البرز - دلنوشته

آخرین اخبار:
دلنوشته
کیک تولد بر مزار پسر آسمانی؛ روایت دلتنگی مادر شهید علی‌رضا اسمعیلی

کیک تولد بر مزار پسر آسمانی؛ روایت دلتنگی مادر شهید علی‌رضا اسمعیلی

روز تولد فرزند برای یک مادر، روز خاطره‌ها و شیرینی‌هاست؛ اما مادر شهید علیرضا اسمعیلی، تولد پسرش را نه در خانه، بلکه بر سر مزار او جشن گرفت؛ کیک تولد گذاشت، شمع روشن کرد و با دلنوشته‌ای جان‌سوز، از پسری گفت که آرزوی شهادت داشت و حالا در آسمان آرام گرفته است؛ مادری که هنوز در حسرت غربت مزار فرزندش، برای ماندگار شدن نام و یاد او می‌سوزد.
دلنوشته| «بابای من شهید شد، ولی خم نشد»/ دلنوشته دختر سردار شهید مجتبی کرمی

دلنوشته| «بابای من شهید شد، ولی خم نشد»/ دلنوشته دختر سردار شهید مجتبی کرمی

دلنوشته دختر سردار سرتیپ پاسدار شهید «حاج مجتبی کرمی» که در آن از روزهای بی‌پدری، دلتنگی‌های شبانه و افتخار به راه پدرش سخن گفته، منتشر شد. این دختر شهید در یادداشتی عاطفی خطاب به پدرش نوشته است: «تو رفتی تا خاکمون زیر چکمه‌های دشمن نره... من بهت افتخار می‌کنم بابا، اما دلم گاهی فقط یک آغوش پدرونه می‌خواد».
«بدان که بعد از تو شیران این سرزمین به پا می‌خیزند»/ دلنوشته دختر سردار شهید کرمی

«بدان که بعد از تو شیران این سرزمین به پا می‌خیزند»/ دلنوشته دختر سردار شهید کرمی

دختر سردار سرتیپ پاسدار شهید «حاج مجتبی کرمی» که ۲ تیر ۱۴۰۴ در محل کارش به دست رژیم غاصب صهیونیستی به شهادت رسید، در دلنوشته‌ای خطاب به پدرش، او را «شیرمرد میدان مقاومت» خواند و نوشت: «تو فقط یک پدر نبودی؛ تو ایمان بودی، غیرت بودی، فریادی در سکوت یک ملت، نوری در دل شب‌های تیره جنگ.»
روایتی از جنس مقاومت و انتظار در دل‌نوشته «گرگ‌ومیش»/ وقتی یادگار دوران اسارت به تماشای افق پایداری می‌نشیند

روایتی از جنس مقاومت و انتظار در دل‌نوشته «گرگ‌ومیش»/ وقتی یادگار دوران اسارت به تماشای افق پایداری می‌نشیند

دل‌نوشته «گرگ‌ومیش»، اثر «مهرداد فردوسیان» آزاده و جانباز سرافراز البرزی که توانسته رتبه دوم فراخوان ادبی «جنگ رمضان» را از آن خود کند، روایتی تکان‌دهنده و ملموس از غافلگیری، اضطراب‌های یک ملت در برابر هجوم دشمن و در نهایت، آرامش برخاسته از ایمان و طنین بانگ «الله‌اکبر» است.
دلنوشته| داودم... تو از جنس رسیدن بودی

دلنوشته| داودم... تو از جنس رسیدن بودی

«گفتند داود رفت... گفتم کجا؟ مگر می‌شود مردی که از خویش گذشته است، از جهان برود؟» این جملات، سرآغاز یادداشتی است که همسر شهید داود زندیه در سوگ یار دیرینش نگاشته؛ روایتی که در آن، شهادت نه پایان که آغاز رسیدن است و شهید، «قطره‌ای که خود را به آغوش موج سپرد» توصیف شده است. در این یادداشت، همسر شهید با زبانی سرشار از عشق و ایمان، از جاودانگی عشق و نامی می‌گوید که «بلندتر از هزار فریاد در تاریخ می‌ماند».
وداع با دنیا در آستانه وصال؛ خاطره خوابی که شهادت را نوید می‌داد

وداع با دنیا در آستانه وصال؛ خاطره خوابی که شهادت را نوید می‌داد

شهید سعید آراسته در آخرین نوشته‌های خود از «آخرین مقصد» سخن می‌گوید؛ مقصدی که تشنهٔ وصال آن بود. او خاطره خوابی را روایت می‌کند که در آن، مرگ را همچون گهواره‌ای نرم و آرام توصیف می‌کند و حسرت تنها بر یک چیز می‌خورد: روزهایی که می‌توانست بیشتر از «بادهٔ عشق الهی» سرمست شود.
۱
طراحی و تولید: ایران سامانه