شهید حسین دستپس در وصیتنامه خود میگوید: بايد راهى را انتخاب كنم كه آخرش به گمراهى و ضلالت نرود. مى خواهم، انسان هميشه جاويد و زنده در قلب ملتم جاى بگيرم.
سیدموسی امینی در وصیتنامه خود بیان میکند: در همه کارهای خود خدا را در نظر بگیرید و از غیبت و تهمتهای ناروا دوری کنید و هیچ گاه از نماز و روزه و کارهای واجب دوری نکنید.
شهيد گرامي رضا كلانتري حصاري فرزند نصرت در سال 1345 هجري شمسي در روستاي حصار از توابع بخش مركزي شهرستان خدابنده استان زنجان در يك خانواده مذهبي به دنيا آمد.
شهید جبرئیل شیخلو در وصیتنامه خود مینویسد: من به عنوان يك سرباز كوچك از ارتش، بسيج و سپاه مى خواهم كه همه دست اتحاد به هم دهند. نگذاريد خون اين شهدا به هدر رود.
شهید فرضعلی رستمخانی در وصیتنامه خود میگوید: در صددند كه از هر راهى كه شده به انقلاب و امام ضربه بزنند، اما كور خوانده اند. ملت ايران راه خود را پيدا كرده است.
کمال جان نثار، فرزند علی، به سال 1331 در شهر زنجان به دنیا آمد. زمانی که شش سال بیش نداشت پدرش را که باغبان بود از دست داد و مسئولیت سرپرستی خانواده بر عهده مادرش – تمام موسوی ویری – و برادر بزرگ ترش – جلال قرار گرفت.
شهید ابوالفضل حیدری در وصیتنامه خود میگوید: از اين ملت مىخواهم پشت سر اين رهبر باشند و از رهبرى او اطاعت كنند و منافقين و اين خفاشان كور دل را به گورستان بفرستند.
وقتی وارد سنگر شدم، هنوز دوتا از فانوسها روشن بودند. پیلوت آنها را پایین کشیدم و فوت کردم. یکی از بچهها کولهپشتیاش را زیر سرش گذاشته و............