گفتوگو با مادر شهید محمدرضا کریمیان؛
همان شب خواب دیدم رضا زخمی شده است
مادر شهید محمدرضا کریمیان هنوز لحظههای رفتن پسرش را با جزئیات به یاد دارد؛ از روزهایی که محمدرضا در خانهای ساده در قلمستان بزرگ شد تا زمانی که در نوجوانی راهی جبهه شد. خودش میگوید وقتی خبر شهادت رضا را شنید، برای لحظهای همهچیز برایش تیره و تار شد، اما یاد حضرت امام حسین(ع) آرامشی عجیب در دلش نشاند؛ آرامشی که به او توان داد پیکر فرزندش را بدرقه کند و پس از آن نیز در پشت جبهه، در کنار رزمندگان بماند.