آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۰۰۰۲
۱۲:۴۵

۱۴۰۵/۰۲/۲۷
از حجرهٔ پدر تا میدان ایثار؛

زندگی و شهادت شهید میراحمد

۲۷ اردیبهشت، سالروز شهادت جوانی از محلهٔ حکم‌آباد تبریز است؛ نوجوانی مؤمن و پرتلاش که در فضای مسجد و انقلاب پرورش یافت و سرانجام در مسیر دفاع از انقلاب اسلامی، در سردشت به شهادت رسید. شهید میراحمد با وجود سن کم، مسئولیتی بزرگ بر دوش گرفت و زندگی کوتاه، اما پربارش را وقف خدمت به مردم و آرمان‌های اسلام کرد.


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید میراحمد کریمی اعجبی یکم شهریور ۱۳۴۱، در شهرستان تبریز به دنیا آمد. پدرش میرعلی‌اکبر نام داشت و خواربارفروش بود و مادرش نجیبه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان سرباز ارتش در جبهه خدمت می‌کرد. بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۶۴ با سمت خدمه توپ در سردشت، هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب بر اثر اصابت با انفجار مین به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای وادی رحمت، زادگاهش واقع است.

زندگی و شهادت شهید میراحمد

میراحمد در سال ۱۳۴۱ در خانواده‌ای متدین در محلهٔ حکم‌آباد تبریز چشم به جهان گشود. فضای ساده و صمیمی خانواده و تربیت مذهبی، از همان سال‌های کودکی روحیه‌ای مؤمن و مسئولیت‌پذیر در وجود او شکل داد.

او دوران تحصیل خود را در مدارس همان محله گذراند. تحصیلات ابتدایی را در دبستان قطران‌گلزار آغاز کرد و سپس در مدرسهٔ راهنمایی پاسارگاد ادامه داد. دورهٔ متوسطه را نیز در دبیرستان شهید مدنی (دهقان سابق) به پایان رساند. در کنار درس و مدرسه، از همان نوجوانی در کنار پدر کار می‌کرد و با تلاش و سختکوشی به خانواده کمک می‌رساند.

پس از دریافت دیپلم، مدتی در مغازهٔ بقالی پدر مشغول به کار شد. با این حال، علاقهٔ او به مسائل دینی و معنوی همواره پررنگ بود. مطالعهٔ کتاب‌های مذهبی و حضور مستمر در مسجد محل بخش مهمی از زندگی روزمرهٔ او را تشکیل می‌داد. همین حضور فعال در مسجد، او را با فضای فکری و اعتقادی انقلاب اسلامی آشنا کرد و به تدریج در مسیر مبارزه و فعالیت‌های انقلابی قرار داد.

با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، میراحمد نیز همچون بسیاری از جوانان مؤمن آن روزگار در راهپیمایی‌ها و فعالیت‌های انقلابی حضوری فعال داشت.

پدر مرحومش دربارهٔ یکی از خاطرات آن روزها چنین نقل می‌کند:

«روزی که با هم به محل کار می‌رفتیم، یکی از همسایه‌ها با عجله پیش من آمد و گفت: آقا زود برو داخل کوچه؛ میراحمد خرابکاری کرده! گفتم چه شده؟ گفت عکس حضرت را که آن بالا نصب شده بود کنده و وسط کوچه انداخته و شکسته است. گفتم نگران نباشید؛ او بزرگ شده و خودش راه درست را می‌داند و احتیاجی به من ندارد.»

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت‌های او در پایگاه‌های بسیج و مساجد محله گسترش یافت. میراحمد در مسجد مصعب‌بن‌عُمیر حکم‌آباد در واحد احتیاط و همچنین در بخش فرهنگی فعالیت می‌کرد. با وجود سن کم، به دلیل تعهد و دقت در انجام مسئولیت‌ها، مورد اعتماد فرماندهان قرار گرفت؛ تا جایی که مهر واحد احتیاط را به او سپرده بودند و بسیاری از امور پایگاه را بر عهده داشت.

در مهرماه و در اوج جنگ تحمیلی، برای انجام خدمت سربازی اعزام شد. دورهٔ آموزش نظامی را در پادگان سلماس گذراند و پس از آن برای خدمت در مناطق عملیاتی غرب کشور اعزام گردید. ابتدا به شهرستان مهاباد رفت و سپس به سردشت منتقل شد؛ منطقه‌ای که در آن زمان شاهد درگیری با گروهک‌های ضدانقلاب بود.

سرانجام در همین منطقه، بر اثر انفجار بمبی که توسط گروهک‌های معاند کار گذاشته شده بود، به آرزوی دیرینهٔ خود رسید و به فیض عظمای شهادت نائل آمد.

خبر شهادتش در روز ۲۷ اردیبهشت به خانواده رسید. نخستین کسی که این خبر را شنید، پدرش بود. با آنکه دلی به وسعت دریا و صبری مثال‌زدنی داشت، شنیدن خبر شهادت فرزند بزرگ خانواده برایش بسیار سنگین بود. میراحمد نه تنها تکیه‌گاه خانواده بود، بلکه حتی در دوران خدمت نیز همواره به فکر پدر و مادرش بود و آرزو داشت روزی پدر مهربانش را به زیارت خانهٔ خدا بفرستد.

سرانجام این جوان مؤمن و فداکار، پس از عمری کوتاه اما پربار، چهره در نقاب خاک کشید و به کاروان شهیدان پیوست؛ کاروانی که سالار آن حضرت اباعبدالله الحسین (ع) است.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.

انتهای پیام/


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه