بوشهر - خاطرات

آخرین اخبار:
خاطرات
روایتی از دو سال اسارت و عطش

روایتی از دو سال اسارت و عطش

«غضنفر جعفری» از روز‌های سختِ «مفقودالاثر بودن» در اردوگاه‌های عراق می‌گوید، از عطشی که به یاد اهل بیت (ع) تاب آورد.
خاطرات پدر شهید غلامرضا مرادی از پسری که با عملش ماندگار شد

خاطرات پدر شهید غلامرضا مرادی از پسری که با عملش ماندگار شد

حاج علی مرادی وقتی از غلامرضا حرف می‌زند، از نوجوانی می‌گوید که نماز و قرآن برایش عادت نبود، خصلت بود؛ از پسری که کار را رها نمی‌کرد، برای پدرش هزینه درمان کنار می‌گذاشت و در خانه، ردّی از مسئولیت و مهربانی می‌گذاشت. این خاطرات، تصویر شهیدی را پیش چشم می‌گذارد که زندگی‌اش پیش از شهادت هم روایت‌کردنی بود.
از بَنَک تا بهشت

از بَنَک تا بهشت

شهید علی رنجبری، جوان سخت‌کوش و با ایمان دیار بنک، در نگاه همرزمش الگویی از شجاعت، دینداری و احترام به والدین بود که سرانجام آسمانی شد.
دلی که در خدمتِ خلق آرام نمی‌گرفت

دلی که در خدمتِ خلق آرام نمی‌گرفت

خاطرات مادر و برادر شهید محمد عامری‌نژاد، پرده از حقیقتی برمی‌دارد که تا امروز پنهان مانده بود؛ تصویری از جوانی که حتی در سخت‌ترین شرایط جسمی و روحی، همیشه دیگران را بر خود مقدم می‌شمرد و لبخندش، تسلایِ دلِ خانواده بود.
وقتی رنج سال‌های اسارت در دیدار رهبر شهید رنگ باخت

وقتی رنج سال‌های اسارت در دیدار رهبر شهید رنگ باخت

یوسف بختیاری، آزاده و پاسدار بوشهری، در روایتی تکان‌دهنده از روز‌های سخت اسارت و فقدانِ امام خمینی (ره)، دیدار با امام شهید را که برای او فراتر از یک ملاقات ساده بود، مرهمی بر تمام درد‌های سال‌های دور از وطن می‌داند.
پسرم دامادی زمین را نخواست
روایت مادرانه از حسرتی که آسمانی شد

پسرم دامادی زمین را نخواست

مادر شهید، از جوانی می‌گوید که دل به ماندن نبست و پیش از آن‌که دامادی‌اش در زمین برپا شود، به ضیافت آسمانی رسید؛ روایتی مادرانه از پسری که عاقبت به‌ خیری را بر همه آرزو‌های دنیایی ترجیح داد.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه