مصاحبه با خانواده شهید

آخرین اخبار:
مصاحبه با خانواده شهید

روایت‌های ماندگار ایثار در دور جدید «اسناد افتخار»

دور جدید طرح ملی «اسناد افتخار» با هدف ثبت خاطرات خانواده‌های شهدا و ایثارگران در استان مرکزی آغاز شد؛ تاکنون ۲۲ اثر ضبط شده و ۲۲ اثر دیگر در دست ضبط است.
روایت فاطمه فرزانه همسر شهید مدافع سلامت محمود فضل اللهی؛

وصیتی که از دلِ شهادت آمد: «کار مردم را راه بیندازید»

شهید محمود فضل‌اللهی، از پرسنل فنی و مهندسی بیمارستان شهید لواسانی تهران، مردی ساده و با وجدان کاری بود که در بحران کرونا با وجود بیماری زمینه‌ای، مسئولیت خود را رها نکرد و برای رسیدگی فنی به بخش بیماران کرونایی بیمارستان رفت. او در بیست و ششم مهرماه ۱۳۹۹، مصادف با شهادت امام رضا(ع) همان امامی که آرزوی خادمی‌اش را داشت؛ به شهادت رسید. همسرش فاطمه فرزانه، از زندگی، اخلاق و لحظات دشوار بیماری و شهادت او می‌گوید.

روایت خانواده شهید «مصطفی سالاری» از جوانی که از کودکی بوی شهادت می‌داد

خانواده شهید مصطفی سالاری در روایت‌هایی از زندگی این شهید، او را جوانی آرام، مؤمن، باادب و سرشار از نجابت توصیف می‌کنند؛ جوانی که از دوران کودکی به نماز و ایمان پایبند بود، احترام ویژه‌ای برای پدر و مادر قائل بود و حتی سال‌ها پیش از شهادت، از دفن شدن در گلزار شهدا سخن گفته بود؛ گویی مسیر آسمانی خود را پیش از دیگران شناخته بود.
روایت همسر شهیده «محدثه خوشکام» و پدر شهیده «حسنا بهنام اربابی»

محدثه دو هفته قبل از شهادت گفت: «ان‌شاءالله با هم شهید می‌شویم»

پویا بهنام اربابی، همسر شهیده «محدثه خوشکام» و پدر شهیده «حسنا بهنام اربابی» از آخرین گفت‌وگوی خود با همسرش درباره شهادت می‌گوید؛ گفت‌وگویی که تنها دو هفته پیش از حادثه در حرم مطهر رضوی شکل گرفت و با جمله‌ای از محدثه به پایان رسید: «ان‌شاءالله با هم شهید می‌شویم.»

صدقه را فراموش نکن/ ناگفته‌های همسر تنها شهید رسانه کهگیلویه‌وبویراحمد از آخرین شب خداعفو عبدیان

پانزدهم آذر ۱۳۸۴، سقوط هواپیمای C۱۳۰ حامل خبرنگاران و تصویربرداران صداوسیما، یکی از تلخ‌ترین حوادث رسانه‌ای کشور را رقم زد؛ حادثه‌ای که در آن شهید خداعفو عبدیان، تنها شهید رسانه استان کهگیلویه و بویراحمد، در مسیر مأموریت به چابهار به آرزوی دیرینه‌اش رسید. مریم شیرزادی، همسر این شهید، در گفت‌وگویی با نوید شاهد از روز‌های مشترک زندگی، آخرین سفارش‌ها، لحظات وداع و صحنه سخت شناسایی پیکر همسرش می‌گوید؛ روایتی که از عشق، صبوری و شهادت تصویری ماندگار بر جا می‌گذارد.
قسمت سوم مصاحبه با همسر شهید ابوطالب صنمی

خاطره‌ای از سفر مشهد با ابوطالب

شهید ابوطالب صنمی شهریور سال ۱۳۶۴ در شهرستان داراب به دنیا آمد و شهریور سال ۱۳۹۵ به شهادت رسید. گفتگو با همسر ایشان را در نوید شاهد ببینید.
قسمت دوم مصاحبه با همسر شهید ابوطالب صنمی

نحوه شهادت ابوطالب / آخرین شبی که گفت: شما را دیگر نمی‌بینم

شهید ابوطالب صنمی شهریور سال ۱۳۶۴ در شهرستان داراب به دنیا آمد و شهریور سال ۱۳۹۵ به شهادت رسید. این مصاحبه را در نوید شاهد ببینید.
قسمت اول مصاحبه با همسر شهید ابوطالب صنمی

مدافع حرم، مسافر آسمان

شهید ابوطالب صنمی شهریور سال ۱۳۶۴ در شهرستان داراب به دنیا آمد و شهریور سال ۱۳۹۵ به شهادت رسید. این مصاحبه را در نوید شاهد ببینید.
گفت‌و‌گو با پدر و مادر شهید جنگ رمضان «ابوالفضل شجاعی شیخی»

از یک نشانه تا یک باور؛ نهالی به یاد حیات جاویدان شهید «ابوالفضل شجاعی شیخی»

این همزمانی عجیب برای من پیامی روشن داشت؛ اینکه شهید زنده است و حتی برای کوچک‌ترین آرزو‌های قلبی ما هم نشانه‌ای می‌فرستد. آن نهال که حالا در دل خاک ریشه دوانده، برای ما تنها یک درخت نیست؛ او نماد حیات جاویدان ابوالفضل است.
گفت‌وگوی اختصاصی با همسر شهید حسن حاجعلی

روایت زندگی و فداکاری‌های یک شهید از زبان همسرش

شهید حسن حاجعلی، از شهدای والامقام ارتش جمهوری اسلامی ایران، در حادثه‌ای ناگوار در سال ۱۳۷۵ به شهادت رسید. در این مصاحبه اختصاصی با همسر بزرگوار ایشان، سرکار خانم طیبه رهنی، از زندگی مشترک، خصوصیات برجسته شهید و تأثیر شهادت او بر خانواده و جامعه صحبت شده است. خانم رهنی در این گفت‌و‌گو از ویژگی‌های اخلاقی و ایمان شهید، خاطرات دوران جهاد و نحوه گذران زندگی پس از شهادت ایشان می‌گویند.
خاطرات شفاهی

شهیدی که با دلِ پاک و عزمی استوار راه حق را برگزید

شهید قاسم رفیعی، نوجوانی مؤمن، مهربان و پرتلاش بود که از همان کودکی عشق حضور در جبهه را در دل داشت و سرانجام با اراده‌ای راسخ، راه شهادت را پیمود.
خاطرات شفاهی جانبازان؛

مهدی باکری به همه می‌گفت‌ «مومن»

جانباز «امراه مولائی جمال آباد» در بیان خاطرات خود می‌گوید: «واقعاً شهدا انسان های کاملی بودند. چطور بگویم، با دو سه کلمه نمی شود توصیف کرد. با ادب، کم حرف، کم رو، مهدی باکری به همه می گفت: «مومن»، به بزرگ به کوچک، تکه کلامش مومن بود.»

همه یک صدا گفتن ما می‌مانیم حتی اگر شهید بشویم

جانباز معزز 55 درصد احمدعلی حاجی بیگی در بیان خاطرات خود می‌گوید: «شیرودی گفت من با یک هلیکوپتر می‌مونم هرکس می‌خواد بره مانعی نداره همه یک صدا گفتن ما می‌مونیم حتی اگه شهید بشیم. همه‌مون موندیم که جانمون رو بدیم و شهید بشیم.»

همه جوان‌ها با فرمان امام، بدون درنگ آماده اعزام شدند

جانباز معزز 50 درصد احمد علوی در بیان خاطرات خود می‌گوید: «امام اعلام کردند به جوانها نیاز داریم، همه جوانها بدون درنگ و مکث آماده شدند مرتب میرفتیم به جبهه، من هم دیدم وطن و ناموس در خطره، مشتاق بودم، با دشمنی مواجه شدیم که در ظاهر مسلمان هستند ولی دین و ایمان ندارند و متاسفانه مسلمان ها رو میکشند.»
خاطرات شفاهی والدین شهدا

پسرم در درگیری با ضد انقلاب شهید شد

عبدالله خلیلی پدر شهید «ابراهیم خلیلی» می‌گوید: «ضدانقلاب منطقه زیاد بود و هر از گاهی درگیری پیش می آمد تا اینکه در درگیری پسرم شهید شد نامردی کردند فقط ضد انقلاب می زد.»

بدون دیدن هیچ آموزشی، داوطلبانه نام‌نویسی کرد

حسن عادلی پدر شهید «بخشعلی عادلی» می‌گوید: «برگشت و بدون دیدن هیچ آموزشی داوطلبانه نام نویسی کرد برای خدمت سربازی، گفتم که بذار اسمت دربیاد بعد میری، گفت که اول و آخرش باید برم، رفت به شهر دیزج با دوستانش که اونجا بود در حین آموزش دیدن، پسرم را شهید کردند.»

گفتم تو رو دادم که در راه خدا شهید بشی

فضه الهوردی مادر شهید «بایرامعلی علیلو » می‌گوید: «گفتم که تو رو دادم به امانت خدا، گفت اینجوری نگو بگو که تو رو دادم در راه خدا شهید بشی، اینم به روی چشم تو رو دادم که در راه خدا شهید بشی به قرآن و اسلام کمک کنی رفت و دیگه نیومد.»

وقتی صدای اذان می‌آمد، برای کمک می‌رفت

فرنگیس پورسیستانی همسر شهید «شهید ولی جهانگیرزاده» می‌گوید: «شهید ولی جهانگیر زاده برای دفاع از انقلاب می رفتند وقتی که صدای اذان از حاج بابا می آمد اینها برای کمک می رفتند، از همه جا به شهر حمله می کردند و ایشان برای دفاع می رفتند.»
خاطره نگاری همسران شهدا؛

فداکاری در مسیر آزادی و استقلال

همسر شهید «تقی سعدی» در خاطرات خود از چهار سال پر از مبارزه و حرکت‌های پیوسته شوهرش علیه رژیم طاغوت یاد می‌کند. او هر روز در تظاهرات و راهپیمایی‌ها حضور داشت و با اراده‌ای قوی در صفوف مردم علیه رژیم شاهنشاهی ایستاد. در روز ۲۲ بهمن، وقتی همسرش به او گفت که دیگر نیازی به رفتن نیست، با قاطعیت پاسخ داد: «نه، من باید بروم؛ این وظیفه شرعی و عرفی من است.» همان روز، در جریان مبارزات، دو تیر به بدنش اصابت کرد؛ یکی به ریه و دیگری به ستون فقرات. در نهایت، او جان خود را فدای آرمان‌های انقلاب کرد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهادت تقی سعدی تنها از یک پدر و همسر عزیز، بلکه از یک مبارز نستوه که جانش را در راه آزادی و استقلال فدای وطن کرد، یاد خواهد شد.
خاطره نگاری والدین شهدا؛

شهید احمدرضا صیادی؛ نوجوانی که با ایمان راه جبهه را برگزید

پدر شهید احمدرضا صیادی گفت: « از ۱۷ سالگی با شور و ایمان راهی جبهه‌های نبرد شد. او با وجود مخالفت‌های خانواده، بارها با تأکید بر فرمان امام، عازم میدان جنگ شد. احمدرضا پس از دو دوره بازگشت، در سومین اعزامش، به آرزوی شهادت رسید و جاودانه شد.»
طراحی و تولید: ایران سامانه