شهیدی که در مراسم عقدش لباس سپاه بر تن داشت

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، شهید محسن اکبراشرافی، یکم فروردین ماه ۱۳۴۱ در شهرستان دماوند از نسل طلایی یاران امام خمینی هستند که در دوران اختناق در سالهای اولیه و زمان فریاد بر آوردن علیه استعمار و حاکمیت زور و تزویز، متولد شد.
او در سن شش سالگی پدر خود را از دست داد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان را در شهر دماوند گذراند. علاوه بر تحصیل مسئولیت و سرپرستی مادر و خواهر و برادرش را نیز بر عهده گرفت. از نکته بسیار مهم برای جوانان امروز این است که یک جوان که پشتوانه خود یعنی پدر را از دست میدهد هم تحصیل میکند همکار و همسرپرستی سه نفر را بر عهده میگیرد.
محسن عزیز علاوه بر اداره زندگی خود و خانواده و کسب روزی حلال از مستمندان اطراف خود و سایرین نیز دستگیری میکردند؛ ضمن اینکه در تمام فعالیتهای اجتماعی و مذهبی مسجد بسیار مؤثر بود.
در اوج شکلگیری انقلاب در سالهای ۵۶ و ۵۷ محسن که یک نوجوان زبده و آب دیده و درد کشیده بود با افرادی آشنا شد که او را وارد عرصه مبارزه میکنند و در این مجال با زندگی حضرت امام (ره) آشنا میشود. علاقه به امام را به شکلی ابراز علاقه میکرد که دیگران او را تهی میکردند که این علاقه و وابستگی را علنی نکند که مایه دردسرش خواهد شد.
در هر صورت او در پخش اعلامیه و نوارهای سخنرانی امام (ره) و نصب اعلامیه بر در و دیوار شهر از هیچ کوششی دریغ نمیکرد و چندین بار در معرض دستگیری ساواک قرار گرفت. ولی هر بار فرار کرد.
با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نهاد مقدس سپاه، او جزو اولین کسانی بود که وارد سپاه شد. در همین اثنا ازدواج کرد و هنوز شش ماه از مراسمشان نگذشته بود که چند مرحله اعزام شد.
یکی از جلوههای این شهید همانند سایر شهدا برگزاری مراسم عروسیشان بود که در کمال سادگی و با کمترین هزینه ممکن و به بهترین وجه برگزار شد و نکته بارز حضور او در مراسم عقد با لباس مقدس سپاه بود، که الحق برازنده او بود.
به قول سعدی:
به زیورها بیارایند روزی خوب رویان را *** تو سیمینتن چنان خوبی که زیورها بیارایی
حاصل ازدواج مقدس یک پسر است که بعد از شهادت پدر به دنیا آمد و پدر را فقط در چهار چوب قاب عکس و در دل خاطرات همرزمانش دیده و شنیده است.
اهمیت فوق العاده به ایتام میداد و احسان و اکرام و یاد فراوان نسبت به آنها معمول میداشت. گفتهاند وقتی لباس میخرید برای برادر و خواهرش، یادآوری میکرد مبادا حقی از گردنمان باشد. اگر بیرون از منزل چیزی میدادند آن را به منزل میبرد تا با برادر و خواهر یتیمش قسمت کند.
همرزمش میگوید هر زمان که عازم جبهه و ایضاً عازم خط مقدم میشد با غسل شهادت حضور مییافت. یکی دیگر از خصوصیات بارز شهید، احترام مثالزدنی به مادرش بود و دائم از والدهاش طلب بخشش و عفو و دعا داشت.
انتهای پیام/