خوزستان - فیلم و صوت

آخرین اخبار:
فیلم و صوت
«الماس‌های درخشان»؛ آیین بزرگداشت آزادگان سرافراز به مناسبت ۲۶ مرداد در خوزستان

«الماس‌های درخشان»؛ آیین بزرگداشت آزادگان سرافراز به مناسبت ۲۶ مرداد در خوزستان

به مناسبت فرارسیدن ۲۶ مرداد، سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی، آیین بزرگداشت «الماس‌های درخشان» با حضور جمعی از مسئولان، خانواده‌های معظم شهدا، ایثارگران و آزادگان در خوزستان برگزار شد.
فیلم| «اردوگاه صلاح الدین»
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم| «اردوگاه صلاح الدین»

جواد اکبری نسب، آزاده و جانباز ۳۵ درصد دوران دفاع مقدس، در بخشی از خاطرات شفاهی خود، از لحظه ورود به اردوگاه «صلاح الدین» عراق این گونه روایت می‌کند: «پس از آن‌که اسیر شدیم، هنگام ورود به اردوگاه، چند نفر مقابل ما ایستاده بودند و شروع به کتک‌زدن اسرا کردند. ما که از جان گذشته بودیم، با خودمان می‌گفتیم: یا امروز می‌میریم یا فردا.»
فیلم | «میدان مین»
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم | «میدان مین»

ابراهیم ره انجام، جانباز ۲۵ درصد دوران دفاع مقدس، از روز‌های سخت و پرخطر جبهه چنین روایت می‌کند: «ابتدا بی‌سیم‌چی بودم، اما بعد‌ها وارد بخش اطلاعات گردان شدم و برای شناسایی می‌رفتم و گاهی خودم میدان مین را باز می‌کردم تا مسیر مورد نظر برای حرکت نیرو‌ها هموار شود و آن منطقه را همراه بچه‌های تیربار پاک سازی و آماده می‌کردیم.»
فیلم| «امدادگر»
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم| «امدادگر»

ابراهیم عساکره، جانباز ۳۵ درصد از روز‌های حضورش در خط مقدم و انجام مأموریت‌های امدادی در دوران دفاع مقدس می‌گوید اینگونه روایت می‌کند: «ما کمک می‌کردیم مجروح را روی برانکارد بگذارند. از طرف دیگر از ما می‌خواستند مهمات را هم جابه‌جا کنیم. وظیفه ما این بود که هم به زخمی‌ها کمک کنیم و هم کار‌های امدادی را انجام بدهیم.»
فیلم| «تبادل اسرا»
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم| «تبادل اسرا»

اقبال علی تابع معتوقی، آزاده و جانباز ۲۵ درصد دوران دفاع مقدس از روز‌های منتهی به رهایی از زندان‌های رژیم شکنجه‌گر بعث عراق را این‌گونه روایت می‌کند: «از بلندگو‌های اردوگاه اعلام کردند که صدام قرار است بیانیه‌ای صادر کند در میان اسرا و لوله‌ای به پا شد و همگی بی‌قرار شدیم که قرار است چه بگوید و چه اتفاقی بیفتد. ساعت ۹ صبح شد بیانیه را اعلام کرد؛ خبر «تبادل اسرا» بود. از زمان اعلام این خبر تا لحظه آزادی واقعی ما حدود هفت روز زمان برد در آن هفت روز من از شدت خوشحالی و هیجان حتی نتوانستم یک لقمه غذا بخورم چرا که تمام فکر و ذکرم این بود که قرار است به‌زودی دخترم را در آغوش بگیرم دختری که وقتی به اسارت درآمدم تنها شش ماه داشت.»
فیلم| «کوچه مرگ»
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم| «کوچه مرگ»

احمد رضا فدعمی، آزاده و جانباز ۴۰ درصد دوران دفاع مقدس، در روایت‌گری خود در روز‌های سخت و فراموش‌نشدنی اسارت خود تصویر گویا از ورود به اردوگاه‌های رژیم بعث برایمان اینگونه روایت می‌کند: «وقتی به درب اردوگاه رسیدیم نوشته‌ای بالای سردر آن خودنمایی می‌کرد: «قفس الاسرا» (قفس اسیران) دیدن همین عنوان کافی بود تا دل هر رزمنده‌ای بگیر وقتی درب اردوگاه باز شد منظره‌ای وحشتناک دیدیم که دو ردیف سرباز بعثی در دو طرف مسیر ورود ما ایستاده بودند آن‌ها با انواع سلاح‌ها و کابل‌ها راهرویی مرگبار ساخته بودند که در اصطلاح آن را «کوچه مرگ» می‌نامیدند. هر اسیر بلافاصله پس از پیاده شدن از ماشین مجبور بود این مسیر را طی کند.»
صوت | «حاج عظیم»

صوت | «حاج عظیم»

«حاج عظیم» روایتی است از مجروح‌شدن سردار شهید حاج عظیم محمدزاده بر اثر اصابت گلوله به پهلو در جریان عملیات والفجر است که از شما دعوت می‌کنیم به این خاطره گوش فرا دهید.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه