معلمِی در خاک و خون؛ روایت دکتر ارجمندنیا از کلاسهای درس در زیر آتش
به گزارش نوید شاهد خراسان شمالی، در میان سپاهی که در دفاع مقدس هشت ساله با بکارگیری سلاح میجنگید، اقشار و گروههای مردمی دیگری بودند که با قلم و کتاب، جبههها را با نور علم و محبت روشن نگه میداشتند. دکتر ارجمندنیا، که امروز با تکیه بر دانش دکترای محض مدیریت و جایگاه علمیاش در مقام استاد دانشگاه میدرخشد، در سالهای نخست جنگ، نقش دیگری داشت؛ او معلمی بود که کلاس درسش را در دل خون و خاک، در جبهههای جنوب بنا کرده بود.

دکتر ارجمندنیا، با لبخندی که هنوز از خاطرات آن روزها رنگ دارد، از دوران حضور ۸ ساله خود در مناطق جنگزده میگوید. دکتر ارجمندنیا به یاد میآورد که در آن سالهای پرخطر، معلمی تنها به داشتن کتاب نبود، بلکه حضور در میان رزمندگان، وظیفهای بود که او داوطلبانه برعهده گرفته بود. او میگوید: «ما با عشق و تمام توان، به سمت جنوب حرکت میکردیم. مقصد ما، کلاسهایی بود که دیوارهایش از جنس فلز و کانکس بود.»
وی در ادامه از امکانات بسیار ناچیز در آن روزها میگوید؛ جایی که حتی یک میز و نیمکت استاندارد هم وجود نداشت، اما انگیزه و عشق به اسلام و ولایت فقیه، بزرگترین ابزار آموزشی بود. دکتر ارجمندنیا با نگاهی نو به آن دوران میگوید: «با وجود همان وضعیت بسیار ضعیف و امکانات ناچیز، ما بچهها را از شهرک شهید مطهری شهر امیدیه به خرمشهر که تازه به دست رزمندگان آزاد شده بود، اردو میبردیم. هدف ما ازاین حرکت دلوطلبانه، تنها انتقال دانش نبود؛ ما میخواستیم به آنها درمیان غبار آتش و دود، امید به آینده و زندگی بدهیم، به آنها یاد بدهیم که در میانه این تاریکی و اضطرابی که دشمن دون ایجاد کرده بود، چگونه روشناییِ علم و ایمان میتواند راه را هموار سازد؟»
امروز که او در جایگاه یک استاد دانشگاه ایستاده است، میداند که آن کلاسهای کانکس در جبهههای جنوب، نخستین گامهایی بود که به او آموخت: علم، زمانی معنا مییابد که در خدمت ایثار و میهن دوستی باشد.
انتهای پیام/