطرات شفاهی جانباز همایون شولی‌چهارلنگی/«فرمان امام تکلیف ما را روشن کرد»

جانباز همایون شولی‌چهارلنگی با اشاره به تأثیرپذیری نسل خود از منویات بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی می‌گوید: «امام گفته بود به جبهه برویم؛ ما هم با فرمان ایشان راهی میدان شدیم. آنچه برای ما اصالت داشت، اسلام بود و همین نگاه دینی بود که مسیر زندگی‌ام را برای همیشه دگرگون کرد.» این بخشی از خاطرات شفاهی رزمنده‌ای است که حضور در جبهه را نه یک انتخاب، که یک تکلیف الهی می‌داند.
تاریخ شفاهی جانباز سرافراز «ابوالحسن باقری»؛ یادگاری از مردان خاکریزهای عشق

تاریخ شفاهی جانباز سرافراز «ابوالحسن باقری»؛ یادگاری از مردان خاکریزهای عشق

در این گفت‌وگو، از روزهای دشوار اما پرافتخارِ جنگ، همراهی با همرزمان شهیدش، لحظه‌های ناب ایمان و شجاعت، و نیز از رنجِ جسمیِ جانبازی و پایداریِ پس از جنگ سخن خواهد گفت. این مصاحبه، گامی است در جهتِ ثبت و انتقالِ گنجینۀ تمام‌نشدنیِ دفاع مقدس، که به فرمودۀ مقام معظم رهبری، ارزنده‌ترین یادگارانِ آن، جانبازانِ عزیز هستند
مهربانی‌هایی که هرگز فراموش نشد؛ روایت دوستی صمیمانه با شهید علی آقازاده

مهربانی‌هایی که هرگز فراموش نشد؛ روایت دوستی صمیمانه با شهید علی آقازاده

احمد شاهدی، هم‌کلاسی و دوست صمیمی شهید علی آقازاده، از مهر و دلسوزی این شهید والامقام در دوران مدرسه و نیز آخرین دیدارشان پیش از اعزام به جبهه می‌گوید؛ خاطراتی که امروز چون گوهری ماندگار از آن شهید بزرگوار بر دل‌ها نشسته است.
سومین رفیق؛ روایت وداع با شهید محسن سوری در کنار دو یار آسمانی‌اش

سومین رفیق؛ روایت وداع با شهید محسن سوری در کنار دو یار آسمانی‌اش

مدیرروستا در خاطره‌ای از روزهای تلخ وداع با شهدای نخبه هوافضا، روایت می‌کند چگونه پیکر شهید محسن سوری، سومین عضو یک جمع دوستانه، یک ماه پس از شهادت دو دوست نزدیکش در معراج شهدا تشییع شد؛ رفاقتی که از بین‌الحرمین تا امام‌زاده محمد کرج ادامه یافت.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه