همسر شهید «دادعلی پرکیزاده» میگوید: همه داشتند برای دفاع از کشور به جبهه میرفتند برای همین با رفتنش مخالفت نکردم، خیلی دلش میخواست به جبهه برود و در آخر هم به جبهه رفت. شهید همیشه میگفت «به خاطر میهن و کشور باید به جبهه بروم و خدمت کنم.»
پدر شهید تعریف میکند: خواب دیدم که عباس با لباس فُرم سپاه و صورتی آراسته در حالی که یک سبد گل قرمز دست من داد به خانه برگشته است و با خوشحالی میگفت «پدر به آرزوی خود رسیدم و با دست پر برگشتم...»
نشست هماهنگی برگزاری هجدهمین آیین بزرگداشت شهدای ادیان توحیدی با حضور عباسعلی رضایی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستانهای استان تهران، سبوح سرکیسیان اسقف اعظم خلیفهگری ارامنه برگزار شد. گزارش تصویری این نشست را در نوید شاهد مشاهده میکنید.
دیدار مدیرکل بنیاد شهرستانهای استان تهران با اسقف اعظم ارامنهی تهران
مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستانهای استان تهران در دیدار با اسقف اعظم ارامنهی تهران با تاکید بر اجرای با شکوه هجدهمین آیین ملی عطرافشانی مزار شهدای ادیان توحیدی گفت: مفهوم ایثار و فداکاری در میان ادیان توحیدی از جایگاه والایی برخوردار است.
برادر شهید «احمد بینائیان» نقل میکند: «امام(ره) در سال ۱۳۴۲ فرمودند: فرزندان من هنوز در گهوارهها هستند و دارند شیر میخورند و یک روز در مقابل این ستیزه جوییهای آنان میستیزند! احمد نیز مانند همه رزمندگان دیگر که بعد از بیست و پنج سال در اوج انقلاب به سن بلوغ رسیدند، عازم جبههها شد.»
مراسم چهارمین سالروز سانحه هوایی پرواز اوکراین در حرم مطهر حضرت معصومه (س) برگزار شد. در ادامه کلیپ تهیه شده از این مراسم را توسط نوید شاهد قم میبینید.
شهید «شهریار برومند تمبکی» در وصیتنامهاش مینویسد: «وظیفهی دینی من این است که به جبهه جنگ حق علیه باطل بروم چرا که لازم میدانم که نباید گذاشت ظالمان در برابر قدرت بزرگ اسلام قد علم کنند.»
«شهید احمد بینائیان» دوازدهم آذرماه ۱۳۴۴ در روستای کلاته از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. شانزده سال بیشتر نداشت که نامش در قبیله «احلی منالعسل» جای گرفت. سرزمین شلمچه او را تنگ در آغوش کشید. وقتی که رفت، چهارمین روز دیماه سرد ۱۳۶۵ بود.
به مناسبت سالروز شهادت شهید «مصطفی بخشیغلامی»، دستنوشته این شهید گرانقدر برای علاقهمندان منتشر میشود. در گزیدهای از دستنوشتههایش در وصیتنامهاش میخوانیم: «شهدا رفتند، اما مسئولیت سنگینی به عهده ما گذاشتند و از ولایتفقیه تا جان در بدن دارید، حمایت کنید.»
کتاب «عروج از تشک کشتی» شروعی سهمگین و طوفانی دارد که مورد توجه اکثر مخاطبان قرار گرفته است. شهید در قسمتی از این کتاب میگوید: «من چیزی ندارم اگر هم داشته باشم به کسانی بدهید که احتیاج دارند.»
همرزم شهید «مصطفی بخشیغلامی» نقل میکند: «گفتم: مصطفی! کجا؟ گفت: باید برم. نگاه به ساعت کردم. سر ساعت بلند شده بود. گفتم: حالا یک دقیقه اینور و اونور بشه به جایی خوره. گفت: ما برای دقیقهدقیقه بچهها مسئولیم.»
عباس صالحی رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان رودان صبح دیروز شنبه ۲۳ دیماه، با خانواده شهیدان «عباس و سعید مریدی» و خانواده 7 تن از جانبازان متوفی دیدار و گفتگو و مشکلات این عزیزان را پیگیری کرد.
نمایش صحنهای «ننه آقا» به کارگردانی محمد یزدی با حمایت معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستانهای استان تهران تولید شده است، در دومین کنگره ملی شهدای غواص کیش درخشید. گزارش تصویری این مراسم را در نوید شاهد مشاهده میکنید.
مادر شهید «مصطفی بخشیغلامی» نقل میکند: «به جبهه که میرفت، درسش را هم میخواند. میگفتم: اول درست رو بخون بعد برو جبهه، اینطوری اذیت میشی. میگفت: ما باید هم با جهل مبارزه کنیم و هم با دشمن.»