فارس - فیلم/کلیپ

آخرین اخبار:
فیلم/کلیپ
لحظه‌ی خداحافظی و اشک‌های بی‌وقفه
قسمت دوم مصاحبه با خواهر شهید اسداله میرزایی

لحظه‌ی خداحافظی و اشک‌های بی‌وقفه

خواهر شهید اسداله میرزایی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «روزی که می خواست به جبهه برود. مادرم قرآن و آب آورد. همه خیلی گریه کردیم. در کنار خانه پدر نهر آبی جاری بود. برای اینکه ما اشک او را نبینیم از آن آب به صورتش زد و...» قسمت دوم مصاحبه با خواهر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
صفای سحر با عطر حضور برادر
قسمت اول مصاحبه با خواهر شهید اسداله میرزایی

صفای سحر با عطر حضور برادر

خواهر شهید اسداله میرزایی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «در کودکی مادرم بیمار بود و من و اسداله، سحرهای ماه مبارک رمضان با هم سحری می‌خوردیم و به مسجد می‌رفتیم...» قسمت اول مصاحبه با خواهر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
خط مقدم و درگیری بیسیم چی
قسمت پنجم مصاحبه با مادر شهید مصیب صادقی

خط مقدم و درگیری بیسیم چی

مادر شهید مصیب صادقی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «مصیب در خط مقدم بوده که بیسیمش خراب می‌شود. به عقب بر می‌گردد که جریان را اطلاع دهد. در حین بازگشت...» قسمت پنجم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
پوتین‌های واکس زده در طلوع آفتاب
قسمت چهارم مصاحبه با مادر شهید مصیب صادقی

پوتین‌های واکس زده در طلوع آفتاب

مادر شهید مصیب صادقی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «همرزمانش از فروتنی‌اش می‌گویند که او شب‌ها وقتی بقیه خواب بودند، پوتین رزمنده‌ها را واکس زده و مرتب می‌کرد...» قسمت چهارم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
آخرین دیدار مصیب با مادر
قسمت سوم مصاحبه با مادر شهید مصیب صادقی

آخرین دیدار مصیب با مادر

مادر شهید مصیب صادقی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «اسفند سال ۱۳۶۲ بود. می‌خواست به جبهه برود که برای بدرقه او رفتم، مصیب به من گفت: مادر حلالم کن...» قسمت سوم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
وقتی موتور شخصی جایگزین ماشینِ اداری شد
قسمت دوم مصاحبه با مادر شهید مصیب صادقی

وقتی موتور شخصی جایگزین ماشینِ اداری شد

مادر شهید مصیب صادقی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «خیلی امانت دار بود ماشین سپاه دست او بود، روزی یکی از دوستانش در راه برای او دست تکان می‌دهد که من را تا مقصد برسان ولی او...» قسمت دوم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
شهیدی که «لبیک» را در سنگر‌ها زمزمه کرد
قسمت اول مصاحبه با مادر شهید مصیب صادقی

شهیدی که «لبیک» را در سنگر‌ها زمزمه کرد

مادر شهید مصیب صادقی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «در قرعه کشی اسمش برای سفر حج در آمد، درست در همان ایامی که می‌خواست راهی مکه شود، مصادف با آغاز عملیاتی شد...» قسمت اول مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
خواب عجیبی که مادر شهید را زائر مشهدالرضا کرد
قسمت چهارم مصاحبه با مادر شهید «ناصر خلیفه»

خواب عجیبی که مادر شهید را زائر مشهدالرضا کرد

مادر شهید «ناصر خلیفه» در خاطره‌ای روایت می‌کند: «شخصی که اصلا ناصر را نمی‌شناخت خوابش را دیده بود که مادرم را به زیارت مشهد بفرستید او به یکی از مسئولین اباده زنگ می زند و می پرسد: شمت شهید خلیفه دارید. می گویند بله می گوید می خواهیم او را به مشهد بفرستیم. در راه مشهد آن اقا نزد من آمد و از خوابی که دیده بود برایم گفت...» قسمت چهارم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه