فارس - فیلم/کلیپ

آخرین اخبار:
فیلم/کلیپ
پوتین‌های واکس زده در طلوع آفتاب
قسمت چهارم مصاحبه با مادر شهید مصیب صادقی

پوتین‌های واکس زده در طلوع آفتاب

مادر شهید مصیب صادقی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «همرزمانش از فروتنی‌اش می‌گویند که او شب‌ها وقتی بقیه خواب بودند، پوتین رزمنده‌ها را واکس زده و مرتب می‌کرد...» قسمت چهارم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
آخرین دیدار مصیب با مادر
قسمت سوم مصاحبه با مادر شهید مصیب صادقی

آخرین دیدار مصیب با مادر

مادر شهید مصیب صادقی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «اسفند سال ۱۳۶۲ بود. می‌خواست به جبهه برود که برای بدرقه او رفتم، مصیب به من گفت: مادر حلالم کن...» قسمت سوم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
وقتی موتور شخصی جایگزین ماشینِ اداری شد
قسمت دوم مصاحبه با مادر شهید مصیب صادقی

وقتی موتور شخصی جایگزین ماشینِ اداری شد

مادر شهید مصیب صادقی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «خیلی امانت دار بود ماشین سپاه دست او بود، روزی یکی از دوستانش در راه برای او دست تکان می‌دهد که من را تا مقصد برسان ولی او...» قسمت دوم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
شهیدی که «لبیک» را در سنگر‌ها زمزمه کرد
قسمت اول مصاحبه با مادر شهید مصیب صادقی

شهیدی که «لبیک» را در سنگر‌ها زمزمه کرد

مادر شهید مصیب صادقی در خاطره‌ای روایت می‌کند: «در قرعه کشی اسمش برای سفر حج در آمد، درست در همان ایامی که می‌خواست راهی مکه شود، مصادف با آغاز عملیاتی شد...» قسمت اول مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
خواب عجیبی که مادر شهید را زائر مشهدالرضا کرد
قسمت چهارم مصاحبه با مادر شهید «ناصر خلیفه»

خواب عجیبی که مادر شهید را زائر مشهدالرضا کرد

مادر شهید «ناصر خلیفه» در خاطره‌ای روایت می‌کند: «شخصی که اصلا ناصر را نمی‌شناخت خوابش را دیده بود که مادرم را به زیارت مشهد بفرستید او به یکی از مسئولین اباده زنگ می زند و می پرسد: شمت شهید خلیفه دارید. می گویند بله می گوید می خواهیم او را به مشهد بفرستیم. در راه مشهد آن اقا نزد من آمد و از خوابی که دیده بود برایم گفت...» قسمت چهارم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
خبر شهادت ناصر را از تلویزیون شنیدم
قسمت سوم مصاحبه با مادر شهید «ناصر خلیفه»

خبر شهادت ناصر را از تلویزیون شنیدم

مادر شهید «ناصر خلیفه» در خاطره‌ای روایت می‌کند: «یک شب پای تلویزیون نشسته بودیم که گوینده اخبار اعلام کرد: امروز بین ایلام و شور شیرین، سه نفر به شهادت رسیده‌اند. رو کردم به بچه‌ها و گفتم: ننه! یک‌وقت ناصر نباشه؟! بچه‌ها گفتند: نه مادر، ناصر همین امروز برامون نامه فرستاده…» قسمت سوم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
شاید من هم شهید شوم
قسمت دوم مصاحبه با مادر شهید «ناصر خلیفه»

شاید من هم شهید شوم

مادر شهید «ناصر خلیفه» در خاطره‌ای روایت می‌کند: «هنگامی که به قبرستان می‌رفتیم، پس از فاتحه خوانی برای رفتگان، علی رغم مسافت طولانی، ناصر مرا به مزار شهدا می‌برد و می‌گفت شاید روزی هم من شهید شوم...» قسمت دوم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
سقای رزمندگان در جبهه‌ی غرب
قسمت اول مصاحبه با مادر شهید «ناصر خلیفه»

سقای رزمندگان در جبهه‌ی غرب

مادر شهید «ناصر خلیفه» در خاطره‌ای روایت می‌کند: «زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسیده بود، ناصر با برپایی چادری سر کوچه به حفظ امنیت محل در آن برهه حساس کمک می‌کرد. او حدود ۱۰ ماه در جبهه‌های غرب کشور رانندگی تانکر آب، به سقا‌یی رزمندگان غیور مشغول بود و...» قسمت اول مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
با غسل شهادت به دیدار معبود شتافت / خاطره‌ای از نحوه شهادت
قسمت سوم مصاحبه با مادر شهید «مقصود صالحی»

با غسل شهادت به دیدار معبود شتافت / خاطره‌ای از نحوه شهادت

مادر شهید «مقصود صالحی» در خاطره‌ای از روز شهادت فرزندش روایت می‌کند: «غسل شهادت گرفت و به آبادان رفت. همان زمان خمپاره زدند. او به سمت توپخانه رفت. جاده آبادان را بمباران کردند که...» قسمت سوم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
عملیات کردستان و لباس‌های خونی مقصود
قسمت دوم مصاحبه با مادر شهید «مقصود صالحی»

عملیات کردستان و لباس‌های خونی مقصود

مادر شهید «مقصود صالحی» در خاطره‌ای از اعزام و مجروحیت فرزندش روایت می‌کند: «پس از عملیاتی از کردستان بازگشت، از آنجا که در آن زمان امدادگر بود، تمام لباس‌هایش خونی بود...» قسمت دوم مصاحبه با مادر این شهید بزرگوار را در نوید شاهد ببینید.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه