خاطرات - صفحه 2

خاطرات
خاطراتی از شهید «محمود مرادی» منتشر شد

شهادت را می‌خواست، نه برای نام که برای سرافرازی در برابر امام حسین (ع)

امیر نونهال همرزم شهید «محمود مرادی» نقل می‌کند: تنها آرزویش این بود که در هنگام شهادت بدنش تکه تکه شود و بدین شکل ارزش شهادت را داشته باشد و شرمنده امام حسین (ع) و یارانش نشود.
خاطرات شفاهی جانبازان

عملیات لو رفت و زانویم تیر خورد

جانباز ۴۵ درصد «بهرام اکبرآقالو» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «هنگامی که قرار بود در غرب کشور در عملیات مسلم بن عقیل شرکت کنیم، متسفانه عملیات لو رفت و عراق در صبح شروع به گلوله باران ما کرد و زانویم تیر خورد و ...»
خاطرات شهید «مصطفی کاظم‌زاده» به روایت داودآبادی

من امروز شهید می‌شوم

پرواز ملکوتی شهید«مصطفی کاظم‌زاده»، در قلب خاطرات یکی از رزمندگان و نویسندگان برجسته دفاع مقدس، جناب حمید داودآبادی، جای گرفته است. او که خود شاهد مظلومیت و حماسه‌ی یارانش بود، در کتاب ماندگار و پرفروش خود، «دیدم که جانم می‌رود»، نحوه عروج شهید «مصطفی کاظم‌زاده» را با جزئیاتی تکان‌دهنده روایت کرده است. برشی از این خاطره ناب و سوزناک را با هم می‌خوانیم.
انتشار خاطره‌ای از شهید «علی اکبر سهرابیان» به مناسبت سالروز شهادتش

خودش را یک بسیجی می‌دانست

رمضان جرجانی همرزم شهید «علی اکبر سهرابیان» نقل می‌کند: علی اکبر باوقار، مظلوم و با محبت بود. اگر تا صبح کنارش می‌نشستم، سمت خود را بروز نمی‌داد. او هیچ وقت از مسئولیتش در جبهه سخن نمی‌گفت و خودش را یک بسیجی می‌دانست.

ویژه نامه خاطرات دفاع مقدس منتشر شد

ویژه نامه خاطرات دفاع مقدس، مجموعه‌ای از گفتگوها با رزمندگان دفاع مقدس درباره سه تن از شهدای غریب که در اردوگاه‌های اسرا به درجه رفیع شهادت نائل شدند، برای علاقمندان منتشر می‌شود. برای دیدن این ویژه نامه بر روی عکس زیر کلیک کنید.

شهید «علی‌محمد صحرایی»، جاودانه در عملیات عاشورا

هشتم مهرماه، یادآور نام و خاطره‌ی شهید علی‌محمد صحرایی است؛ که در عملیات تک عاشورا سال ۱۳۶۵، در منطقه‌ی چنگوله، به دیدار حق شتافت. او چهل روز پس از شهادت برادرش یارمحمد، به وصال رسید.

مسابقه خاطره‌نویسی «نسل ایستادگی» ویژه نوجوانان تا پایان مهرماه ۱۴۰۴تمدید شد

مهلت شرکت در مسابقه خاطره‌نویسی «نسل ایستادگی» ویژه نوجوانان، که از سوی مجله شاهد نوجوان بنیاد شهید و امور ایثارگران برگزار می‌شود، تا پایان مهرماه ۱۴۰۴ تمدید شد.
خاطرات شهدا/

شهادت در مریوان

پدر شهید «عباسعلی بذرافشان» نقل می‌کند: عباسعلی با شنیدن صدا به آسمان نگاه کرد، فرصت نشد، انتظارش را هم نداشت، با بمباران شهر، عباسعلی نیز با دیگر هم وطنان مریوانی در آتش بمباران سوخت و جان به حق تسلیم گفت.
خاطرات شهدا/

شهیدان نزد خدا می‌روند

همسر شهید «عباسعلی کبیری بالاجاده» نقل می‌کند: من شهید شدم تو ناراحت نباش، تو زینب وار باش، هیچگاه گریه نکن ما گریه نداریم، ما نزد خدا می‌رویم، شهیدان نزد خدا می‌روند، فرزندمان را بزرگ کن و به او یاد بده که راه مرا ادامه دهد.
خاطره نگاری جانبازان

با برخورد موشک هواپیما به پشت سرم مجروح شدم

جانباز 50 درصد «سید جبار حسینی» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در پست نگهبانی بودم و بعد از اتمام در برگشت، صدای هواپیمای بعثی آمد که هواپیمای دوم با شلیک موشک و برخورد به پشت سرم مجروح شدم.»
خاطره نگاری جانبازان

گوش به فرمان ولایت بودم

جانباز ۵۰ درصد «علی امیدوار» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «گوش به فرمان ولایت بودم و زمانی که امام فرمود جبهه‌ها نیاز به ما دارد، به همراه چند تن از افراد پایگاه بسیج به جبهه رفتیم.»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

پایت رفت اما ایمان و وجدانت نرفته است

جانباز ۴۰ درصد «ایوب سیفلو» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «آقای شاکری امام جمعه وقت به دیدارم آمد، گفتم پایم رفت. امام جمعه گفت؛ «سیفلو پایت رفت اما ایمان و وجدانت نرفته است.»

روایت ناگفته‌های مدافعان حرم در چهاردهمین شب خاطره موزه دفاع مقدس

چهاردهمین ویژه‌برنامه «شب خاطره» با موضوع مدافعان حرم در سالن خلیج فارس موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد؛ مراسمی که در آن فرماندهان پیشکسوت با بیان خاطرات خود از جبهه‌های مقاومت، نقش امام خمینی(ره)، رهبری و شهیدان را در پیروزی‌های ملت ایران و مدافعان حرم یادآوری کردند.
گزارشی از ماهنامه شاهدیاران يادمان شهيد اسدالله لاجوردي:

«دیدبان انقلاب» در 14 روایت

نشست «روایت ناگفته‌های روز‌های اول تبادل اسرای ایرانی و عراقی» برگزار شد

نشست «روایت ناگفته‌های روز‌های اول تبادل اسرای ایرانی و عراقی» با حضور مسئولان وقت کمیسیون اسرا در دوران دفاع مقدس، در موزه ملی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.

فیلم/ روایت بازیگر معروف از حضور در جبهه

«فرهاد جم» در گفت‌وگویی به بیان خاطره‌ای از حضور خود در جببه دوران دفاع مقدس پرداخته است.
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

خمپاره به جلوی سنگر برخورد کرد و مجروح شدم

جانباز 3۵ درصد «ناصر حسین پور» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «بعد از عملیات کریلای 8 و در هنگام دفاع از منطقه عملیات بودیم، ناگهان یک خمپاره به جلوی سنگر برخورد کرد و برای بار نخست مجروح شدم و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

راننده با خودرو از روی کمر و سرم عبور کرد

جانباز ۵۵ درصد «میرکریم هاشمی» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «راننده با شوکر به من ضربه زد و سپس با توجه به بیهوش شدنم من را با خود در خیابان کشید و سپس با خودرو از روی کمر و سرم عبور کرد و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

گفتند ارتش تسلیم شده، شما هم تسلیم شوید

جانباز ۵۰ درصد «میر رسول عظیمی» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در عملیات دارلک گروه‌های معاند قصد تصرف پاسگاه سپاه را داشتند و در بی‌سیم مدام به دروغ می‌گفتند؛ ارتش تسلیم شده است، شما هم تسلیم شوید و ...»
خاطرات شفاهی جانبازان ‌ ‌

ناگهان احساس کردم پشت دستم گرم شد

جانباز ۲۵ درصد «مولود باباسی» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «در حال دویدن بودن که ناگهان احساس کردم پشت دست راستم گرم شد و اسلحه‌ام بر روی زمین افتاد، گلوله خوردم و خودم را درون کانال انداختم و ...»
طراحی و تولید: ایران سامانه