آخرین اخبار:
کد خبر : ۳۰۸۲۲۲
۰۰:۰۰

۱۳۹۰/۰۴/۱۳
بانك سوژه ايثار و شهادت(24)

معلم جديد

نويد شاهد:يكي از رزمنده هاي سالهاي آخر دبيرستان بعد از مدتها حضور در جبهه هاي نبرد برگۀ تسويه اش را مي گيرد و براي ادامه تحصيل به شهر بر مي گردد. او در اثر حضور در جبهه ها به شدت سرو صورتش آفتاب سوز شده و وضعيت او ، باعث شد كه خيلي بيشتر از سن و سالش نشان داده شود...




يكي از رزمنده هاي سالهاي آخر دبيرستان بعد از مدتها حضور در جبهه هاي نبرد برگۀ تسويه اش را مي گيرد و براي ادامه تحصيل به شهر بر مي گردد. او در اثر حضور در جبهه ها به شدت سرو صورتش آفتاب سوز شده و وضعيت او ، باعث شد كه خيلي بيشتر از سن و سالش نشان داده شود.
اوايل مهر ماه است و او به دبيرستان مراجعه مي كند .در دفتر دبيرستان مي فهمند كه مدارك او كامل نيست اما كلاس را به او معرفي مي كنند تا ساعتي را در آنجا باشد.از قضا آن كلاس بدون معلم است و معلم هنوز از راه نرسيده است.
به محض ورود او به كلاس دانش آموزان به گمان اينكه يك معلم جديد و جوان آمده ، همگي از جا بلند مي شوند.
آن رزمنده دست و پايش را گم مي كند . نمي داند چكار كند. به ناچار نقش معلم را بازي مي كند و از دانش آموزان مي خواهد درس پيش را مرور كنند و از رو بخوانند و به هر ترتيبي كه هست تا ساعتي كلاس را اداره مي كند و بعد از خوردن زنگ از مدرسه فرار مي كند و...

انتهاي پيام/ز

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه