مازندران - خاطراه ها و نيايش

آخرین اخبار:
خاطراه ها و نيايش
نظرکرده امام رضا (ع) بود

نظرکرده امام رضا (ع) بود

مادر شهید سیدجعفر مظفری اظهار کرد: زمانی که سیدجعفر کودک بود، برای زیارت امام رضا (ع) راهی مشهد شدیم. حدود یک ساعت مانده به رسیدن به حرم، فرزندم در آغوشم جان داد. پیکر بی‌جانش را به حرم بردم و به امام رضا (ع) متوسل شدم. بعد از زیارت، فرزندم جان دوباره گرفت و به زندگی بازگشت. از همان زمان می‌دانستم که او نظرکرده امام رضا (ع) است.
آرزوی دیرینه شهادت

آرزوی دیرینه شهادت

همسر شهید سیدمصطفی بخشی گفت: او علاقه زیادی به حضور در جبهه داشت و هر زمان که فرصتی فراهم می‌شد، داوطلبانه به مناطق عملیاتی اعزام می‌شد. آخرین باری که قصد اعزام داشت، احساس عجیبی داشتم و به دلم افتاده بود که این سفر، سفر بازگشت نیست. برای سلامتی‌اش قرآن آوردم، او را از زیر قرآن عبور دادم و پشت سرش آب ریختم.
زخمی که از خانواده پنهان ماند

زخمی که از خانواده پنهان ماند

برادر شهید حسینعلی خوانچه‌سپهر اظهار کرد: پیش از شهادت، یک بار در جبهه مجروح شده بود، اما چیزی به خانواده نگفت. بعد‌ها پدرم در حمام عمومی متوجه آثار زخم و کبودی روی بدنش شد. آن زمان پدر و مادرم خیلی ناراحت شدند که چرا مجروحیتش را از آنها پنهان کرده است.
شوق حضور در جبهه و خط مقدم

شوق حضور در جبهه و خط مقدم

پدر شهید حمید سکوزاده اظهار کرد: حمید سربازی شجاع و دلیر بود و همیشه اصرار داشت در مأموریت‌ها و مناطق عملیاتی حضور داشته باشد. روحیه‌ای جنگنده داشت و می‌گفت تا آخرین نفس در برابر دشمن می‌ایستم. دوستان و همرزمانش می‌گفتند حمید همیشه داوطلب حضور در خط مقدم بود و در عملیات‌ها پیش قدم می‌شد.
خاطرات/ انگشتری،مهر آخرین نفس یک دوست

خاطرات/ انگشتری،مهر آخرین نفس یک دوست

همسر شهید «شید مجتبی علمدار» می‌گوید:ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می‌گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است.
خاطرات/ شجاعت فکر کردن، میراث ماندگار شهید

خاطرات/ شجاعت فکر کردن، میراث ماندگار شهید

دوست شهید «بابک آبشار» می‌گوید: «در جبهه جنگ بعضی مواقع به مشکل برمی خوردیم، اما شهید با اعتماد به نفس به بررسی همه جانبه‌ی مسائل می‌پرداخت، بعد یک راهکار مناسب برای مسئله پیدا می‌کرد.»
آرزوی شهادت در ماه حسین (ع)

آرزوی شهادت در ماه حسین (ع)

مادر شهید «سهیل رستمیان» از شهدای حمله تروریستی رژیم صهیونیستی تعریف می‌کند: «پسرم عاشق اربعین بود و می‌گفت آنقدر کربلا می‌روم تا امام حسین (ع) قبولم کند و شهید شوم و چه خوب به آرزویش رسید و در آستانه محرم شهید شد و در محرم ماه امام حسین (ع) تشییع می‌شود.»
خاطرات/ کفش پاره ای که خبر از شهادت می داد

خاطرات/ کفش پاره ای که خبر از شهادت می داد

مادر شهید «حمید جلالی» می‌گوید: «موقع اعزام شهید کفش اش پاره بود و به شوخی می‌گفت: مامان! کفش من را نگاه کن خمپاره خورده. من از ناراحتی کفش را دور انداختم و کفش برایش خریدم پس از بیست و پنج روز وقتی جنازه را آوردند همان پایی که کفش پاره در آن بود خمپاره خورد و با تیر‌های متعددی که در بدن بود.»
خاطرات/پایبندی روزانه به قرآن و نماز جماعت

خاطرات/پایبندی روزانه به قرآن و نماز جماعت

مادر شهید «انوشیروان نجاری» می‌گوید: «او هر روز قبل از بیرون آمدن از خانه، آیه‌ای از قرآن می‌خواند و هر روز ۳ سوره قرآن را می‌خواند، همیشه نماز اول وقت به جای می‌آورد و در نماز جماعت شرکت می‌کرد.»
خاطرات/ حفظ حقوق همسایه حتی در کوچک‌ترین جزئیات

خاطرات/ حفظ حقوق همسایه حتی در کوچک‌ترین جزئیات

خواهر شهید «رحیم جوربنیان» می‌گوید: «بسیار با حجب و حیا، صادق و فروتن بود در خصوص حقوق دیگران بسیار رعایت می‌کرد و همیشه حقوق مردم را در نظر می‌گرفت. حتی اگر از روی درخت همسایه میوه به داخل حیاط می‌افتاد آن را به خانه همسایه می‌انداخت.»
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه