شهید "محمدرضا ترک زاده" یک بار در بمباران شیمیایی مجروح شده بود به تهران بر می گشت و در خانه با پدرش مسابقه قرآن می گذاشتند و با هم به مباحثه می پرداختند.
خدمت امیر دعا می رسانم که درست را بخوان و فردی حزب الهی و مخلص برای اسلام باش. آنچه می خوانید قسمتی از نامه شهید "غلامعباس یعقوبی پور" است که به مناسبت سالروز شهادتش منتشر می شود.
در قسمت دوم وصیت نامه شهید "غلامعباس یعقوبی پور" آمده است: «تو همان هستی که در نامه هایت می نوشتی زن باید چون حضرت زینب (س) در مقابل مشکلات و مصیبتها چون کوه استوار باشد. تقوای خود را حفظ کن جهاد تو خانه داری و تربیت فرزندان صالح جامعه است.»
در قسمت اول وصیت نامه شهید "غلامعباس یعقوبی پور" آمده است: «آیا درست است ساکت بنشینیم و نظاره گر ایثارها و جوانمردیها و شهادتهای پاکترین و با تقواترین و مخلصترین عزیزانمان چون خلیل عزیز باشیم؟ و حتی یک کلمه بر زبان نیاوریم، آخر ما برای چه خلق شده ایم؟ آخر برای چه زنده ایم، آری ولایت فقیه چه می گوید.»
شهید "داودایزدیار" از شهدای دوران دفاع مقدس است. مادر شهید ایزدیار در روایت خاطراتش از اخلاق و منش خوب او میگوید که زبانزد عام و خاص بود تا جایی که همسایهها پیشنهاد ازدواج با دخترشان را به او میدهند.
شهید «غلامعباس یعقوبی پور» در شهرستان سیرجان چشم به جهان گشود، ایشان معلم بود که به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت و در شرق دجله عراق به دیار الهی شتافت. در ادامه تصاویری از این شهید گرانقدر را مشاهده می کنید.
شهید «فرضعلی اکبریسلیم» که از شهدای دوران دفاع مقدس است در نامهای به والدینش اینگونه نوشتهاست: «اگر قرار باشد آخر بميرم نميخواهم كه در بستر بميرم. دلم ميخواهد كه ايام جواني بميرم، ميان جبهه و سنگر بميرم.»
شهید"ادریس زیلایی"در بخشی از وصیت نامه خود می نویسد:«برادران بیخیال جنگ نباشید،به خدا قسم دنیا هیچ است، دنیا مانند مار خوش خط وخالی است که اگر پایت را گرفت تو را به پستی می کشاند...»متن کامل وصیت نامه این شهید گرانقدر را در نوید شاهد بخوانید.
شهید"خدابیل فریدونی" فردی بسیار مهربان و دلسوز بود. در انجام کارها به همه کمک می کرد و در کارهای کشاورزی به خانواده یاری می رساند. اهل عبادت و خداترس بود و با عقاید انحرافی مبارزه می کرد. در ادامه سایت نوید شاهد شما را به خواندن زندگی نامه این شهید خوزستانی دعوت می کند.
شهيد مطلبی در بیست و نهم اسفند ماه 1362 در جزيره مجنون مجروح می شود و به بيمارستان منتقل می شود پس از نيم ساعت در بيمارستان به شهادت می رسد و به سردخانه انتقال داده می شود. در سردخانه پدری شهیدی مفقودالاثر فکر می کند که این شهید فرزند او است. ادامه خاطره از شهید "اصغر مطلبی" را در سایت نوید شاهد بخوانید.
مادر شهید "اصغر مطلبی" می گوید: «لحظه ای كه خبر شهادت اصغر را به من دادند، زمين را بوسيدم و گفتم خدای من اين قربانی را از من قبول كن، رضايم به رضای تو ای پروردگار.»