سردار شهید «سعید آخوندی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او از سال۱۳۵۸،که جنگ با کومولهها و دموکراتهای کردستان شروع شده بود، به همراه بسیجیان برای آرام کردن شورش در کردستان به آن منطقه اعزام شد.
«خسرو آهن خای»، می گوید: جنگ تحمیلی که شروع شد 65 ماه در خط مقدم خرمشهر و سرپل ذهاب حضور داشتم. مسئولیت بیسیم چی بر عهده من بود برای ما چاله هایی را همانند قبر حفر می کردند و داخل این چاله ها می رفتیم که دشمن ما را نبیند و به خوبی با فرماندهان ارتباط برقرار کنیم و بیسیم ها از بین نرود.
شهید «علیاکبر قاسمپور» در آخرین نامه خود به خانوادهاش مینویسد: «مادرم! اکنون حنا به سر کن و سرمه به چشم، لباس نو بپوش چرا که داماد شدم. دنیا اگر از یزید لبریز شود/ ما پشت به سالار شهیدان نکنیم.»
نمایشگاه هنرهای تجسمی منطقه دو ایثار روز چهارشنبه با حضور جمعی مسئولین، خانوادههای معظم و معزز شهدا و ایثارگران و اقشار مختلف مردم در نگارخانه دانشگاه شهید چمران اهواز افتتاح خواهد شد.
همرزم شهید «حسن ممتازی» میگوید: «سهشنبهها بیتاب میشد و بیقراری در چهرهاش موج میزد. هر هفته شبهای چهارشنبه باید جمکران میرفت. نذری که کرده بود ادا مینمود. برایم عجیب بود. هرگز از نذر چهل روزهاش برایم نگفت.»
جانباز کرمانشاهی، می گوید: علاقه زیادی به جبهه و جنگ داشتم و برای آب وخاک و وطنم حاضرم جانم را فدا کنم. به لحاظ شرعی، انسانی و وجدانی، هرکسی روی سفره ای غذا خورد باید پایبند آن باشد. از همین روست که می گویم انقلاب و ایران، تمام هستی من است.
سردار «شهید کریم آخوندی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. در روایت از او آمده است که وی قلبش برای شهادت میتپیده است و با رشادتهای فراوان در اوج حماسهآفرینی به شهادت رسیده است.
شهید «عسکری رضاکاظمی» در مصاحبه خود میگوید: «آمدم تا راه برادرم را ادامه دهم که او بهخاطر اسلام آمده بود اینجا و من هم همینطور تا کفر را از بین ببرم.»