با شروع جنگ تحمیلی برای دفاع از سرزمین اسلامی و پشتیبانی از ولایت فقیه به جبهه های جنگ اعزام گردید و سرانجام در تاریخ 23 دی ماه 1365 در عملیات کربلای 5 به درجه رفیع شهادت نائل گردید .
سلام و درود به رهبر عزيزو اميد مستضعفان جهان ،زمينه ساز حكومت حضرت مهدى (عج) امام خمينى و به همه شهدائيكه از صدر اسلام تا كنون با خون خود نهال اسلام را سيراب نگه داشته اند.
هركس كهتوانائىجبههرفتنرا دارد به جبهه برود عمل نمودم و نداى اما را لبيك گفته ام و براى بار دوم عازم جبهه مىگردمتا از اسلام دفاع نمايم و راه حسينم و يارانش را ادامه بدهم .
سردار شهید علیرضا بلباسی فرزند وصيت نامه سردار شهيد بلباسى فرزند رسول كه در 14 مهر ماه سال 1332 در روستاى آسور فيروزكوه به دنيا آمد. طى آزمونى در"هواپيمايى ملى" پذيرفته شد و به عنوان تكنيسين پرواز مشغول به كار شد.
شهید سعید حسنیتنها در وصیتنامه خود با پروردگارش چنین سخن میگوید: خدايا! آنان با تو، چگونه سخن گفتند، چگونه تو را خواندند، تا تو هم اينگونه آنان را پذيرفتى. اما ما چه كنيم؟ چگونه مثل آنها باشيم، آيا مى توانيم، مثل آنها باشيم.
نويد شاهد كردستان:
شهید هوشنگ صفرخاني
هفتم ارديبهشت 1349، در روستاي همايون از توابع شهرستان بيجار چشم به جهان گشود. پدرش براتعلي، كشاورز بود و مادرش گلمرجان نام داشت. تا دوم راهنمايي درس خواند. از سوي بسيج در جبهه حضور يافت. بيست و هشتم دي 1365، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به صورت شهید شد. پيكر او را در زادگاهش به خاك سپردند.
شهید حسین الهیاری در وصیتنامه خود مینویسد: اى آنهايى كه از اسلام ناراحت هستيد! امام حسين خيلى شيرين مى فرمايد؛ ((اى آنهايى كه دين نداريد، لااقل آزاده باشيد)) شما هم كه از اسلام ناراحت هستيد، لااقل وجدان داشته باشيد.
شهیدی کریم ابراهیمی در وصیتنامه خود مینویسد: از همه دوستان و آشنايان مى خواهم كه راه اين شهيدان را ادامه دهند و نگذارند كه اسلحه اين شهيدان به زمين بيافتد و خون اين شهيدان به هدر برود.
بارالها – پروردگارا چشمانم را كور و زبانم را لال و گوشهايم را كر ،دست و پايم را قطعه قطعه بگردان تا كاري كه بر عليه تو و دين تو و پيام آور دين تو باشد انجام ندهم.
اسدار شهید مهدی طاووسی فرزند حاج رحمت اله در تاریخ 05/اسفند/1344 در شهرضا در خانوادهای متدین و طرفدار انقلاب و جمهوری اسلامی ایران بدنیا آمد، تحصیلات ابتدایی را تا سوم دبیرستان گذراند و پس از آن در کنار پدر خود به شغل شیشه بری مشغول شد. شهید در سال 1356 بهمراه خانواده، موفق به زیارت عتبات عالیات در عراق شد و در نجف اشرف بدیدار امام (ره) رفت.
چه خوبست که مسئولیتی را که خداوند بر دوش ما گذاشته است و آن را پذیرفته ایم، این بار سنگین را هرچه بهتر بر دوش بکشیم و در قبال الله و جامعه، بطور کامل به انجام رسانیم.
شهید مرسل محمدی در وصیتنامه خود مینویسد: بايد با تمام قدرت، بدون سستى، بدون واهمه و ترس و بدون تفرقه به مسئله اصلى بپردازيم و برای خاموش كردن اين فتنه كه از سوى عراق و صدام بعثى به رياست آمريكاى جنايتكار است، سعی کنیم.