مازندران - خاطراه ها و نيايش

آخرین اخبار:
خاطراه ها و نيايش
خاطرات/ به حجاب حساس بود

خاطرات/ به حجاب حساس بود

برادر شهید «داوود امین چورته» می‌گوید: شهید متواضع و فروتن، اهل کمک کردن به فقرا، حساس بر روی حجاب، اهل نماز و روزه، مهربان و پرجنب و جوش بود.
خاطرات/ دوستان وفادار همیشه حمایت می‌کنند

خاطرات/ دوستان وفادار همیشه حمایت می‌کنند

فرزند شهید «داوود حسنی اسطلخی» می‌گوید: پدرم بسیار با من صمیمی بود و هیچ وقت من را جلوی دوستانم تحقیر نمی‌کرد و همیشه به من می‌گفت: دوستانی را برای خودت انتخاب کن که هرگز پشت تو را خالی نکنند و دوستان وفادار همیشه در کنارت هستند و در سختی‌ها حمایتت می‌کنند.
تحصیل همیشه هست اما جبهه و جنگ شاید روزی به پایان برسد
خاطرات/

تحصیل همیشه هست اما جبهه و جنگ شاید روزی به پایان برسد

همرزم شهید «مجید رئیسی آستانه» می‌گوید: او درس و مدرسه را در سال‌های آخر تحصیلی‌اش به خاطر رفتن به جبهه ترک کرد و در جواب به توصیه خانواده و بعضی از دوستان که به او می‌گفتند: دیپلم را بگیر و بعد به جبهه برو. او می‌گفت: «تحصیل همیشه هست، اما جبهه و جنگ شاید روزی به پایان برسد و ما از غافله عقب بمانیم.» به همین سبب راهی جبهه شد.
خاطرات/ لذت نمازِ جماعت

خاطرات/ لذت نمازِ جماعت

مادر شهید «پرویز افصح وکیلی» می‌گوید: اشتیاق به نماز جماعت، وی اظهار می‌کرد که لذت نماز، به جماعت بجا آوردن آن می‌باشد و عشق و ارادت نسبت به ائمه اطهار به ویژه امیرالمومنین (ع)، چون ایشان در دستگیری فقرا و تهی دستان پیشقدم بود.
خاطرات/ اعلامیه را با زیرکی در داخل حمام جاسازی نمود

خاطرات/ اعلامیه را با زیرکی در داخل حمام جاسازی نمود

خواهر شهید «محمدعلی زارع» می‌گوید: برادرم از سالیان قبل از انقلاب، مبارزات زیادی با رژیم داشت و به شناسایی ماهیت رژیم و سردمداران بین مردم، دانشجویان و ... می‌پرداخت و کتاب‌های مذهبی را به صورت کتابخانه سیاری بین جوانان توزیع می‌کرد و در برگزاری جلسات سخنرانی بسیار تلاش می‌نمود و جوانان را به جلسات نیز می‌برد که در یک مرحله دستگیر و منجر شد که تمامی عکس‌ها، کتاب‌ها و نوار‌ها را به مزارع بردیم و دفن کردیم تا ماموران شاه آن را پیدا نکنند.
خاطرات/ قسمت تو نبود که شهید شوی

خاطرات/ قسمت تو نبود که شهید شوی

خواهر شهید «علی اصغر قزوینی ساسی» می‌گوید: وقتی شهید رزقی که همرزمش بود، شهید شد، شبانه با ماشین او را به خانه آورد. دیدم هی می‌رود داخل اتاق و بیرون می‌آید. گفتم: چرا اینطوری می‌کنی؟ گفت: چرا او شهید شد و من نشدم حالا جواب مادرش را چه بدهم. من آمدم و او نیامد. گفتم: قسمت تو نبود که شهید شوی، خیلی دوست داشت که شهید شود.
خاطرات/ بلبل مرثیه خوان رامسر

خاطرات/ بلبل مرثیه خوان رامسر

همرزم شهید «نصرالله تفاوت» می‌گوید: از نیرو‌های مخلص سپاه رامسر بود. حُسن خلقش باعث شده بود که اطرافیان جذب او شوند. نصرالله مداحی می‌کرد و به بلبل مرثیه‌خوان سپاه رامسر شهرت داشت.
خاطرات/ پیرو خط امام و ولایت بود

خاطرات/ پیرو خط امام و ولایت بود

فرزند شهید «حسین علی پازش» می‌گوید: در انجام واجبات مانند نماز و روزه و دعا و راز و نیاز بسیار مقید بود و از محرمات دوری می‌کرد و به اهل بیت بسیار ارادت داشت و پیرو خط امام و ولایت بود.
به تربیت و اخلاق بچه‌ها توجه خاصی داشت

به تربیت و اخلاق بچه‌ها توجه خاصی داشت

همسر شهید «غلامعلی (جواد) نژاداکبر» می‌گوید: دوست داشت بچه‌ها هم مثل او به نظم و انضباط و تمیزی اهمیت دهند و همچنین به تربیت و اخلاق بچه‌ها توجه خاصی داشت. دوست داشت بچه‌ها به طور صحیح و اسلامی تربیت شوند و درس‌شان را بخوانند تا به بالاترین رتبه‌های علمی برسند.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه