برادر شهید «حسین بابازاده» میگوید: در حالی که طوفان با تمام توانش اردوگاه را به بازی گرفته بود و چادرها را در هوا میپراکنده میکرد، تنها یک نفر بود که انگار در دنیای دیگری زیست؛ دنیایی که در آن نه صدای رعد میپیچید و نه لرزش باد، که تنها صدای سکوتِ نمازش بود.