وقتی نصرالله شهید شد، انگار من هم مردم
به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید نصرالله حسننژاد ششم خرداد ۱۳۴۶ در شهرستان ساری دیده به جهان گشود. پدرش عبدالله و مادرش زهرا ربیعی نام داشت. وی تا پایان دوره راهنمایی تحصیل کرد و پس از ازدواج، به عنوان سرباز ارتش راهی جبهههای نبرد حق علیه باطل شد.

این شهید والامقام نهم تیرماه ۱۳۶۷ در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید و پیکر مطهرش پس از تشییع در گلزار شهدای روستای عیسیخندق ساری به خاک سپرده شد.
دلبستگی به خانواده و ارزشهای دینی
عبدالله حسننژاد، پدر شهید، در روایت شهادت فرزند خود در گفتوگویی با نوید شاهد مازندران، اظهار کرد: پس از آمدن به مازندران به کشاورزی مشغول شدم و در همین منطقه ازدواج کردم.
وی افزود: همسرم را بسیار دوست داشتم و برای ازدواج با او سختی زیادی کشیدم. بزرگان، ارباب و کدخدای محل واسطه شدند و بارها برای خواستگاری رفتم تا سرانجام رضایت خانواده را جلب کردم.
پدر شهید ادامه داد: نصرالله از نوجوانی اخلاق نیکویی داشت. اهل نماز و معنویت بود و اذان گفتنش در محل زبانزد بود. هر کس او را میشناخت از اخلاق و رفتار پسندیدهاش تعریف میکرد.
حسننژاد خاطرنشان کرد: فرزندم روحیهای انقلابی داشت و به ارزشهای دینی پایبند بود. کمتر کسی را دیده بودم که در آن سن و سال چنین اخلاق و منش پسندیدهای داشته باشد.
لحظه تلخ شناسایی پیکر شهید
پدر شهید با یادآوری روز شهادت فرزندش گفت: پیکر نصرالله را به سردخانه بیمارستان امام منتقل کرده بودند و از ما خواستند برای شناسایی مراجعه کنیم.
حسننژاد افزود: وقتی وارد سردخانه شدم و پیکر را دیدم، باورم نمیشد که فرزندم باشد. به مسئولان گفتم این پسر من نیست و اشتباهی رخ داده است.
عبدالله حسننژاد ادامه داد: به یاد داشتم که نصرالله روی شانهاش خالی داشت. از آنها خواستم پیکر را برگردانند تا شانهاش را ببینم. وقتی خال را دیدم، یقین کردم که فرزند خودم است.
پدر شهید با بغضی سنگین گفت: وقتی نصرالله شهید شد، انگار من هم مردم. داغ فرزند چیزی نیست که بتوان آن را فراموش کرد.
مادری که هنوز نامه آخر را به یاد دارد
زهرا ربیعی، مادر شهید، نیز اظهار کرد: مادرم زمانی که ما سه فرزند بودیم از دنیا رفت و ما بدون مهر مادر بزرگ شدیم. سختیهای زیادی در زندگی کشیدیم و قدر خانواده را خوب میدانستیم.
وی افزود: نصرالله در جبهه هم اهل نماز و عبادت بود و هیچگاه ارتباطش با خدا قطع نمیشد.
مادر شهید ادامه داد: آخرین نامهای که برای ما نوشت هنوز در یادم مانده است. نامه را در صندوق انداخته بود و کمی بعد خبر شهادتش رسید.
وی خاطرنشان کرد: هنوز لکه خون روی نامه برای ما یادگار فرزند شهیدمان است و هر بار که آن را میبینیم، خاطرات نصرالله برایمان زنده میشود.
مادر شهید در پایان گفت: شهادت فرزند بسیار سخت است، اما خداوند به ما صبر داد و امروز به راهی که نصرالله انتخاب کرد افتخار میکنیم؛ راهی که با ایمان، اخلاص و عشق به اسلام به پایان رسید.
انتهای پیام/