نوید شاهد قزوین - صفحه 29

آخرین اخبار:
نوید شاهد قزوین
در آیین تجلیل از فرزندان سرافراز پارالمپیک ایران؛

رئیس‌جمهور از جانبازان قزوینی تجلیل کرد

در آیین تجلیل از فرزندان سرافراز پارالمپیک ایران، رئیس‌جمهور از جانباز ۶۰ درصد احمد فنودی و جانباز ۷۰ درصد علیرضا نجفی‌نیارکی تجلیل کرد.

یادداشت | رمضان؛ ماه آسمانی شدن مردان خدا

ماه رمضان، ماه بندگی و خلوص، فرصتی است برای بازگشت به فطرت پاک انسانی؛ ماهی که یاد و نام شهدا در آن جلوه‌ای روشن‌تر می‌یابد، چرا که آنان با ایمان و ایثار، راه آسمان را برای ما هموار کردند.
روایتی از زندگی شهید «عوض فلاح‌امینی»؛

عشق به امام حسین(ع) تا شهادت در میمک

شهید «عوض فلاح‌امینی»، جوان خوش‌اخلاق و خوشرویی که لبخند را به مهمانی دل‌ها می‌برد و دسته‌های عزاداری محرم را با نوحه‌هایش گرم می‌کرد، سرانجام در منطقه میمک، در آغوش آسمان جای گرفت.
در گفت‌و‌گو با نوید شاهد قزوین مطرح شد؛

سیزده سالگی عروس شد، هجده سالگی همسر شهید / روایتی از مردی که هرگز اخم نکرد

«اصلاً ندیدم اخم کند یا عصبانی بشود. همیشه با خنده خانه می‌آمد.» این را حوریه شهید می‌گوید، همسر شهید مهدی امیرخانی. زنی که کودکی‌اش در روستای کندر تاکستان، با عروسک‌های پارچه‌ای و لباس‌هایی که خودش می‌دوخت، گذشت. نُه ساله بود که انقلاب شد و سیزده ساله که بدون دیدن داماد، زندگی مشترکش را آغاز کرد. حالا بعد از چهل سال، هنوز خنده‌های مهدی را به یاد می‌آورد؛ مردی که حلال و حرام برایش خط قرمز بود. در این روایت صمیمانه از روز‌های کودکی، انقلاب، خواستگاری و زندگی مشترک همسر شهید را می‌خوانید.

دست‌نوشته شهید «ابراهیم مظفری» | بیایید مسلمان باشیم

همزمان با سالروز ولادت شهید «ابراهیم مظفری» در دست‌نوشته به‌جا مانده از این شهید بزرگوار می‌خوانیم: «بیایید مسلمان باشیم، بیایید با تکمیل کردن اعتقادات، عمل به احکام و پایبندی به اخلاق الهی، حدود را رعایت کنیم، سعادت دنیا و آخرت را براى خود بخریم و به حق تسلیم قوانین و حدود الهى باشیم ...»
برگرفته از نامه‌های دانش‌آموزان به شهدا؛

خدایا باید بمیرم تا آینده باشد

«خدایا باید بمیرم تا آینده باشد و باید باشم تا آینده بمیرم ...» ادامه این نامه را، همزمان با بزرگداشت روز شهدا در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

شهید «بابک کبودوند» در قاب خاطرات

مجموعه تصاویر شهید «بابک کبودوند»، توسط پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد قزوین منتشر شد.
مادر شهید «حسن تدین»:

میهمان ویژه ماه خدا | شهید حسن تدین؛ از تلاوت قرآن تا ضیافت الهی

ماه رمضان، ماه بهار قرآن است و شهید حسن تدین، قرآن‌خوانِ همیشگی بود. ماه رمضان، ماه شب‌زنده‌داری است و حسن، نماز شبش ترک نمی‌شد. ماه رمضان، ماه ضیافت الهی است و حسن، میهمان ویژه این ضیافت شد. به مناسبت فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، پای صحبت‌های مادر این شهید والامقام نشسته‌ایم تا مرور کنیم زندگی کوتاه، اما پربار جوانی را که از کوچه‌های قزوین تا پاسگاه زید، جز عشق به اهل بیت(ع) و آرزوی شهادت در دل نداشت.
پدر شهید «بابک کبودوند»:

از ۳ بار مجروحیت تا شهادت در ۱۷ سالگی / روایت ۴۵ روز چشم‌انتظاری پدر شهید «کبودوند»

ابوالقاسم کبودوند از روزی که در خیابان شنید پسرش «بابک» شهید شده، اما ۴۵ روز تمام این خبر را در سینه حبس کرد تا مبادا خانواده چشم‌انتظار بمانند. روایتش، از پسر ۱۷ ساله‌ای است که پس از دو نوبت مجروحیت شدید، بار سوم با اجازه پدر رفت و دیگر برنگشت. روایت مردی که دکتر با شنیدن شهادتش، گریست.
پدر شهید «بابک کبودوند»:

انگشتری که از انگشت شهید به دست پدر نشست/ روایت پدری که پسرش مسجد را آب و جارو می‌کرد

در کوچه‌ای که حالا نامش شهید «کبودوند» است، مردی هر روز انگشتری را نگاه می‌کند که روزی امام جماعت مسجد به پسرش هدیه داد. هنوز هم آن را به یادگار دارد و هر وقت به آن نگاه می‌کند، یاد روز‌هایی می‌افتد که پسرش با همان دست‌های کوچک، اما پر از ایمان، مسجد را آب و جارو می‌کرد که این روایت خواندنی است.

هدف شهید «یونس یوسفی» پاسداری از دستاورد‌های انقلاب بود

مهمترین هدف شهید «یونس یوسفی»، پاسداری از دستاورد‌های انقلاب اسلامی بود که در پاسخ به ندای امام خمینی (ره) عازم جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد.
فرازی از وصیت‌نامه شهید «رجبعلی مرگسینی»؛

مادر جانم از شهادتم ناراحت نباش

همزمان با سالروز ولادت شهید «رجبعلی مرگسینی» در وصیت‌نامه این شهید بزرگوار می‌خوانیم: «مادر جانم از شهادتم ناراحت نباش؛ چون من برای امام عزیزم به جبهه می‌روم. همه باید تا پیروزی کامل اسلام، پشت سر امام مهربان خودمان باشیم ...»

خون ایثار

«آخر شب بود که محسن پیدایش شد. آن شب خیلی از رزمنده‌ها شهید و مجروح شده بودند. یکی از برادران مجروح را هم آورده بودند که پایش قطع شده بود و دستش زخمی بود. جلوتر آمد و پرسید حال اون مجروح چطوره؟ گفتم نمی‌دونم گفت جراح رو صدا بزن ببینم برای این مجروح چه کاری می‌شه کرد ...» ادامه این خاطره از شهید «محسن بلندیان» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.

گزارش تصویری | مراسم بزرگداشت چهلمین روز شهدای قزوین

مراسم بزرگداشت چهلمین روز شهادت شهدای قزوین که در حمله تروریستی صهیونیستی-آمریکایی به فیض شهادت نائل آمدند، با حضور گسترده مسئولان لشکری و کشوری و مردم شهیدپرور در قزوین برگزار شد.
فرمانده دفاع مقدس:

اقتدار نظام در گروی نیرو‌های مسلح مقتدر و اقتصاد شکوفا است

فرمانده دفاع مقدس در مراسم بزرگداشت چهلمین روز شهدای گرانقدر قزوین که در حمله تروریستی صهیونیستی-آمریکایی به فیض شهادت نائل آمدند، گفت: اقتدار نظام در گروی نیروهای مسلح مقتدر و اقتصاد شکوفا است.
فرازی از وصیت‌نامه شهید مفقودالاثر «باقر یوسفی»؛

از انقلاب که محتوایش اسلامی و رهبری آن روحانیَّت است، پیروی کنید

همزمان با سالروز شهادت «باقر یوسفی» در وصیت‌نامه این شهید بزرگوار می‌خوانیم: «به شما عزیزان توصیه می‌کنم که از انقلاب که محتوایش اسلامی و رهبری آن روحانیَّت است، پیروی کنید ...»
برگی از خاطرات شفاهی؛

فیلم | ماجرای جانباز ۷۰ درصدی که عجله‌اش برای رفتن به جبهه، عشق بود

«صدای توپ و تشر جنگ که بلند شد، خانواده از جانباز ۷۰ درصد «اسدالله آشوری» خواستند صبر کند. می‌گفتند برادرت آنجاست، بگذار برگردد تا بعد تو به جبهه بروی. اما ایشان که روز‌های انقلاب را با حرکت در صفوف راهپیمایی و با بسته‌بندی کمک‌های مردمی سپری کرده بود، باور داشت که معادلات دنیوی جایی در تصمیم‌اش برای رفتن ندارد.» از شما دعوت می‌کنیم نظاره‌گر فیلم این روایت باشید.
روایت جانباز «محمدتقی نورانی»؛

فیلم | خاطراتی از فراهم کردن مقدمات عزل بنی‌صدر

«جانباز محمدتقی نورانی از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب، خاطراتی از فراهم کردن مقدمات عزل بنی‌صدر را روایت می‌کند ...». از شما دعوت می‌کنیم نظاره‌گر فیلم این روایت باشید.
جمعه، یکم اسفند ماه؛

مراسم استغاثه به امام زمان(عج) در قزوین برگزار می‌شود

مراسم دعا و استغاثه به امام زمان(عج)، جمعه، یکم اسفند ماه سال جاری در گلزار مطهر شهدای قزوین برگزار می‌شود.
در گفت‌وگو با نوید شاهد قزوین مطرح شد؛

از جرقه‌ اعتماد تا ترکش‌های ناتمام؛ روایت جانبازی که از روستا تا فاو، عشق را تعریف کرد

اواخر سال ۱۳۶۲ بود. هنوز بوی باروت به روستا‌های قزوین نرسیده بود، اما صدای جنگ از رادیو‌ها به گوش می‌رسید. جوانی از دیار کلنجین، بدون آنکه دوره سربازی را گذرانده باشد، شبانه از خانه بیرون زد تا راهی جبهه شود. حالا پس از ۴۰ سال، آن جوان که امروز یادگار ترکش‌های جنگ را بر بدن دارد، برایمان از روز‌هایی بگوید که عشق به وطن، مرز‌ها را جابه‌جا می‌کرد.
طراحی و تولید: ایران سامانه