گلستان - زندگی نامه/وصایا

آخرین اخبار:
زندگی نامه/وصایا
فریاد استغاثه در غربت؛ وقتی شهید جز «مهدی (عج)» پناهی نیافت
خاطره ای از عملیات والفجر ۳ از دفتر یادداشت شهید «حسن امام‌دوست»

فریاد استغاثه در غربت؛ وقتی شهید جز «مهدی (عج)» پناهی نیافت

در این موقع امیدم از همه‌ی شصت نفر قطع شد. سر را به طرف آسمان بلند کردم و گفتم: «خدایا! دیگر از دست ما کاری ساخته نیست، خودت یک علاجی بکن. یا حجت بن الحسن (عج)‌ای مهدی موعود (عج) سربازانت را خودت یاری کن.»
هنر انقلابی در دستان مسلم
برگی از خاطرات شهید «مسلم کریم آبادی»

هنر انقلابی در دستان مسلم

یکی از کار‌های زیبایش، کشیدن تصویر مرحوم آیت‌الله طالقانی روی شیشه بود. با رنگ گواش هم جمله‌ای نوشته بود، که هنوز در ذهنم مانده است: «هر کس روبه‌روی این انقلاب بایستد، باید هلاک شود.»
پرواز عاشقانه از قفس خاک تا آغوش معبود
فراز‌هایی از نامه‌های سردار شهید «حسن امام دوست» به همسرش

پرواز عاشقانه از قفس خاک تا آغوش معبود

در نامه‌های سردار شهید «حسن امام دوست» می‌خوانیم: سخن از عشق و عاشقی و پرواز ملکوتی، پرواز از این تن خاکی پرواز از این بند و قفس دست و پاگیر، پرواز به سوی تنها معشوق و تنها معبود یگانه مقصد و یگانه مقصود، که اگر نبود اجل معین الهی، حتی چشم برهم زنی آرام نمی‌گرفت و پر نمی‌کشید.
فلسفه حیات؛ آغوشی برای شهادت
وصیت‌نامه شهید دانش آموز «حجت الله کریم آبادی» منتشر می‌شود

فلسفه حیات؛ آغوشی برای شهادت

من هم به نوبه خودم درس مبارزه و جهاد را از آقا و سرورمان امام حسین علیه الاسلام آموختم. آموختم که زندگی مادی نکبت بار است ما باید به سراغ مرگ برویم نه اینکه مرگ به سراغ ما آید. زیرا انسان یکبار بیشتر نمی‌میرد پس چه بهتر که این زندگی با شهادت در راه خدا پایان یابد.
ماهی دریای جبهه
زندگینامه شهید دانش آموز «حجت الله کریم آبادی» منتشر می‌شود

ماهی دریای جبهه

او بعد از هر بار که دوران مأموریتش در جبهه تمام می‌شد و به خانه برمی‌گشت، پس از مدت کوتاهی مجدداً به جبهه می‌رفت و می‌گفت: من مثل ماهی که از آب بیرون افتاده، نمی‌توانم دوری از فضای جبهه را تحمل کنم.
فریادی در میدان مین؛ روایت شجاعت علی
جانباز اسداله مرادی پسرخاله و همرزم شهید «علی کریم آبادی»؛

فریادی در میدان مین؛ روایت شجاعت علی

من فریاد زدم: پسرخاله تو هستی؟ معلوم هست چکار می‌کنی؟ نزدیک بود تو را بزنم؟ گفت: رفته بودم مین‌های که دشمن روبروی ما کار گذاشته بود را خنثی کنم. چند تا مین هم آوردم تا شما شناسایی کنید که چه مین‌هایی کار گذاشته‌اند. گفتم: از کجا رفتی؟ که من تو را ندیدم؟ گفت: از طرف نیرو‌های ارتش. علی اینگونه شجاعت و دلیری و اخلاصی داشت که هرگز فراموش نمی‌کنم.
انفاق و مهربانی؛ میراث ماندگار شهید
خاطره‌ای از شهید «محمد رضا غفاری توران» منتشر می‌شود

انفاق و مهربانی؛ میراث ماندگار شهید

این روحیه بخشش و دستگیری از نیازمندان، تنها به همان روز محدود نمی‌شد. شهید در تمام زندگی‌اش اهل کمک و انفاق بود و همیشه ما را نیز به یاری رساندن به مستمندان سفارش می‌کرد.
از دل سنگر تا افق بی‌پایان جاودانگی؛ روایت ناپدید شدن یک قهرمان
خاطره‌ای از شهید «حسن باباصاجیانی» به مناسبت سالروز شهادتش منتشر می‌شود

از دل سنگر تا افق بی‌پایان جاودانگی؛ روایت ناپدید شدن یک قهرمان

از آن روز به بعد، حسن برای ما در مرز میان حضور و غیبت ماند. نه خبر قطعی، نه نشانی روشن. فقط خاطره‌ای زنده، نامی که هر بار گفته می‌شود، دل را می‌لرزاند.
معلمی بر صحنه کلاس، هنرمندی بر صحنه تئاتر، رزمنده‌ای در میدان جهاد
زندگینامه شهید معلم «مهدی باقری» به مناسبت هفته معلم منتشر می‌شود

معلمی بر صحنه کلاس، هنرمندی بر صحنه تئاتر، رزمنده‌ای در میدان جهاد

او اعتقاد داشت صحنه نمایش می‌تواند مدرسه‌ای بزرگ برای تربیت دل‌ها باشد؛ از همین‌رو در برنامه‌های هنری و نمایشی مختلف شرکت می‌کرد و نقش فعالی در تولید آثار فرهنگی داشت.
عطر عروج؛ از نماز تا ناپدید شدن رایحه خوش
خاطراتی از شهید «سید محمود میر حسینی» به مناسبت سالروز شهادتش منتشر شد

عطر عروج؛ از نماز تا ناپدید شدن رایحه خوش

سیده فاطمه بیگم میر حسینی خواهر شهید «سید محمود میر حسینی» نقل می‌کند: مادرم کنار عکسش، مهر، تسبیح و عطر خوشی دید. همان دم دو رکعت نماز خواند و قاب عکس را تمیز کرد. همین‌طور که خانه پر از عطر بود، ناگهان عطر آن قطع شد.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه