البرز - زندگینامه و خاطرات

آخرین اخبار:
زندگینامه و خاطرات
جوشکار ساده، دلِ بزرگ؛ از کوچه‌های قزوین تا خاکِ داغ نقده
نامه به یادگار مانده؛

جوشکار ساده، دلِ بزرگ؛ از کوچه‌های قزوین تا خاکِ داغ نقده

سندی دست‌نویس از شهریور ۱۳۶۱ که اخیراً در میان یادگاری‌های یک خانوادهٔ تهرانی پیدا شده، روایتگر دلتنگی‌های رزمنده‌ای به نام «آقابزرگ آقاجان‌نژاد» از جبهه‌های خونین‌شهر (خرمشهر) است. او در این نامه خطاب به پدر و مادرش، از اشتغال به عنوان مسئول انتظامات قرارگاه نصر، قول بازگشت تا ۳۰ روز دیگر و سلام به اعضای خانواده داده است. این نامه یادآور ایثار نسلی است که بدون مدیا و فضای مجازی، عشق و ارادت را با خطِّ قلم بر کاغذ می‌نوشتند.
آقابزرگ؛ ستاره‌ای که در بهارِ خرمشهر طلوع کرد

آقابزرگ؛ ستاره‌ای که در بهارِ خرمشهر طلوع کرد

او با دستانِ هنرمندش، خنکایِ آرامش را به خانه‌هایِ مردم در تهران می‌برد، اما وقتی دید که خاکِ وطنش در آتشِ تجاوز می‌سوزد، ابزارِ کار را زمین گذاشت و به «قرارگاهِ نصر» رفت تا در گرمایِ طاقت‌فرسایِ خرمشهر، خنکایِ آزادی را به قلبِ ایران بازگرداند. شهید «آقابزرگ آقاجان‌نژاد»، روایتگرِ عشقی است که از کوچه‌هایِ نوشهر تا دروازه‌هایِ خرمشهر امتداد یافت.
سیروس آطاهریان؛ نوجوانی که با پدرش در خونین‌شهر به خدا پیوست/ روایت زینب‌وار مادری از دو شهید در یک شب

سیروس آطاهریان؛ نوجوانی که با پدرش در خونین‌شهر به خدا پیوست/ روایت زینب‌وار مادری از دو شهید در یک شب

تنها ۲۲ سال سن داشت که در اوج نوجوانی، پدر شهیدش تاج‌الدین را الگوی خود ساخت. سه ماه در محاصره خرمشهر جنگید تا سرانجام در دهم اردیبهشت ۱۳۶۱، با ترکش خمپاره به دیدار حق شتافت. خبر شهادت پدر و پسر در یک روز به مادر صبورشان رسید؛ مادری که هر دو عزیز خود را «زینب‌گونه» نذر انقلاب کرد. متن کامل زندگی‌نامه (۱۰۰۰ کلمه) تولد در خانواده‌ای از تبار طالقان شهید سیروس آطاهریان، فرزند تاج‌الدین و نوه مجید آطاهریان، در سال ۱۳۴۶ در تهران دیده به جهان گشود. اصل و نسب او به روستای «جوستان» از دیار مردان مومن طالقان بازمی‌گشت. خانواده‌ای که در روزگار خفقان شاهنشاهی، هیچ‌گاه حقیقت را فدای ترس نکردند و با ساده‌زیستی و ایمانی عمیق، فرزندان خود را با عطر قرآن و سیره نبوی پرورش دادند.
پهلوانی که از تشک کشتی تا میدان شهادت ایستاده ماند

پهلوانی که از تشک کشتی تا میدان شهادت ایستاده ماند

شهید مهدی عبدالله‌نژاد، کشتی‌گیر جوان و آینده‌دار نظرآباد که با تلاش و غیرت توانسته بود به مقام سوم کشوری برسد و خود را برای رقابت‌های جهانی آماده کند، در کنار ورزش، مسیر خدمت به مردم را نیز با حضور در دوره‌های آتش‌نشانی دنبال می‌کرد؛ جوانی خوش‌اخلاق و پهلوان‌منش که سرانجام در حمله موشکی رژیم صهیونیستی به میدان سپاه کرج، هنگام رساندن برادرش به پادگان، به شهادت رسید.
معلمی که با نماز شب به آسمان رفت؛ روایت زندگی شهیده محدثه علیزاده

معلمی که با نماز شب به آسمان رفت؛ روایت زندگی شهیده محدثه علیزاده

شهیده محدثه علیزاده، دبیر ریاضی و معلم دلسوز روستای هیو، که سال‌ها با عشق به دانش‌آموزان «مشق زندگی» می‌آموخت، در ماه مبارک رمضان و در حالی که چهار ماه باردار بود، همراه همسر و فرزند چهارساله‌اش در حمله تروریستی به شهر جدید هشتگرد به شهادت رسید؛ معلمی که ایمان، مهربانی و تعهدش او را در دل شاگردانش ماندگار کرد.
شهید احمد اله‌وردی؛ تپشِ آفتاب در جبهه

شهید احمد اله‌وردی؛ تپشِ آفتاب در جبهه

زندگی شهید احمد اله‌وردی، روایت صعود روحی جوانی است که از میان هیاهوی شهر تهران سربرآورد، با نگاهی فراتر از جسم و جهان خاکی راه جهاد را برگزید، و آن‌چنان که خود نوشته بود، «اگر به شهادت برسیم خوشا به حالمان و اگر نرسیم باز هم خوشا به حالمان»، در میدان نبرد نور علیه ظلمت به مقام رفیع شهادت دست یافت. این بازنویسی، سرگذشت اوست؛ جوانی که پیش از رفتن، خود خبر آمدنش را شنیده بود.
روایت ایثار پاسدار شهید علی آقازاده کمارعلیا؛ جوان مؤمنی که در عملیات بیت‌المقدس آسمانی شد

روایت ایثار پاسدار شهید علی آقازاده کمارعلیا؛ جوان مؤمنی که در عملیات بیت‌المقدس آسمانی شد

علی آقازاده کمارعلیا، پاسدار غیور مرندی، که از نوجوانی در صف مبارزات مردمی و فعالیت‌های انقلابی حضور داشت، پس از سال‌ها تلاش، ایمان و مجاهدت، سرانجام در یازدهم اردیبهشت ۱۳۶۱ در عملیات بیت‌المقدس و در منطقه شوش به مقام رفیع شهادت نائل آمد.
پدر و پسر در یک هفته؛ شهادت کارمند صداوسیما و فرزندش در شلمچه

پدر و پسر در یک هفته؛ شهادت کارمند صداوسیما و فرزندش در شلمچه

پنج روز فاصله میان پرواز دو شهید از یک خانواده طالقانی؛ تاج‌الدین آطاهریان، کارمند صداوسیما و پدری مهربان، پنجم اردیبهشت ۱۳۶۱ در شلمچه به درجه رفیع شهادت نایل آمد و تنها پنج روز بعد، فرزندش سیروس نیز در همان منطقه خون خود را نثار انقلاب کرد.
شهید محمدتقی اکبریه؛ رزمنده مؤمن و سرباز وظیفه‌شناس ارتش که عمرش را وقف خدمت و ایمان کرد

شهید محمدتقی اکبریه؛ رزمنده مؤمن و سرباز وظیفه‌شناس ارتش که عمرش را وقف خدمت و ایمان کرد

شهید محمدتقی اکبریه، متولد ۱۳۲۵ در یکی از روستاهای قزوین، از رزمندگان غیور ارتش جمهوری اسلامی ایران بود که سال‌ها با ایمان، نظم و تعهد در مسیر خدمت قدم برداشت. او در ۲۸ فروردین ۱۳۶۱ در اندیمشک و در حین خدمت، بر اثر عارضه قلبی به شهادت رسید و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
زندگی‌نامه شهید مهدی آزاد رنجبر؛ کارگر مؤمن، پدر مهربان و سربازی که رسالتش را در جبهه یافت

زندگی‌نامه شهید مهدی آزاد رنجبر؛ کارگر مؤمن، پدر مهربان و سربازی که رسالتش را در جبهه یافت

شهید مهدی آزاد رنجبر، متولد ۱۳۴۲ در روستای نجم‌آباد ساوجبلاغ، در خانواده‌ای مذهبی و قرآنی پرورش یافت. او از نوجوانی به دلیل مسئولیت‌پذیری عمیق و کمک به خانواده وارد کار شد و سپس با آغاز جنگ تحمیلی، در حالی که پدر دو دختر خردسال بود، لباس سربازی ارتش را بر تن کرد. این رزمنده مؤمن ۲۲ ماه در جبهه خدمت کرد و سرانجام در ۱۶ اردیبهشت ۱۳۶۳ در عملیات ۲۱ حمزه در منطقه مریوان بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه