البرز - زندگی نامه شهدا

آخرین اخبار:
زندگی نامه شهدا
قهرمانِ در سایه؛ مردی که جایگاهش را حتی از خانواده‌اش پنهان کرده بود

قهرمانِ در سایه؛ مردی که جایگاهش را حتی از خانواده‌اش پنهان کرده بود

محمدصالح مبشرتوفیق، تندیسی از قدرت و تواضع بود. او که در هوافضای سپاه، ستونی مستحکم برای امنیت کشور به شمار می‌رفت و در رشته‌های رزمی چون جودو، قهرمانی صاحب‌نام بود، آن‌قدر فروتن بود که حتی نزدیکانش تا لحظه شهادت از درجه و مسئولیت‌های مهم او بی‌خبر بودند. برای او، «قهرمان بودن» نه در بازوان تنومندش، بلکه در مهربانیِ بی‌پایانش با کودکان فامیل و فداکاری‌اش در روزهای سخت خلاصه می‌شد؛ مردی که در نهایت، در قلبِ حادثه و در حالِ دفاع از حریمِ وطن، از دنیای خاکی پر کشید.
فوتبالیستی که میدانش را عوض کرد؛ روایت شهادت ابوالفضل حبیبی

فوتبالیستی که میدانش را عوض کرد؛ روایت شهادت ابوالفضل حبیبی

ابوالفضل حبیبی، سرباز جوان تیپ ۱۸۴ ارتش در خرم‌آباد، فوتبالیستی باانگیزه و تنها پسر یک خانواده چهار فرزندی بود که رؤیای ادامه فوتبال حرفه‌ای را در سر داشت. او که برای گذراندن خدمت سربازی به کشور بازگشته بود، با وجود اصرار خانواده برای ماندن در خانه به دلیل شرایط جنگی، گفت: «مگر خون من از هم‌خدمتی‌هایم رنگین‌تر است؟» و به پادگان بازگشت؛ تصمیمی که چند ساعت بعد با حمله پهپادی دشمن به زاغه مهمات به شهادتش انجامید.
مدافعِ آرامِ وطن؛ نگاهی به کارنامه مجاهدت‌های شهید علیرضا دناک

مدافعِ آرامِ وطن؛ نگاهی به کارنامه مجاهدت‌های شهید علیرضا دناک

امنیتِ امروز ما، مرهونِ مردانی است که در سکوت، بارِ سنگینِ دفاع از میهن را بر دوش می‌کشند. «علیرضا دناک» یکی از همین یارانِ بی‌نام و نشان بود که عمری را در مسیر خدمت به هوافضای سپاه گذراند و در نهایت، در پی حمله دشمن صهیونیستی به قافله شهدا پیوست.
خشکبارفروش مهربان رجایی‌شهر؛ داستان زندگی و شهادت محمود مرتضایی

خشکبارفروش مهربان رجایی‌شهر؛ داستان زندگی و شهادت محمود مرتضایی

محمود مرتضایی، جوانی از اهالی کرج با مدرک فوق‌لیسانس مدیریت صنعتی، به «محمود همیشه خندان» شهرت داشت؛ مردی که در کنار کار در تولید و فروش خشکبار و فعالیت در شرکت کاله، دل در گرو خدمت به خانواده، کمک به نیازمندان و عشق به امام حسین(ع) داشت. او دهم اسفند ۱۴۰۴ زمانی که برای دیدار دوستی به کلانتری ۲۵ بلوار ماهان کرج رفته بود، در پی حمله دشمن به این ساختمان به شهادت رسید و پیکرش به شکل مظلومانه‌ای از سر جدا شد.
میثم معمر؛ استادِ قلم و سنگر، مرزهای دانش را با خون سرخ گره زد

میثم معمر؛ استادِ قلم و سنگر، مرزهای دانش را با خون سرخ گره زد

در هزارتوی کلاس‌های درس و راهروهای دانشگاه، کسی باور نمی‌کرد استادی که با کلمات، جهانِ ذهن دانشجویان را می‌ساخت، در خلوتِ خود، معماریِ امنیتِ یک ملت را با سلاح ایمان ترسیم کند؛ شهید میثم معمر، نه فقط یک نام در لیست اساتید بسیجی، که معمارِ پیوندِ میانِ “عقلانیتِ دانشگاهی” و “شرافتِ میدانِ جهاد” بود که در جنگ ۱۲ روزه، آخرین درسش را نه روی تخته‌سیاه، که بر سنگ‌فرشِ شهادت نوشت.
خیاطی که قبای شهادت را بر تن کرد

خیاطی که قبای شهادت را بر تن کرد

شهید محمدرضا ارژنگیان، خیاطی ساده‌زیست و مردی از جنس ایمان و مسئولیت بود که از همدان برخاست، در کنار کار و خانواده، راه عزت و دفاع از وطن را برگزید و با آغاز جنگ تحمیلی، از طریق بسیج راهی جبهه شد. او سرانجام در شانزدهم خرداد ۱۳۶۰ در سرپل‌ذهاب، بر اثر اصابت تیر به شهادت رسید و نامش در تار و پود ایثار ماندگار شد.
از غبارِ بازار تا عطرِ شهادت؛ پروازِ «امیرحسین» در آسمانِ عشق

از غبارِ بازار تا عطرِ شهادت؛ پروازِ «امیرحسین» در آسمانِ عشق

جوان بود، مثل همه جوان‌های پرشورِ سال‌های دهه ۴۰ و ۵۰، اما روحی بزرگتر از سن‌وسالش داشت. امیرحسین ابوالفضلی، پسرِ محله نظام‌آباد تهران، ترجیح داد به جای ماندن در هیاهوی کسب‌وکارِ پررونقِ بازارِ چرم، به ندایِ وجدانش گوش دهد و ردای پاسداری از میهن را بر تن کند. او نه تنها یک سرباز، که یک متخصصِ شجاع در یگانِ سخت و خطرناکِ «ش.م.ر» (شیمیایی، میکروبی، رادیواکتیو) بود.
«ناصرِ» انقلاب؛ از کوچه‌های تهران تا قله‌های بازی‌دراز

«ناصرِ» انقلاب؛ از کوچه‌های تهران تا قله‌های بازی‌دراز

او مردِ روزهایِ سخت بود؛ هم در گرمایِ تظاهراتِ خیابانیِ تهران و هم در سرمایِ جانکاهِ قله‌هایِ غرب. شهید «ناصر آزادی‌نقش»، سپاهیِ دلاوری که در اوجِ جوانی، عشق به همسر و فرزندش را به پایِ امنیتِ ایران قربانی کرد تا در عملیاتِ خونینِ «بازی‌دراز»، با ترکشِ کینه‌ی دشمن، آسمانی شود. این روایتی است از یک زندگیِ کوتاه اما به بلندایِ تاریخ.
روایت مردی از باباکمال؛ علی احمد احمدوند، بسیجیِ عاشقِ فکه

روایت مردی از باباکمال؛ علی احمد احمدوند، بسیجیِ عاشقِ فکه

علی احمد احمدوند، متولد ۱۳۳۶ در روستای باباکمال تویسرکان، بسیجیِ ساده‌زیست و بنّا و معمارِ پرتلاش، با هفت نوبت اعزام به جبهه و حضور در عملیات‌های مهم دفاع مقدس، سرانجام در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۵ در عملیات سیدالشهدا(ع) در فکه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید؛ مردی که ایمان، صبر و عشق به امام و ولایت، ستون‌های زندگی‌اش بود.
شهید مهدی آزاد رنجبر؛ فرزندی مؤمن، رزمنده‌ای فداکار و سربازی پایدار در مسیر خدمت

شهید مهدی آزاد رنجبر؛ فرزندی مؤمن، رزمنده‌ای فداکار و سربازی پایدار در مسیر خدمت

مهدی آزاد رنجبر، جوانی ساده‌دل، زحمتکش و اهل دیانت از روستای نجم‌آباد ساوجبلاغ بود که با وجود مسئولیت‌ خانواده و سختی‌های زندگی، راه خدمت به وطن را انتخاب کرد. او در دوران سربازی با ایمان و آرامش قدم در جبهه گذاشت و سرانجام در اردیبهشت ۱۳۶۳ به مقام رفیع شهادت رسید؛ جوانی که در نامه‌هایش بیش از هر چیز از مهر به خانواده و آرامش قلبی‌اش در راه خدا سخن می‌گوید.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه