شهید «علیاکبر گلپایگانی» در مناجاتش با پروردگار میگوید: «خدایا! به ملت شریف ایران هرچه بیشتر استقامت و مقاومت و صبر و بردباری در راه پیشبرد مقاصد اسلام عنایت فرما.»
نخستین آیین گرامیداشت سالگرد ۸۲ شهید سرافراز استان البرز که در جریان جنگ ۱۲ روزه با رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند، عصر امروز با حضور خانوادههای معظم شهدا، ایثارگران، مسئولان و اقشار مختلف مردم در مصلای بزرگ امام خمینی (ره) کرج برگزار شد.
شهید «علیاکبر گلپایگانی» در وصیتنامهاش مینویسد: «مبادا امام عزیز را تنها بگذاریم. پیروی کردن از امام، عمل کردن به آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول میباشد.»
ابوالفضل حبیبی، سرباز جوان تیپ ۱۸۴ ارتش در خرمآباد، فوتبالیستی باانگیزه و تنها پسر یک خانواده چهار فرزندی بود که رؤیای ادامه فوتبال حرفهای را در سر داشت. او که برای گذراندن خدمت سربازی به کشور بازگشته بود، با وجود اصرار خانواده برای ماندن در خانه به دلیل شرایط جنگی، گفت: «مگر خون من از همخدمتیهایم رنگینتر است؟» و به پادگان بازگشت؛ تصمیمی که چند ساعت بعد با حمله پهپادی دشمن به زاغه مهمات به شهادتش انجامید.
محمود مرتضایی، جوانی از اهالی کرج با دکتری مدیریت صنعتی، به «محمود همیشه خندان» شهرت داشت؛ مردی که در کنار کار در تولید و فروش خشکبار و فعالیت در شرکت کاله، دل در گرو خدمت به خانواده، کمک به نیازمندان و عشق به امام حسین(ع) داشت. او دهم اسفند ۱۴۰۴ زمانی که برای دیدار دوستی به کلانتری ۲۵ بلوار ماهان کرج رفته بود، در پی حمله دشمن به این ساختمان مظلومانه به شهادت رسید.
همسر شهید «نصرالله تفضلی» نقل میکند: «دو روزی بود که بستری شده بود. نفهمیدم چطور خودم را رساندم بیمارستان. همه جایش باندپیچی بود. حسرت یک ناله را به دلم گذاشت. فقط میگفت: خرمشهر! خرمشهر چی شد؟»
همسر شهید «نصرالله تفضلی» نقل میکند: «او و کمکخلبانش هر دو در آتش میسوزند. نصیریرادفر همان لحظه به شهادت میرسد. او زخمی میشود و در بیمارستان سوانح و سوختگی تهران بستری میگردد. راه میرود، افسوس میخورد و میگوید: «گفته بودم نصیری زودتر از من شهید میشود.»
برادر شهید «نصرالله تفضلی» نقل میکند: «جانماز را از توی داشبرد ماشین درآورد و گفت: نماز میخونیم و بعد راه میافتیم. قرآن همیشه توی داشبرد ماشینش بود. فرصتهایی که پیش میآمد قرآن میخواند.»
نشستی با موضوع طرح پژوهش مسئلهمحور نیازسنجی محور تشکلهای فرهنگی شاهد و ایثارگر (طراحی و ارزیابی مدل نیازها و راهکارها) یکشنبه ۳۱ خردادماه در سالن جلسات بنیاد به صورت برخط در کلیه استانها از طریق وبیناری برگزار شد
همزمان با سالروز شهادت شهید «مجید رحیمی سعدی»، بسیجی دلاور اهل تبریز که ۳۱ خرداد ۱۳۶۶ در منطقه شلمچه به فیض شهادت نائل آمد، آلبوم تصاویر این شهید والامقام منتشر میشود؛ رزمندهای که در راه دفاع از میهن و آرمانهای انقلاب اسلامی جان خود را فدا کرد و پیکرش در گلزار شهدای وادی رحمت تبریز آرام گرفته است.
امروز در سالروزِ عروجِ شهید «محمد زحمتکار»، ورقهای تاریخ را به عقب بازمیگردانیم. محمد، فرزندِ سختکوشی و تقوا بود؛ مردی که وقتی خبر شهادتش در شهر پیچید، بازار «شندآباد» در احترام به مظلومیتش تعطیل شد. آنچه میخوانید، نه فقط یک خاطره، که روایتِ آخرین دیداری است که بویِ جاودانگی میداد؛ روزی که او برای پدرش چاهی کند تا یادگاری بماند برای روزهایی که دیگر خودش نبود.
برادر شهید «نصرالله تفضلی» نقل میکند: «فرمانده گفت: شما نه. نصرالله در جوابش گفت: تا اینجا برای جنگ خیلی زحمت کشیدم. وقتشه که مزدم رو بگیرم و سهمی توی آزادسازی خرمشهر داشته باشم.»