آخرین اخبار:
کد خبر : ۱۸۹۴۸۶
۱۰:۱۱

۱۳۸۷/۱۰/۲۱

شهود بازيگران نقش شاهد




بازيگري و مفهوم ايثار و شهادت
به طور كلي بازيگري جزو شغل هاي سخت است و بازي در فيلم هاي دفاع مقدس سخت تر. نقش هايي كه پيشنهاد مي شوند، داراي ويژگي هاي خاصي است كه بازيگر بايد خود را به آن نزديك كند و يا بالعكس، نقش را به خود نزديك كند. اين مسئله زماني سخت تر مي شود كه يك بازيگر در نقش يك رزمنده مي خواهد آن طور كه برايش نوشته اند، او را بازي كند. ايثار و شهادت كه خصيصه جدانشدني رزمندگان ما در طول 8 سال دفاع مقدس بود، يكي از نكات مهم و حساسي است كه بايد به گونه اي درست و اصولي به تصوير كشيده شود. البته اين ويژگي را هنوز به شكل كامل و به گونه اي كه حق مطلب ادا شود، در فيلم ها نمي بينيم، كه دلايل مختلفي دارد. بايد قبول كنيم رزمندگان ما در حالي كه چهره اي زميني دارند، خصيصه هايي داشتند كه رسيدن به آن مرحله از عهده هر كسي بر نمي آيد. اگر بخواهيم ايثار و شهادت رزمندگان مان و به طور كلي چهره واقعي آنها در فيلم ها به تصوير كشيده شود؛ بايد در وهله اول تحقيقات گسترده و دامنه داري درباره اين بزرگواران انجام دهيم كه از اين رهگذر زندگي نامه ها، وصيت نامه ها، خاطرات، دوستان شهدا، جانبازان و ايثارگران مي توانند منابع دست اولي براي اين كار باشند. متأسفانه آنچه در فيلم هاي دفاع مقدس تصوير مي شود، با واقعيت هاي جنگ تفاوت زيادي دارد. به عنوان مثال بعضي كارگردان ها عراقي ها را آدم هايي ضعيف و توسري خورده نشان مي دهند. اگر اينطور است، چرا جنگ ايران و عراق 8 سال طول كشيد؟ آن هم عراقي كه سال ها بعد مشخص شد چه كشورهايي به او كمك كرده اند كه عليه ما بجنگد. رزمندگان ما با ايثار فراوان و با آرزوي رسيدن به شهادت در برابر تجاوز ايستادند و مردانه دفاع كردند. وقتي در فيلم هاي سينمايي عراق را اينچنين تصوير مي كنيم ارزش كاري رزمندگان خود را زير سوال مي بريم و به ارزش كارشان ظلم مي كنيم. براي نشان دادن چهره واقعي رزمنده هاي ايراني بايد دقت نظر و وسواس بيشتري داشته باشيم. متأسفانه امروز تبليغات منفي زيادي عليه كشور و ارزش هاي ما انجام مي شود. دامنه اين تبليغات به حدي است كه آن دسته از جواناني كه درست چنين مفاهيمي را متوجه نشده اند، تحت تاثير قرار مي دهد. ذهن جوان امروزي پر از سوال هاي مختلف است. او مي خواهد بداند حقيقت كدام است؟
چه كسي راست مي گويد، چه كسي دروغ. وقتي مي گوييم كشورهاي زيادي عراق را در جنگ ياري كردند اين را در فيلم ها هم بايد نشان دهيم تا در مقابل ايثار و شهادت رزمندگان ما هم برجستگي پيدا كند. u1570 آنچه كه در فيلم هاي دفاع مقدس نشان داده مي شوند با آنچه ما در اخبار و فيلم هاي مستندي مثل »روايت فتح« ساخته شهيد آويني مي بينيم تفاوت زيادي دارد. مستند روايت فتح شاهكار بي نظيري است كه چهره واقعي رزمندگان ما را نشان مي دهد. اگر امروز بخواهيم در ژانر دفاع مقدس فيلم بسازيم بايد بيش از پيش به مستندات رجوع كنيم. امروز زمان پرداختن به جنبه هاي حماسي دفاع مقدس نيست چرا كه فيلم هاي جنگي خود به خود اين حس را دربيننده تقويت مي كنند. امروز بايد به دنبال تصوير كردن حقايق جنگ بود. ايثار و شهادت هم حقيقتي است كه متاسفانه آن را در فيلم ها به وضوح نمي بينيم. بدتر از همه فيلم هايي است كه امروز ساخته مي شود و هرگز به دنبال اين مفاهيم نيستند. شايد در زمان جنگ و سال هاي اوليه پس از پايان جنگ به دليل جو و فضاي حاكم بر جامعه توقع كمتري از فيلم ها بود، اما امروز كه كشور در آرامش است، مي توان فيلم هايي دقيق تر و دورا ز شعار زدگي ساخت. ما هنوز همان شعار زدگي فيلم هاي زمان جنگ را در قالبي ديگر شاهد هستيم، در حالي كه جنگ را با اين نگاه ديدن به صلاح ما نيست. نبايد با دست خود ارزش هاي واقعي رزمندگان را زير سوال ببريم. در اين مورد نمي توان به طور قطع بازيگر را مقصر دانست، چرا كه مشكل جاي ديگري است. وقتي سناريوي مناسبي وجود نداشته باشد مسلماً بازيگر نمي تواند نقش را آنچنان كه بايد بازي كند، چون اصولاً هر بازيگري به اندازه انديشه و دانش حرفه اي اش نقش هايش را بازي مي كند. مثلاً شما با پيشينه اي از بازيگري بسيار قوي و موفق، در يك فيلم بخصوص مي بينيد بسيار ضعيف جلوه كرده است، و وقتي كارنامه كارگردانش را مرور مي كنيد، مي بينيد كارنامه خوبي نداشته است و همين از اجراي موفق نقش جلوگيري كرده است. اما در برخي فيلم ها اين بازيگر است كه فيلم و فيلمنامه و كار عوامل فيلم را ارتقا مي دهد. بزرگان سينماي دنيا مي گويند: »وقتي با جوانها كار كنيد، نمي توانيد حدي فراتر از تفكرات آنان را پياده كنيد. « در سينماي ايران اشتباهي كه موجب شد لطمه زيادي به سينما وارد شود، حضور جواناني بود كه بدون آگاهي و پشتوانه وارد اين عرصه شدند. به نظرم اگر قرار است جوان ها در كاري حضور داشته باشند، بايد يك نگاه حرفه اي آنها را حمايت كند. اين حساسيت وقتي زياد مي شود كه بخواهيم فيلمي در موضوع دفاع مقدس بسازيم. طبيعي است جواني كه جنگ را نديده و آن طور كه بايد با مفاهيم آن آشنا نيست، نسبت به كسي كه عمرش را در جبهه و جنگ و فضاي آن سپري كرده، در ارايه u1581 حس و حال و فضاي جنگ ناتوان تر است. نگاه كه كنيد، مي بينيد بسياري از بازيگران فيلم هاي جنگي جزو رزمندگان جبهه بودند. با چشم خود شهادت دوستانشان را ديده اند. ايثار آنها را با تمام وجود احساس كرده اند. منظورم اين نيست كه آنها توانسته اند اين احساس واقعي را در فيلم ها نشان دهند، ولي به نسبت در اين راه موفق تر نشان داده اند. بله، اگر فيلمي براساس خيال پردازي و به منظور نشان دادن برخي از صحنه هاي جنگ ساخته شود، خيلي به تحقيق و مراجعه به مستندات نيازي نيست، ولي وقتي فيلمي مي خواهد مفهوم جنگ، ايثار و شهادت را به بيننده منتقل كند، كارحياتي، مهم و دقيق بايد به انجام برسد.

ضعف ها و كمبودهاي سينماي دفاع مقدس
هميشه به عنوان يك هنرپيشه دوست داشتم فيلم جنگي و مربوط به دفاع مقدس در كارنامه كاري ام وجود داشته باشد. گوش به زنگ بودم كه اگر فيلمي سناريوي خوبي داشت و موضوع دفاع مقدس را هم در خود گنجانده بود، بدون چون و چرا قبول كنم.در اين مورد اولين كارم فيلم »عبور از مين « بود. دشمني كه ما در فيلم با او مي جنگيديم مي توانست دشمني باشد كه مين هاي خطرناك و هول آور را به عراق داده بود، چون آنطور كه در اين فيلم نشان داده مي شد با ابزار و اداوات عراقي ها مبارزه مي كرديم. در واقع درگيري ما درگيري اهداف و اعتقادات بود كه در آن فيلم دشمن روبروي ما را در قالب يك مين نشان مي داد. بعد از آن در فيلم هاي »سايه هاي هجوم « جنگ نفت كش ها « و »طوفان « بازي كردم. البته يك سريال هم با موضوع جنگ با احمد اميني كار كردم. علاوه بر اين تجربه كار در يك تله تئاتر درام را هم دارم. اين تله تئاتر را جعفرپناهي نوشته بود كه بزرگترين تله تئاتر در تاريخ تلويزيون ايران محسوب مي شود. براي اين كه از نزديك با اتفاقات جنگ و روحيات رزمندگان آشنا شوم، حدود 2ماه سرپل ذهاب و ميمه بودم. برايم تجربه خيلي خوبي بود. خيلي چيزها ديدم كه قطعاً براي u1575 ارائه بازي بهتر به من كمك كرد. به خاطر وسواسي كه در انتخاب كارهايم خرج مي كردم، هرگز دوست نداشتم نقشي را بازي كنم كه با واقعيت فاصله داشته باشد.
ما خود جنگ را ديده بوديم ولي وقتي بعضي از فيلم ها را تماشا مي كرديم انگار چيز ديگري را نشان مي دهد. در فيلم »سايه هاي هجوم « تا حدودي مفاهيم بزرگي وجود داشت. شخصيت اول اين فيلم مي خواست خانه و زمين كشورش را نگه دارد، براي همين از زندگي اش دفاع مي كرد، اما در پايان فيلم نشان داد كه عده اي به خاطر جهالت او را فراموش كرده اند. در فيلم جنگ نفت كش ها هم تقريبا همين موضوع بود. شخصيت هايي كه من بازي كرد ه ام، درست است كه قهرمان نبودند ولي اين قدر حس ميهن پرستي در آنها وجود دارد كه مي توان به راحتي فهميد، احساس شان شعاري نيست. درجنگ نفتكش ها نفتكش هايي كه خودشان مثل بمب بودند با يك هواپيما در ستيز بودند. در نهايت هم يكي از كشتي ها از بين مي رود؛ حالا اگر عكس اين ماجرا نشان داده مي شد. واقعيت جنگ نفت كش ها تصوير نمي شد. من در اين فيلم تمام تلاشم اين بود كه به عنوان يك بازيگر بتوانم حس شخصيت فيلم را به خوبي منعكس كنم. در آن زمان كه فيلم پخش شد، كساني كه در يك كشتي نفت كش كار كرده بودنند، اين فيلم را موفق و تأثير گذار ارزيابي كردند كه واقعيت را به خوبي نشان داده است. بايد در شرايط باشيد تا بدانيد در جنگ نفتكش ها چه گذشته است؟ كشتي پانصد هزار تن نفت را حمل مي كند. نفتي كه با داشتن 17 نوع گاز خطرناك اگر يك راكت به آن اصابت كند، كاملاً منهدم مي شود. با تصور خودتان كاپيتان اين نفتكش چه شجاعتي بايد داشته باشد مسئوليت اين كشتي را قبول كند. خب، اينها ايثار و فداكاري است. من براي اين كه بتوانم هرچه بيشتر به نقشم نزديك شوم با نفتكش ها و كساني كه آن موقعيت را تجربه كرده بودند، ساعت ها صحبت كردم و از نزديك با آنها زندگي كردم. با اين كه فيلم هاي مختلفي در موضوع دفاع مقدس در كارنامه ام هست، اما بسيار مشتاقم كه باز هم در اين ژانر نقش بازي كنم. در يكي دو سال گذشته حدود 6 سناريو براي بازي به من پيشنهاد شده ولي هيچ كدام را قبول نكرده ام. جالب است بدانيد بعداً متوجه شدم كه 4 تاي آن اصلاً ساخته نشدند. خب، اين دليل بر ضعف سناريو هاست. چرا كه سناريوي خوب با تمام مشكلات موجود بالاخره ساخته مي شود.

بايد ايثار پشت جبهه تصوير شود
ما قبل از پايان جنگ مي بايست فيلم هايي بهتر از اين مي داشتيم. الان هم مي توانيم آن كارها را بازسازي كنيم. تمام كساني كه فيلم هاي اول جنگ را ساختند كساني بودند كه با همان بچه هاي دفاع مقدس كار مي كردند. خيلي از آنها الان هنرپيشه هاي حرفه اي اند. آن زمان كارگردانان شناخت زيادي نسبت به سينماي دفاع مقدس نداشتند و تلقي شان از اين ژانر چندان حرفه اي نبود. البته اين بدان معنا نيست كه كارهاي خوبي توليد نشد، اما با توجه به قرار داشتن در كوران جنگ توقع بيشتري مي رفت. در مورد بازيگر هم بايد بگويم آنها كه حرفه اي بودند مي توانستند از طريق بازي حس افراد جبهه و محيط جبهه را بهتر نشان دهند، آن هم نه به اندازه كافي و درست. به هر حال هيچ وقت بدل مثل اصل نيست بويژه اينكه ما مي خواهيم ايثار و شهادت كساني را نشان دهيم كه انصافاً در تاريخ كم نظيرند. الان نياز ما بيش از هر چيز به نشان دادن مفاهيم منتهي به جنگ است كه بايد با ديد كارشناسي و حرفه اي به آن پرداخت. بازيگر بايد توانا باشد كه بتواند اين حس را به تصور بكشد. ولي نگاه كارگردان هم خيلي مهم است. با اين حال تمام كساني كه در فيلم جنگي بازي كرده اند واقعاً زحمت كشيده اند. چرا كه بازي در فيلم هاي جنگي بيش از آنچه تصورش را كنيد سخت است. فيلمي مثل »دوئل « اگرچه مورد حمايت سازمان هاي مختلف بود، ولي براي ساخت آن خيلي زحمت كشيده شد. بازي در فيلم هاي جنگي نياز به هوش زيادي است. وقتي فشنگي شليك مي شود، بازيگر بايد به همان سرعت واكنش نشان دهد. ضمن اينكه اگر بازيگر احساس كند بايد نقش كسي را بازي كند كه يك ملت و يك كشور به او مديون است كار دوچندان مشكل خواهد شد. بنابراين چنين نقش هايي بايد به كساني محول شود كه به معناي واقعي كلمه حرفه اي هستند. بازي در فيلم هاي دفاع مقدس فوق العاده مهم و حساس است كه هر كسي از عهده آن برنمي آيد.
وقتي همه عوامل خوب باشند آن وقت توقع بيشتري از بازيگر مي رود كه حس واقعي جبهه و جنگ را نشان دهد. در واقع وجود عوامل خوب در كنار هم و برخورداري از ديد كارشناسانه و اصولي است كه باعث مي شود بازيگر هرچه بيشتر بتواند مفهوم ايثار و شهادت يك رزمنده را تا آنجا كه امكان دارد نشان دهد.
يك وجه تمايز بين جنگ هاي ما و ساير جنگ هايي كه در دنيا اتفاق افتاده وجود دارد و آن ايثار و شهادت رزمندگان ماست. براي همين بايد در فيلم هايمان اين وجه تمايز را بيشتر نشان دهيم، و اگر اين وجه تمايز را در كنار مردم عادي قرار دهيم كه با دست خالي و بدون هيچ وسيله اي از ميهن شان دفاع مي كردند، مي توان به واقعيت هاي سال هاي جنگ بيشتر نزديك شد. در واقع اتفاقات درون و بيرون جبهه همزمان دست به دست دادند و اين حماسه را آفريدند.
اگر خوب نگاه كنيد، مي بينيد دفاع مقدس تنها به جبهه منحصر نمي شد. وقتي مادري تنها فرزندش را براي دفاع مي فرستد، نقطه آغاز ايثار وشهادت است. وقتي زني با تمام وجود از همسر جانبازش پرستاري مي كند ايثار را در نهايت خود مي توان ديد. وقتي مردم در دور افتاده ترين نقاط كشور با آن وضعيت نامناسب اقتصادي به رزمندگان جبهه كمك مي كردند، زيباترين شكل ايثار ترسيم مي شود. امروز نگاه سينماي ما بايد به اين مسائل باشد. بايد همه را در فيلم ها ترسيم كند.
اتفاقي كه تا به حال كمتر شاهد آن بوده ايم. از اين رهگذر بازيگري در انتقال اين حس و حال موفق تر است كه از نزديك صحنه ها را ديده باشد. اگر نه بايد به گونه اي ا و را در فضا قرار داد كه با تمام وجود آن لحظات را دريابد. براي خلق اين صحنه هاي عالي دفاع مقدس اصلاً به شعار زدگي نياز نيست. اين اتفاقات در عين رئال بودن در اوج حماسه هستند، به گونه اي كه مخاطب تفاوت اين قهرمانان را با قهرمان هاي ساختگي به راحتي درك مي كند. اصولاً دفاع مقدس ما چه در داخل جبهه و چه خارج از جبهه پر از مفاهيم ارزشمندي بود. كاملاً هم طبيعي بود چراكه ما متجاوز نبوديم بلكه دين و عقيده وطن مان را مورد هجومي نابرابر مي ديديم u1603 كه بايد از آن دفاع مي كرديم. با هم قسم خورده بوديم يك قدم عقب نكشيم تا حق خودمان را بگيريم و از وطن مان دفاع كنيم. همين يك موضوع براي ايثار يك ملت كافي بود كه مفهوم شهادت را متجلي كند.

بايد براي سينماي دفاع مقدس هزينه كرد
مديران سينمايي اين توانايي را دارند كه بتوانند سينماي دفاع مقدس را به رشد برسانند، اما تا زماني كه دولت به سينماي ايران بويژه تهيه كنندگان كمك نكند و ما به سال هاي دهه 60 برنگرديم ، نمي توانيم ادعاي سينماي دفاع مقدس را داشته باشيم.
ما در دهه 60 فيلم هاي شاخصي داشتيم كه اگر چه در ژانر دفاع مقدس نيستند ولي به هرحال جزيي از سينماي ما محسوب مي شود. ما بايد با پيگيري روند رو به رشد سينماي آن دهه، در ژانر دفاع مقدس هم آثار برجسته و شاخصي توليد كنيم.
امروز سينماي ما از فقر محتوا و دوري از آرمان ها رنج مي برد. بايد نگاه مديران چه خصوصي و چه دولتي به اين هنر اضافه مي شود. پرداختن به سينماي دفاع مقدس به نوعي بازگشت به آرمان هاست. من نمي گويم كه براي رسيدن به آرمان تنها در زمينه دفاع مقدس فيلم توليد شود، بلكه معتقدم دفاع مقدس ما قابليت هاي فراواني دارد كه مي تواند به انواع مختلف دستمايه فيلم سازان قرار گيرد.فيلم هاي دفاع مقدس نبايد به سرنوشت فيلم هاي دهه70 گرفتار شوند؛ فيلم هايي كه با يك بار اكران عمرهنري شان تمام مي شد. مسئولان اگر با تيزبيني و دقت نظر بيشتري به اين مسائل نگاه كنند، بسياري از مشكلات حل خواهدشد.
سينماي دفاع مقدس بايد آن چنان جايگاه و مقامي نزد مسئولان داشته باشد كه از رديف بودجه جداگانه و حمايت بيشتري برخوردار شود. چرا برخي از فيلم سازان اين عرصه بعد از يك كار آن را كنار مي گذارند؟ مسئولان بايد دنبال چرايي اين سوال باشند و علت را جويا شوند. فيلمسازي كه روزگاري تمام دغدغه اش پرداختن به اين مسائل بود وقتي تمايل به ساخت فيلم در ژانر دفاع مقدس نشان نمي دهد، بزرگترين زنگ خطر براي سينماي ماست.
سينما يكي از مهمترين و كارآمدترين ابزار براي ترويج ارزشهاي دفاع مقدس است و مي توان آن را بهترين وسيله براي انتقال اين فرهنگ به نسل جديد به حساب آورد. نسل جديد بايد بداند اين ارزش ها با چه قيمتي مصون مانده اند.
بايد بداند كه چه انسان هايي با بذل جان و در نهايت ايثار، مردانه از اين ارزش ها دفاع كرده اند. براي اين كه اين مفاهيم بهتر تصوير شوند بايد بيشتر هزينه كنيم. بايد وسواس بيشتري داشت. همه كشورها با هر انديشه و مسلكي براي ارزش هاي خود هزينه مي كنند. اتفاقاً ما بايد بيشتر در اين باره سرمايه گذاري كنيم، چرا كه بيشتر از ديگر ملت ها مورد هجوم بوده و هستيم. ما زمان جنگ با چند كشور مبارزه مي كرديم، امروز هم براي حفظ ارزش هاي خود همچنان مورد هجوم دولت هاي مختلف غربي قرار داريم. u1670 چرا كه جنگ ما جنگ عقيده بود. دشمن با عقيده ما مي جنگيد. امروز هم با روش هاي مختلف مي خواهد عقيده ما را مخدوش كند. آنچه كه امروز در سينماي دفاع مقدس بايد تصوير شود، ترسيم همين ارزش هاست. ما ضمن نشان دادن آن جنگ بايد جنگ مخفي كه امروز عليه كشورمان مي شود را هم به تصوير بكشيم. البته اين كار قدري رندي و حرفه اي گري مي خواهد و در كنار آن دولت هم بايد بيشتر توجه كند. پرداختن به مسائل فرهنگي و اهتمام به آن عامل بقا و حفظ ارزش هاي واقعي ماست. در غير اين صورت با چشم برهم زدني شاهد كم رنگ شدن آن خواهيم بود. بنابراين مديران فرهنگي ما كه دغدغه و هدف اصلي شان حفظ اين ارزش هاست بايد دقت نظر و توجه بيشتري به اين مسائل داشته باشند.
به نظر من اگر سياست ها، درست و اصولي اتخاذ شوند، بازيگران و فيلمسازان ما اين پتانسيل را دارند كه حتي در سطح جهاني هم فيلم بسازند. وقتي فيلم جنگ نفت كش ها را با آن انفجارها مي بينيد، فكر مي كنيد اثر يك كارگردان هاليوودي است، اما نمي دانيد با چه تجهيزاتي جلوه هاي ويژه اين فيلم كار شد. من يك گروه استراليايي را سر صحنه فيلم برداري بردم، سرگروه شان سوال كرد نور و دوربين شما كجاست؟ باور نمي كرد كه ما با دست خالي آن فيلم عظيم را مي سازيم. گفتم: بله اين همان فيلم هايي است كه شما در جشنواره فجر مي بينيد.
مسئله ديگر كه بايد علت آنرا دقيقاً جستجو كرد اين است كه روند سينماي ما در دهه دوم انقلاب چرا به اين سمت پيش رفته است كه بايد اينگونه با سينماي جنگ خداحافظي شود. از نظر سرمايه گذاري نيز تهيه كنندگان با نوعي ترس به اين عرصه نگاه مي كنند. دليل عمده آن به سياست گذاري هاي فرهنگي مربوط است. يكي ديگر از اشتباهاتي كه در اين عرصه رخ داد از طرف كارگردانان اين حوزه بود.آنها جنگ را از نقطه ديد مناسب و درستي نگاه نكردند و آن را درست تجزيه و تحليل نكردند. بعضي ها نيز الگوبرداري هايي از سينما هاي هاليوود داشتند، اما همگي باعث ركود سينماي دفاع مقدس شد. امروز در نقطه اي قرار داريم كه از سال ها تجربه ساختن فيلم دفاع مقدس بهره مي بريم، آزمون و خطاهاي بسياري را پشت سر گذاشته ايم و امروز بايد از اين تجربه ها استفاده كنيم. در اين گذر بازيگران وكارگردان هاي بسياري كارآزموده شده اند، براي همين طبيعي است كه منتظر كارهاي شاخصي باشيم. امروز زمانساخت فيلم هاي تكراري نيست. كارگردان هاي ما بايد با نگاه باز و استفاده از اين باشند كه در خور شأن و اندازه جنگ ما باشد. تجارب به دنبال ساختن فيلم هايي هرچه از جنگ فاصله مي گيريم بايد منتظر آثار بهتري بود، اگر غير از اين باشد اصلاً بخشودني و قابل توجيه نيست. البته اين در ادبيات هم صادق است چرا كه در اين حوزه هم با فاصله گرفتن از زمان جنگ آثار فاخري توليد مي شود. اين طبيعت جنگ است كه هر چه زمان بيشتري از آن بگذرد، حقايق آن نمايان تر مي شود. شايد روزگاري امكان صحبت درباره خيلي از مسائل وجود نداشت، فضاي جامعه به گونه اي بود كه افكار عمومي جامعه دم زدن از اين مسائل را برنمي تابيد. اما اكنون فضاي بهتري در اختيار فيلم سازان قرارگرفته است و با فراغ بال بيشتري مي توانند به اين مسائل بپردازند. دولت هم بايد كمك كند. و امكانات بيشتري به سينماي دفاع مقدس اختصاص دهد. اين عرصه هنوز جاي كار دارد.

منبع: فصلنامه پژوهشي شاهد انديشه /شماره 2

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه