ایثار و شهادت - صفحه 438

آخرین اخبار:
ایثار و شهادت
مروری بر زندگی شهید ارتشی«علیمراد حاصلی»

شهادت در اربعین حسینی، نشانه عشق و دلداگی علیمراد به امام حسین (ع) بود

شهید «علیمراد حاصلی» آبان 1339 در شهرستان سنقر دیده به جهان گشود. با تمام عشقی که به امام حسین و شهادت داشت رهسپار جبهه های غرب می‌شود. سپس در چهارم دی‌ماه 1359 که مصادف با اربعین حسینی در جبهه گیلانغرب و در نبرد با دشمن مزدور به دیار ابدی و زیارت معشوق جاودانه‌اش شتافت.
در راستای برگزاری کنگره ملی 3400 شهید استان اردبیل برگزار شد؛

یادواره خانگی شهدا در منزل خانواده سردار شهید «فیض‌اله حامدی»+ عکس

یادواره خانگی شهدا در منزل خانواده سردار شهید «فیض‌اله حامدی» در اردبیل برگزار شد.
خاطره‌نگاری والدین شهدا؛

پسرم دوست نداشت بدون حجاب باشیم

مادر «شهید سیدرضا پورموسوی» می‌گوید:«رضا هیچ وقت دوست نداشت که من یا خواهرانش بدون روسری باشیم و همیشه می گفت دوست ندارم بدون روسری باشید.»

اسناد ماندگار از شهید« فریدون کریمی»

نوید شاهد کرمانشاه، اسناد ماندگارمنتشر نشده از شهید نخبه «فریدون کریمی» را تقدیم مخاطبان ارجمند می‌کند.

نماز جماعت مایه وحدت مسلمین است

شهید حمید زاده گندم در بخشی از وصیت نامه خود می نویسد: «برادران و خواهران عزیز به جلسات قرآن اهمیت فوق العاده بدهند و همیشه در آن شرکت نمایند که شکست دشمنان ما در آنها است. نمازها را همیشه به جماعت بخوانید که مایه وحدت است. نماز جمعه را ترک نگوئید و همیشه در دعاهای کمیل و توسل شرکت کنید اگر چه من این کارها را درست انجام نداده بودم...»ادامه وصیت‌نامه این شهید والامقام را در نوید شاهد بخوانید.

مروری بر زندگی تکنسین صداوسیمای ایران شهید «فریدون کریمی»

شهید «فریدون کریمی» سال 1339 در استان کرمانشاه متولد شد. در سال 1358 به دانشگاه علوم دانشکده ریاضیات دانشگاه رازی راه پیدا کرد و در سال 1362 با عنوان تکنسین استخدام صداوسیمای ایران شد. سرانجام 20 خرداد 1364 در منطقه نخجیر ایلام بر اثر حمله هواپیماهای مزدور عراقی به فرستنده تلویزیونی و سایت نیروی هوایی به درجه رفیع شهادت نایل آمد.
قمست اول خاطرات شهید «محمد پایون»

آبی که بوی کربلا و شهادت می‌داد

برادر شهید «محمد پایون» نقل می‌کند: «ساعت دو‌ و نیم بعدازظهر با عده‌ای از بچه‌ها برای آب‌تنی به رودخانه‌ای که نزدیک خط مهران بود رفتیم. محمد وارد آب شد. مشتی از آب را برداشت و بویید و گفت: بچه‌ها این آب بوی کربلا و شهادت می‌ده. آب را به‌طرف آسمان پاشید و خود را به آغوش آب سپرد. با تأنی غسل کرد و عازم مقر شدیم.»
خاطره‌نگاری والدین شهدا

فرزندم مدرسه را به عشق جبهه رها کرد

مادر «شهید محمد شفیع کیا دربندسری» می‌گوید: فرزندم به دلیل پایین بودن سن و مخالفت پدرش نمی‌توانست به جبهه برود و به همین دلیل، از شدت ناراحتی مدرسه را رها کرد. بعد از مدتی مدیر مدرسه رضایت محمد را از من گرفت تا راهی جبهه‌های نبرد شود.

مروری بر زندگی شهید «مظاهر نادری»

شهید «مظاهر نادری» چهارم اسفندماه ۱۳۶۲ به عنوان آرپی‌جی‌‌زن در عملیات خیبر و در جزیره مجنون عراق به شهادت رسید.

ذکرم یاد و نام خداست

به مناسبت سالروز شهادت شهید «محمدرضا خدابنده‌لو»، دست‌نوشته این شهید گران‌قدر برای علاقه‌مندان منتشر می‌شود. در گزیده‌ای از دست‌نوشته‌هایش می‌خوانیم: «امشب حالت دیگری دارم. از شوق وصال حق قرار آرام ندارم. ذکرم یاد و نام خدا است.»

افتخار می‌کنم که همسر پاسدار شهیدم

همسر شهید«قربانعلی مهریان» گفت: افتخار می‌کنم که همسر پاسدار شهیدم.
گفتگوی تصویری با همسر شهید «حیات بزه‌کار»

شهید، مؤمن و با خدا بود

«ثریا حیدری» می‌گوید: عموی من، فرمانده شهید بود و از طریق ایشان ما با هم آشنا شدیم. یکی از مواردی که من حیات را برای ادامه زندگی انتخاب کردم مؤمن و با خدا بودنش بود.

بر آن عهدی که بستیم هستیم

برادر شهید «محمد آتون پریخانی» گفت: بر عهدی که با شهدا بسته‌ایم پایبندیم و راه شهدا را ادامه خواهیم داد.

خدمت به مردم، تداوم راه شهداست

دختر شهید «سخاوت رنجبر» و شهید «ثریا یغما» گفت: خدمت به مردم تداوم راه شهداست و خانواده‌های شهدا ادامه دهندگان این راه هستند.
روایت شهادت شهید عبدالحسین خیاط غیاثی از زبان شهید بهمن درولی؛

خاطرات/ تانک بزن

«ساعت ۱۲:۳۰ ظهر دشمن پاتك كرد. همه را در خط فرستاديم. داشتم مهمات می بردم كه حسين آر‏پي‏جی برايم آورد و گفت:«تانك بزن». اولين تانك را خودش زد. ما هم مشغول شديم، حميد«شهيد حميد كيانی» و همسنگرانش شهيد نیز شدند. یک دفعه صدای محمود را شنیدم که ...»یکی از کسانی که علاقه شدیدی به «شهید حسین غیاثی» دارد، «شهید بهمن درولی» است. علاقه‌اش به حسین را همه کسانی که بهمن را دیده‌اند، شاهد بوده‌اند. در ادامه روایت شهادت این شهید بزرگوار را در نوید شاهد بخوانید.

دسته‌گلی روی صندلی خالی کنکور

شهید «محمد پایون» یکم فروردین سال ۱۳۴۷ در شهرری به دنیا آمد. او در طفولیت جزء سی قرآن را حفظ کرد. سرانجام در بیست‌و‌هفتم خرداد سال ۱۳۶۵ در خط پدافندی مهران، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شکم، به مقام رفیع شهادت رسید. محمد برای دانشگاه ثبت‌نام کرده بود اما زمان کنکور بر روی صندلی او دسته‌گلی گذاشتند تا یادش در اذهانِ هم درسی‌ها همواره زنده بماند.
قسمت نخست خاطرات شهید «محمدرضا کلائی»

فرار انقلابی از دست مأموران ساواک

برادر شهید «محمدرضا کلائی» نقل می‌کند: «محمدرضا اعلامیه‌ها را در زیر لباسش مخفی کرده بود. در آخر‌های مجلس یک لحظه مردم دیدند که دستی بلند شد و تعداد زیادی اعلامیه را در فضای مسجد به پرواز درآورد. محمدرضا با چابکی پس از پخش اعلامیه‌ها به قسمت خواهران رفت. مأموران به تکاپو افتادند تا او را پیدا کنند. این اولین فرار انقلابی او نبود. بار‌ها هنگام تظاهرات علیه رژیم طاغوت از دست مأمورین گریخته بود.»

همیشه رابطه‌اش را با خانواده‌های شهدا حفظ می‌کرد

شهید «محمدرضا کلائی» عاشق شهادت بود و قلبش به عشق آلاله‌های میهنش می‌تپید. با آوردن جنازه شهدا و تشییع‌ آن‌ها در دامغان، حال محمدرضا دگرگون می‌شد. شوق و اشتیاقش به شهادت دو چندان می‌گشت و عشق به جبهه و شهادت در راه خدا، آرام و قرار را از او می‌گرفت. یکی از برنامه‌هایش دیدار با خانواده‌های شهدا و دل‌جویی از آن‌ها بود و این رابطه‌اش را همیشه حفظ می‌کرد.

شهید «مسلم مولایی» در قابِ حماسه‌ها

شهید «مسلم مولائی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. نوید شاهد البرز تصاویری از این شهید را در چهل و یکمین سالگرد شهادتش منتشر می‌کند.
سیری در کلام شهید نیکوکار؛

امیدوارم که راه حق را پیشه خود کنید

شهید «محرمعلی نیکوکار» از شهدای دوران دفاع مقدس در وصیت‌نامه‌اش نوشته است: «امیدوارم که در این دنیا راه حق را پیشه خود گیرید و در برابر ظالمان قد علم کرده بایستید.»
طراحی و تولید: ایران سامانه