ایثار و شهادت - صفحه 976

آخرین اخبار:
ایثار و شهادت
استاندار خوزستان؛

موزه دفاع مقدس خوزستان باید سرآمد موزه‌های کشور باشد

نوید شاهد-قاسم سلیمانی دشتکی استاندار خوزستان در بازدید از موزه دفاع مقدس خوزستان گفت: موزه دفاع مقدس خوزستان باید سرآمد و گل سرسبد موزه‌های کشور باشد چرا که قدم به قدم خاک و جغرافیای این استان بوی ایثار، جهاد و شهادت می دهد.

آرزوهای «عمار» مدافع حرم در سالروز شهادتش را ببینید

نوی شاهد - شهید «عمار بهمنی» شهید مدافع حرم استان فارس است که بیست و چهارم فروردین ماه 1395 در راه دفاع از حرم اهل بیت(ع) در حلب سوریه به شهادت رسید. در فیلم زیر آرزوهای این شهید عالیمقام را در سالروز شهادتش ببینید. روحش شاد و یادش گرامی.
معاون هماهنگ کننده سپاه پاسداران مطرح کرد:

طرح شهید سلیمانی، دفاعِ زیستی را به دفاعِ مقدس پیوند زد

نوید شاهد - معاون هماهنگ کننده سپاه امام حسن مجتبی (ع) استان البرز بیان کرد: طرح شهید سلیمانی دفاع زیستی را به دفاع مقدس پیوند زد.
رئیس سازمان بسیج سازندگی استان البرز:

40 هزار بسته معیشتی در پرتوی ایثار اجتماعی در البرز توزیع می‌شود

نوید شاهد - رئیس سازمان بسیج سازندگی استان البرز از توزیع 40 هزار بسته معیشتی در پرتوی تحقق و توسعه مولفه ایثار اجتماعی میان نیازمندان در ماه مبارک رمضان خبر داد.
مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس برای نخستین بار منتشر کرد

نظر شهید همت درباره انقلاب اسلامی/ صوت

نوید شاهد - شهید همت در میان نیروهای بسیجی لشکر ٢٧ محمد رسول‌الله (ص) که خود را برای عملیات والفجر یک آماده می‌کردند، به ارائه نظرش درباره ماهیت انقلاب اسلامی پرداخت.

خاطره/ تمرینات سخت

نوید شاهد-« فرمانده گردان شهید عبدالحمید صالح نژاد با اطلاع از وضعیت خاص ایشان سعی کرد او را به شهر بازگرداند ولی مسعو راضی نشد حتی بیشترین و سنگین ترین تمرینها و ساعتها پیاده روی و دویدن با آن پای مجروح هم او را باز پای در نیاورد. هیچ گله و شکایتی نمی کرد هیچ بهانه ای برای برگرداندنش به شهر وجود نداشت بلکه آن تمرینها ایشان را در چشم برادران رزمنده و فرمانده هان گردان عزیزتر کرد.» در ادامه خاطره‌ای از برادر شهید «مسعود گرگ زاده» را بخوانید.

خاطره/ شمعی بر مزار مصطفی

نوید شاهد- « وقتی سبب توقفم را در آن محل متوجه شد سریعا شمع موتورش را باز کرد و اصرار داشت آن را بپذیرم. هر چه گفتم که خودش به آن نیاز دارد، به خرجش نرفت و مرتب می گفت:« نیاز شما از من بیشتر است من همین نزدیکی کار دارم.»به ناچار قبول کردم و گفتم:« پس کی و کجا آن را به تو بدهم.» تبسمی زیبا به لبش نقش بست و گفت:«یکی دو روز دیگر به جبهه می روم اگر دیگر برنگشتم به نیت من شمعی بر مزارم روشن کن.» در ادامه خاطره‌ای از دوست شهید «مصطفی معیری» را بخوانید.
در روایت از شهیدنجفی مطرح شد:

حماسه دو هم‌بازی در فکه

نوید شاهد - شهید "مصیب نجفی" از شهدای دوران دفاع مقدس است. در روایت از این شهید بیان شده است: « او و دوست صمیمی و هم‌بازی کودکی‌اش طی عملیات والفجر دو به شهادت رسیدند.»

خاطره/ عکس یادگاری

نوید شاهد-« آخرین بار که به مرخصی آمد جیپ فرماندهی را در محل تدارکات سپاه دزفول گذاشته بود و با پای پیاده به منزل آمد قصد بازگشت که کرد با هم سوار موتور شدیم تا او را به تدارکات سپاه برسانیم در راه گفت:«بیا یک عکس یادگاری از من بگیر شاید شهید شدم. من از این حرف دلم لرزید...» در ادامه خاطره‌ای از هم رزم شهید «احمد لیاقتی راد» را بخوانید.

خاطره/ نذر شهادت

نوید شاهد- «شهید محمدرضا محمد نسب که برای مراسم تشیع پیکرهای پاک شهدا از جبهه دارخوین به شوشتر آمده بود در پیشاپیش انبوه جمعیت دیده می شد در حالیکه علم حضرت اباالفضل العباس (ع)را بغل گرفته و تا گلزار شهدا یعنی مقام مبارک صاحب الزمان (عج) حمل می کرد. او نذر کرده بود که علم را حمل کند در پاسخ آن حضرت عباس (ع)او را به کاروان شهادت برساند...» در ادامه خاطره‌ای از برادر شهید «محمدرضا محمد نسب » را بخوانید.

خاطره/ هم امداگر، هم آر پی چی زن

نوید شاهد - «صدایش کردم و گفتم: «مقدسیان، چرا دو کوله پشتی داری؟» لبخندی زد و با تواضع گفت: «این کوله پشتی پر از موشک و خرج آر پی جی هفت است و کوله پشتی دیگر وسایل امداد.» با تعجب گفتم: «آخر ما نفهمیدیم که تو آر پی جی زن هستی یا امدادگر...» در ادامه خاطره‌ای از «یداله صبور» همرزم شهید «محمد حسن مقدسیان» را بخوانید.
وصیت‌نامه شهید «عبدالرسول زرین»/تک تیراندازی که گردان تک‌نفره لقب گرفت

اتحاد مايه رحمت و تفرقه مايه عذاب در دنيا و آخرت است

نوید شاهد - شهید «عبدالرسول زرین» در ۵ مرداد سال ۱۳۱۵ در یکی از روستا‌های توابع استان کهگیلویه و بویراحمد به دنیا آمد. در چهار سالگی پدر و در ۶ سالگی مادرش را از دست داد و پس از مرگ آن دو، سرپرستی‌اش را دایی او به‌عهده گرفت. شهید زرین قهرمانی است که دشمن را به ستوه آورده بود و شجاعت و بی باکی‌اش سبب شد که شهید خرازی لقب گردان تک نفره را به او بدهد. سرانجام ایشان در عملیات غرورآفرین خیبر حماسه سرایی کرد و در نهایت در ۱۱ اسفند سال ۱۳۶۲ بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن به شهادت رسید و بعداز سال‌ها مجاهدت مزد جهادش را گرفت. در زیر بخشی از وصیت‌نامه این شهید والامقام را می‌خوانیم.

خاطره/ چرا شهید نمی شوم

نوید شاهد- با گریه گفت: «باز هم من از قافله عقب ماندم چرا من شهید نمی شوم» دستم را روی شانه اش گذاشتم ولی نمی دانستم چه بگویم که کمی از این درد و ناراحتی اش کم شود سرش را بالا آورد به من نگاه کرد و ادامه داد: «این نشانه ناپاکی من است. اگر پاک بودم من هم شهید می شدم...» در ادامه خاطره‌ای از «محمد انصاری زاده» همرزم شهید «محمد تقی مرتب» را بخوانید.

خاطره/ گریه امانش نداد

نوید شاهد - «آقا سید، شما چرا؟ مگر نمی دانید که من با دوستان شهید عهد بسته ام که به آنها ملحق شوم من مدتهاست که دست از زندگی دنیوی کشیده ام، من باید به دوستانم بپیوندم.» بعد از این سخنان بغض آلود گریه امانش نداد...» در ادامه خاطره‌ای از «سید ابراهیم زینتی» دوست شهید «غلامرضا مظفری» را بخوانید.

روایتی جذاب از زندگی متفاوت ۴۰ شهید

نوید شاهد - کتاب «تا شهادت» شامل ۴۰ روایت از زندگی افرادی است که توبه کرده و پس از آن به شهادت رسیدند. چاپ سوم این اثر توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی منتشر شده است.
در روایت سیره و خاطرات شهیدهادی مطرح شده‎است:

پرواز بی‌سیم‌چی در غبار

نوید شاهد - شهید "ابوالقاسم هادی" از شهدای دوران دفاع مقدس است. در روایت خاطره و زندگی او آمده است که بی‌سیم‌چی والفجر یک بود که به شهادت رسید. روایت‌ها و خاطره این شهید را درنوید شاهد البرز بخوانید.
در روایت از شهید شاه‌بختی مطرح ‌می‌شود:

"شیرینی شهادت"

نوید شاهد - شهید "عزت‌الله شاه‌بختی" از شهدای دوران دفاع مقدس است. مادرش در روایت از او چنین بیان می‌کند: «در مراسم شهادت برادرش شیرینی خرید و گفت: می‌خواهم شیرینی شهادت برادرم را بدهم و چند روز بعد خودش هم شهید شد.» از این شهید گرانقدر در نوید شاهد بیشتر بخوانید.

روایت خواندنی شهید نوجوانی که عاشق شهادت بود

نوید شاهد - برادر شهید "محمدباقر مازندرانی" نقل می کند: « برادرم علاقه شدیدی به شهادت داشت. به همین دلیل شناسنامه اش را تغیر داد.»

پیغامی از مادر شهید | پدرت زنده شده است

نوید شاهد - مادر شهید "دردی رجب لو" نقل می کند: «چند روزی بود نوه من متولد شده بود ولی پدرش در جهاد سازندگی مشغول به خدمت بود و از تولد فرزندش خبری نداشت. وقتی همکارش برای دادن پیغام به منزل آمده بود به او گفتم به پسرم بگو پدرت زنده شده است. من می خواستم به این طریق به پسرم بفهمانم که فرزندش به دنیا آمده است.»

فرمانده دسته ای که راضی به ازدواج نمی شد!

نوید شاهد - مادر شهید "عبدالرضا قزلســفلو" نقل می کند: « هر کاری می‌کردیم برای ازدواج راضی نمی‌شد. آخر به دایی او متوسل شدیم و از او خواستم تا عبدالرضا را راضی کند تا به خواستگاری برویم.» در ادامه متن کامل این خاطره را بخوانید.
طراحی و تولید: ایران سامانه