روایت «حسن سالاری» پدر شهیدان دانش آموز مدرسه میناب «محیا و علی سالاری» و همسر شهیده «زهرا میردادی»
حسن سالاری در روز تلخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، همسر و دو فرزند خردسالش را از دست داد؛ سه عضوی از خانواده که هرکدام بخشی از زندگی او بودند؛ «زهرا» همسری صبور و همراه، «محیا» دختری مهربان که احساساتش را روی کاغذ مینوشت و «علی» پسری عاطفی که دلتنگیهایش را با صدای خود برای پدر میفرستاد. حالا از آن خانواده چهار نفره، پدری مانده است و خانهای پر از خاطره، اتاقی با وسایل دو کودک و صداهایی که هنوز در گوشش زندهاند؛ صدای «بابا دلم تنگ شده» علی و نوشتههای رنگارنگ مهیا. این روایت، قصه خانوادهای است که در حمله به مدرسه شجره طیبه میناب، همسر و دو فرزندشان را از دست دادند؛ اما پدر میگوید این داغ، آنها را از ادامه مسیرشان ناامید نکرده است.