خاطرات

آخرین اخبار:
خاطرات

شجاعت؛ امضای همیشگی شهید «محمدجعفر رادبوی» در میدان خدمت

همرزمانش او را با «اخلاقِ نیکو» و «شجاعتِ بی‌حد» به یاد می‌آورند. شهید «محمدجعفر رادبوی»، مردی از دیار وحدتیه بود که وقتی پای دفاع از امنیت کشور وسط آمد، مرخصی را واژه‌ای غریب دانست. او رفت تا دیواره‌های تونلِ اقتدار فرو نریزد و در این مسیر، خودش شد ستونی برای استواریِ ایران؛ روایتی از همکارانِ این شهیدِ والامقام که از مردی می‌گویند که «مسئولیت‌پذیری» را به اوج رساند.

آخرین لبخند پشت پنجره طبقه دوم

خانه برای او حریم عشق و آرامش بود، اما هنگامی که پای دفاع از میهن و فرمان امام (ره) به میان می‌آمد، دل از تمام دلبستگی‌ها می‌برید. همسر شهید والامقام «مسعود خلعتی» در روایتی شنیدنی و صمیمی، از پرده‌های ناگفته اخلاق، سخاوت بی‌دریغ، روز‌های پرالتهاب جبهه و واپسین نگاه پرمعنای همسرش در لحظه بدرقه می‌گوید.

روایت مادری صبور از رجعت دلاور جزیره مجنون پس از ۱۲ سال گمنامی

مادر شهید والامقام «احمد درویشی» با قلبی سرشار از ایمان و صلابت زینبی، خاطرات ماندگاری از غیرت، شوق اعزام به خط مقدم و لحظه بازگشت باشکوه پیکر مطهر فرزندش پس از ۱۲ سال چشم‌انتظاری را روایت می‌کند.

سربازی که بلیطِ شهادتش را یک روز جلو انداخت

مادر شهید مجید فیلی، از وداعی می‌گوید که دیگر برای بازگشت نبود؛ از پسری که بی‌تابِ رسیدن به جبهه، بلیطش را یک روز جلو انداخت.

رازگویی با عکس شهید چمران و پرواز در تپه‌های طراح

اسماعیل ماهینی از آخرین مرخصی شهید حسین مقاتلی روایت می‌کند؛ از نجوای غریبانه با تصویر شهید چمران و پیش‌بینی پرواز تا مأموریت شناسایی در منطقه طراح و شهادت زیر آتش تک تیراندازان دشمن.

روایتی از چشم انتظاری مادر و افتخار نخستین شهید

سال‌ها چشم انتظاری به راهِ کاروان اسرا، ذره‌ای از صلابت مادری نکاست که دوست داشتنی‌ترین سرمایهٔ زندگی‌اش را فدای راه اباعبدالله الحسین (ع) کرد. شیرین سلیمی، زنی از جنس رنج و وفاداری در دشت‌های کاکی، حکایت پرواز فرزندی را بازگو می‌کند که قرار بود پناه پیری‌اش باشد، اما تقدیر سرخ، او را پیشگام و آغازگر قافلهٔ سرخ شهدای منطقه ساخت.

ذکر خدا در میان آتش خمپاره‌ها؛ خاطرات شهید محمود بهرامی

شهید محمود بهرامی، رزمنده‌ای از روستای بنیون شهرستان تنگستان، در یادداشت‌های خود از شب‌های پراضطراب جبهه، نگهبانی در سنگر و لحظاتی می‌گوید که ذکر خدا، پناه رزمندگان در برابر آتش دشمن بود.
خاطرات شفاهی/

وقتی نوحه‌ها در اسارت زنده ماندند

در نخستین قسمت از مجموعه «در صف عاشورائیان»، عبدالمحمد شیخ ابولی از روزهایی می‌گوید که رزمندگان، پشت میله‌های اسارت هم آیین محرم و عزای سیدالشهدا (ع) را زنده نگه می‌داشتند.

روایت اسماعیل شکیبا زاده از پسری که زود مرد میدان شد

پدر شهید شکیبا زاده از پسری می‌گوید که در سال‌های التهابِ انقلاب، مسجد برایش مدرسه بود و جبهه، دانشگاهِ بلوغ. روایتِ او، حکایتِ نوجوانی است که خیلی زودتر از تقویمِ عمرش، قد کشید و مردِ میدان شد.

خاطرات پدر شهید غلامرضا مرادی از پسری که با عملش ماندگار شد

حاج علی مرادی وقتی از غلامرضا حرف می‌زند، از نوجوانی می‌گوید که نماز و قرآن برایش عادت نبود، خصلت بود؛ از پسری که کار را رها نمی‌کرد، برای پدرش هزینه درمان کنار می‌گذاشت و در خانه، ردّی از مسئولیت و مهربانی می‌گذاشت. این خاطرات، تصویر شهیدی را پیش چشم می‌گذارد که زندگی‌اش پیش از شهادت هم روایت‌کردنی بود.

صاحبِ این لبخند، روضه خوانِ غریبِ اربعین بود

قاب عکسی صمیمی از شهید سجادی نشان می‌دهد که چطور یک انسان می‌تواند با لبخندش دلگرمی راه باشد و با سوزِ روضه‌اش، دل‌های مشتاق را به حرم پیوند بزند.

دست‌ نوشته‌ای به یادگار از شهید ۱۷ ساله بوشهری

دست نوشته بسیجی شهید «ایرج کشفی»، نوجوان بوشهری که سال ۱۳۶۲ در پیرانشهر به شهادت رسید، منتشر شد.

دست‌ نوشته‌ای به یادگار از شهید مفقودالاثر علی پرازده

دست‌نوشته شهید علی پرازده، رزمنده دشتستانی عملیات‌های محرم و والفجر ۲، یادگاری ارزشمند از مجاهدی است که در منطقه عملیاتی پیرانشهر مفقودالاثر شد.

در دلم، شهادت پسرم را باور کرده بودم

پدر شهید «ایمان قائدی» با اشاره به روز‌های انتظار و روحیات خاص فرزندش، از آمادگی قلبی خود برای شنیدن خبر شهادت او روایت می‌کند؛ روایتی از یک دلدادگیِ پدرانه که سرانجام به وصال انجامید.

از بَنَک تا بهشت

شهید علی رنجبری، جوان سخت‌کوش و با ایمان دیار بنک، در نگاه همرزمش الگویی از شجاعت، دینداری و احترام به والدین بود که سرانجام آسمانی شد.
خاطرات منتشرنشده رهبر شهید از شعرخوانی در انجمن ادبی، علاقه به موسیقی و حضور در کلاس زبان

خاطرات منتشرنشده رهبر شهید از شعرخوانی در انجمن ادبی، علاقه به موسیقی و حضور در کلاس زبان

پیش از آنکه نام آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای با رهبری انقلاب گره بخورد، سال‌هایی از زندگی‌شان در حجره‌های طلبگی، جلسات درس و تفسیر، محافل ادبی، بازداشتگاه‌های ساواک و تبعیدگاه‌های جنوب شرق ایران گذشته بود؛ سال‌هایی که بخشی از روایت آن اکنون در قالب خاطراتی منتشرنشده در دسترس قرار گرفته است.
روایت مادرانه از حسرتی که آسمانی شد

پسرم دامادی زمین را نخواست

مادر شهید، از جوانی می‌گوید که دل به ماندن نبست و پیش از آن‌که دامادی‌اش در زمین برپا شود، به ضیافت آسمانی رسید؛ روایتی مادرانه از پسری که عاقبت به‌ خیری را بر همه آرزو‌های دنیایی ترجیح داد.

وقتی رنج سال‌های اسارت در دیدار رهبر شهید رنگ باخت

یوسف بختیاری، آزاده و پاسدار بوشهری، در روایتی تکان‌دهنده از روز‌های سخت اسارت و فقدانِ امام خمینی (ره)، دیدار با امام شهید را که برای او فراتر از یک ملاقات ساده بود، مرهمی بر تمام درد‌های سال‌های دور از وطن می‌داند.
خاطرات شفاهی مادر شهید «نگهدار غلامیان»:

پسرم سرباز ولایت بود/ نگاه مادری به قهرمانی نگهدار

مادر شهید «نگهدار غلامیان» با بیان اینکه «فرزندم امانتی از سوی خدا بود که با افتخار تقدیم انقلاب و رهبرم کردم»، گفت: این آرامشِ قلبی، ثمره همان توسلی است که در لحظه لحظه‌های زندگی، با نام شهیدم عجین شده است. از شما دعوت می‌کنیم، همراه ما در این روایتِ شنیدنی، نظاره‌گر فیلم و تصاویرِ این گفت‌وگوی صمیمانه باشید.
خاطراتی از شهید «سید محمود میر حسینی» به مناسبت سالروز شهادتش منتشر شد

عطر عروج؛ از نماز تا ناپدید شدن رایحه خوش

سیده فاطمه بیگم میر حسینی خواهر شهید «سید محمود میر حسینی» نقل می‌کند: مادرم کنار عکسش، مهر، تسبیح و عطر خوشی دید. همان دم دو رکعت نماز خواند و قاب عکس را تمیز کرد. همین‌طور که خانه پر از عطر بود، ناگهان عطر آن قطع شد.
طراحی و تولید: ایران سامانه