محمد عليگودرزي
بررسي تحول مفهوم مرگ در كودكان غيرشاهد تهران
روانشناسي باليني
مقطع تحصيلي:روانشناسي باليني
استاد راهنما:محمود منصور

هدف پژوهش آن است كه تحول مفهوم مرگ را با يك روش منطقي در سه گروه ازكودكان )شاهدداراي تجربه و بدون تجربه( مورد بررسي و مقايسه قرار دهد و مشخصنمايد تجربه شهادت پدر تا چه حد ميتواند در تحول مفهوم مرگ مؤثر باشد و آيا چنينتجربهاي موجب تحول و راي چهارچوبهاي كلي پياژه در مورد تحولشناختي ميگردد؟
تحقيق، از نوع پسرويدادي است. جامعه آماري شامل 543 كودك در مهدكودك هايشماره 1 و 2 شاهد منطقه 8 و مهدكودكهاي شماره 1 و 2 غيرشاهد منطقه 7 تهران ودانشآموزان اول و پنجم مدارس ابتدايي شاهد صالحين و آبشناسان در مناطق 4 و 7تهران ميباشد. حجم نمونه 119 نفر ميباشد كه به روش تصادفي انتخاب شدهاند برايتجزيه و تحليل دادهها ازتحليل واريانس دو متغيري وآزمون همبستگي استفادهشده است. ابزار مورد استفاده در اين تحقيق عبارتند از: 1ـ پرسشنامه وضعيت فردي وخانوادگي 2ـ آزمون مفهوم مرگ 3ـ آزمون جاندارپنداري 4ـ آزمون نگهداري ذهني.
با توجه به فرضيههاي ارائه شده نتايج عبارتند از:
1ـ اثر تجربه شهادت پـدر تنها درمقطع پيشدبستان بين دو گروه شاهد و بدون تجربه در فهم مـؤلفههاي بيحركتي،بيحسي بـرگشتنـاپـذيـري و مفهوم كلي مرگ تفاوت ايجاد كرده است. 2ـ بينتحولشناختي و مفهوم مرگ رابطهي همبستگي مثبت، معنادار وجود داشت.
3ـ رابطهي بينجاندارپنداري و مفهوم مرگ منفي و معنادار است 4ـ اشتغالات ذهني كودكان شاهدپيشدبستاني با كودكان بدون،تجربه تفاوت معنادار داشته است. بدينمعنا كه كودكانشاهد پيشدبستاني اشتغالات ذهني بيشتري در مورد مرگ داشتهاند. بالاخره تحليل كيفيدادهها نشان داد كه كودكاني كه به درك مؤلفهها دست نيافتهاند، مرگ را امري برگشتپذيرغيرهمگاني و موقتي ميپندارند. آنها مرگ خويشتن را انكار ميكنند و براي مرده كنشهاييقائل هستند.
استاد راهنما:محمود منصور

هدف پژوهش آن است كه تحول مفهوم مرگ را با يك روش منطقي در سه گروه ازكودكان )شاهدداراي تجربه و بدون تجربه( مورد بررسي و مقايسه قرار دهد و مشخصنمايد تجربه شهادت پدر تا چه حد ميتواند در تحول مفهوم مرگ مؤثر باشد و آيا چنينتجربهاي موجب تحول و راي چهارچوبهاي كلي پياژه در مورد تحولشناختي ميگردد؟
تحقيق، از نوع پسرويدادي است. جامعه آماري شامل 543 كودك در مهدكودك هايشماره 1 و 2 شاهد منطقه 8 و مهدكودكهاي شماره 1 و 2 غيرشاهد منطقه 7 تهران ودانشآموزان اول و پنجم مدارس ابتدايي شاهد صالحين و آبشناسان در مناطق 4 و 7تهران ميباشد. حجم نمونه 119 نفر ميباشد كه به روش تصادفي انتخاب شدهاند برايتجزيه و تحليل دادهها ازتحليل واريانس دو متغيري وآزمون همبستگي استفادهشده است. ابزار مورد استفاده در اين تحقيق عبارتند از: 1ـ پرسشنامه وضعيت فردي وخانوادگي 2ـ آزمون مفهوم مرگ 3ـ آزمون جاندارپنداري 4ـ آزمون نگهداري ذهني.
با توجه به فرضيههاي ارائه شده نتايج عبارتند از:
1ـ اثر تجربه شهادت پـدر تنها درمقطع پيشدبستان بين دو گروه شاهد و بدون تجربه در فهم مـؤلفههاي بيحركتي،بيحسي بـرگشتنـاپـذيـري و مفهوم كلي مرگ تفاوت ايجاد كرده است. 2ـ بينتحولشناختي و مفهوم مرگ رابطهي همبستگي مثبت، معنادار وجود داشت.
3ـ رابطهي بينجاندارپنداري و مفهوم مرگ منفي و معنادار است 4ـ اشتغالات ذهني كودكان شاهدپيشدبستاني با كودكان بدون،تجربه تفاوت معنادار داشته است. بدينمعنا كه كودكانشاهد پيشدبستاني اشتغالات ذهني بيشتري در مورد مرگ داشتهاند. بالاخره تحليل كيفيدادهها نشان داد كه كودكاني كه به درك مؤلفهها دست نيافتهاند، مرگ را امري برگشتپذيرغيرهمگاني و موقتي ميپندارند. آنها مرگ خويشتن را انكار ميكنند و براي مرده كنشهاييقائل هستند.