پسری که مادرش « فرزندش را مال این دنیا نمیدانست»، چگونه پس از تحمل چهار سال بستری و مجروحیت سخت، مسیر تحصیل را تا دکتری ادامه داد؟ مشاهده معنوی از امام زمان(عج) چه تاثیری بر زندگیاش گذاشت؟ و سرانجام چگونه آن آرزوی قدیمی برای شهادت، با اصابت ۱۲ ترکش محقق شد؟ پاسخش را طی گفتگو مادر شهید «دکتر محمود رفیعی» میشنویم.
مناسبت سالروز ولادت حضرت زهرا (س)، روز زن، بار دیگر نگاهمان به زنانی گره میخورد که در سکوت، شجاعت را معنا میکنند؛ از مادران شهدا که چراغ روایتهای نور را روشن نگه داشتهاند تا دختران و بانوانی که با تلاش و آگاهی، آیندهای روشن برای ایران میسازند.
شهید «محمود آقازمانی»، نوجوان ۱۶ ساله قزوینی، تنها چند روز پیش از اعزام به جبهه نحوه شهادتش را برای دوستانش توصیف کرده بود؛ پیشبینی که به طرز شگفتانگیز، روز ۲۳ ماه رمضان به واقعیت پیوست. گفتوگوی زیر، روایت صمیمانه مادری است که خاطراتش از فرزند، با گذر سالها نه کمرنگ شده و نه شکسته؛ فقط پختهتر و آرامتر شده است. در آستانه بزرگداشت سالروز ولادت حضرت زهرا(س)، روز زن، تقدیم حضورتان میشود.
گفتوگوی نوید شاهد قزوین با پژوهشگر برتر امسال، مرضیه آقاجانی نشان میدهد که پشت هر موفقیت علمی، قصهای از تلاش، شکست، دوباره برخاستن و انگیزهای عمیق وجود دارد؛ موفقیتی که از نام پدر شهیدش سرچشمه میگیرد.
امروز دانشجوی انقلابی وارث مسیر شهدا و پرچمدار جهاد علمی برای رسیدن به قلههای پیشرفت کشور است تا با سلاح علم و نوآوری، دشمن را در تمام عرصهها شکست دهد.
دانشجو بودند، اما دانشجو ماندن را کافی نمیدانستند. میان کلاسها و امتحانها، میان کتابها و آرزوها، راهی را انتخاب کردند که پایانش بهشت بود. امروز مادران، خواهران، همسران و همرزمان شهدای دانشجو از روزهایی میگویند که این جوانان قزوینی، زندگی را به پای انقلاب نوپای ملت گذاشتند.
شهدای دانشجو مهاجران راه وطن بودند؛ قلمهایشان را بر خاکریزها گذاشتند و کلاس درسشان را به خط مقدم جبهه بردند. اینجا روایت دانشجویانی است که نه برای فرار، بلکه برای ماندن مهاجرت کردند. از نیمکت دانشگاه تا سنگر مقاومت. مهاجرتی که برگشت نداشت، اما مقصدش بهشت بود.