خاطره/ غسل شهادت در آخرین دیدار
مادر بزرگ پاسدار شهید «سید علیرضا سید نور» برایمان روایت میکند: «آخرین باری که علیرضا برای خداحافظی آمد پیش من، وقتی میخواست برود، قرآن را آوردم او را از زیر قرآن عبور دادم، به او گفتم: «علیرضای عزیزم، وقتی برگشتی انشاالله برایت یک دختر خوب انتخاب کردهام که برویم خواستگاری.» با نگاهی آرام گفت: «مامان جون من غسل شهادت کردهام شاید دیگر برنگردم.»