نوید شاهد - «آن زمان دلهای بچه ها به لرزه در آمد ما 63 نفر بودیم! 40 نفر یعنی چه کسانی هستند! هر کس آرزو می کرد که او هم جزء این چهل نفر باشد، خلاصه افسر عراقی شروع به اسم خواندن کرد. او می خواند و من در حال خودم بودم تا اسم 39نام من نبود و من نفر 40لیست بودم چون روی دو زانو بودم قدرت بلند شدن نداشتم، یعنی راستش باور نداشتم ایمان داشتم ولی فکر می کردم هنوز نوبت من نرسیده است، کمک کردند و بلندم کردند، انگار که فلج شده بودم روی دو پایم بند نبودم» آنچه خواندید بخشی از سخنان "عبدالحسین دبات" آزاده سرافراز خوزستانی است که طولانی ترین دوران اسارت( 18 سال و 2 ماه و 6 روز) را سپری کرد. گفتگوی نوید شاهد خوزستان با این آزاده را بخوانید.