من و تمام رزمندگان که در جبهه هستند تا آخرین قطره خون خود آماده مبارزه هستیم و تنها آرزویم این است هرچه زودتر صدام سرنگون گردد و پرچم اسلام در همه جا برافراشته شود.
شهید علاقه فراوانی به امام خمینی (ره) داشت و از آنجا که ایشان فرموده بودند که همگی به جبهه بروند، چند مرتبه در طول مدتی که در بسیج بودند، تصمیم گرفتند از طریق سپاه عازم مناطق جنگی گردند.
زندگینامه شهید «اراز محمد قره داغلی» به مناسبت سالروز شهادتش منتشر میشود
او شهیدی بود استوار در ایمان و پایبند به اصول اسلام. همواره به یاران و اطرافیانش سفارش میکرد که امام خمینی (ره) را تنها نگذارند و فرمانبردار او باشند، تا مبادا آسیبی به نهال انقلاب وارد شود. در روزگار جوانی، او را «جوانی حزباللهی» میخواندند و در سالهای پیری، رزمندگان جبهه به احترام و محبت، لقب «پدر جوانان حزباللهی» را بر او نهاده بودند.
خاطرهای از شهید «حمیدرضا مازندرانی» به مناسبت سالروز شهادتش منتشر میشود
ناگهان، چشمم به تابوتی افتاد که بر شانههای عزاداران، در برابر خانهمان رهسپار بود؛ بعد از شنیدن این حرف، گویی پردهای از دلواپسی بر قلبم افکنده شد و زمزمهای درونی از سرنوشت حمیدرضا به گوش رسید.
زندگینامه شهید «حمیدرضا مازندرانی» به مناسبت سالروز شهادتش منتشر میشود
وجودش یکسر تسلیم فرمان امام بود و جان و دل در گرو اطاعت محض داشت. تا آنگاه که فجر ظفر انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) دمید و مسرت و آسودگی را برای خیل عظیم مستضعفان و محرومان به ارمغان آورد. حمیدرضا، جوانی پاکسیرت و مؤمن، به زیور تقوا آراسته بود.
خاطرهای از شهید «عباس حبیبی نامقی» به مناسبت سالروز ولادتش منتشر میشود
وقتی خوابیدم خواب دیدم داخل مسجد بزرگی هستم و یک هیئت عزاداری مشغول عزاداری است و عدهی کثیری هم زنجیر میزنند و من همانطور که آنها را نگاه میکردم با تعجب دیدم عباس بلند شده و به عزاداران آب میدهد، تا مرا دید یک لیوان آب هم برای من ریخت و به من داد. بعد از اینکه از خواب بیدار شدم اصلا تشنه نبودم و تا آن زمان آبی به آن سردی و گوارایی ننوشیده بودم.