آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۰۳۲۴
۱۱:۰۲

۱۴۰۴/۱۱/۰۷

وداع با دنیا در آستانه وصال؛ خاطره خوابی که شهادت را نوید می‌داد

شهید سعید آراسته در آخرین نوشته‌های خود از «آخرین مقصد» سخن می‌گوید؛ مقصدی که تشنهٔ وصال آن بود. او خاطره خوابی را روایت می‌کند که در آن، مرگ را همچون گهواره‌ای نرم و آرام توصیف می‌کند و حسرت تنها بر یک چیز می‌خورد: روزهایی که می‌توانست بیشتر از «بادهٔ عشق» سرمست شود.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید سعید آراسته، متولد ۱۳۴۲ همدان، جوانی برق‌کار و دیپلمه بود که در بیست سالگی و در سال ۱۳۶۱، داوطلبانه و از طریق ارتش به جبهه اعزام شد. او به‌عنوان یک رزمنده در یگان پیاده خرم‌آباد به مدت بیست ماه در خط مقدم خدمت کرد. سرانجام در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۶۳، در منطقه عملیاتی مهران، بر اثر سانحه (اصابت ترکش) در حالی که به عنوان راننده آمبولانس مشغول خدمت رسانی و انتقال مجروحان بود، به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاک این شهید بزرگوار در امامزاده طاهرِ کرج آرام گرفته است.

زززززززز

در ادامه متن یادداشت شهید سعید آراسته را بخوانید.

آخرين مقصد براي من ...آباد است. جايي كه مدت هاست انتظارش را مي‌كشيدم. رسيدن من به آن مانند رسيدن تشنه به آب است. چشمه‌اي كه سراسر پاك و با محبت است، چشمه‌اي كه بدون آن زندگي براي من پايان مي‌يابد. چشمه‌اي دور از اين روزگار. دهشت باد.

شبي خواب ديدم كه مرده‌ام (خاطره‌ي خود شهيد): روي سينه‌ام خرمني از گل نهاده بودند و اطاق من نيز كه درها و پنجره‌هايش به روي خورشيد گشوده مي‌شد غرق گل بود. فقط آن شب توانستم لذت نيستي را بچشم و در بازوي نوازشگر مرگ چون در گهواره‌اي نرم آرام آرام بخواب روم. در آن لحظه حسرت هيچ چيز را نداشتم. از هيچ يك از آنچه پشت سر گذاشته بودم ياد نمي‌كردم. حتي حسرت ترانه‌هاي دلپذيري را كه روز و شب از دل بر زبان مي‌آوردم نداشتم. فقط به ياد دل خودم بودم. تاسف بر آن روزها و شب‌هايي مي‌خوردم كه مي‌توانستم از باده‌ي عشق سرمست شوم.

زززززززز

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه