شهيد اشكوه در شهر قديم دهدشت چشم به دنيا گشود. با هزاران بدبختي و مصيبت در سن 6 سالگي پا به مدرسه گذاشت و تا سال اول دبيرستان درس خواند و بعد از مدتي به جبهه رفت و در پد خندق به شهادت رسيد.
امروز اسلام است كه در برابر كفر ايستاده و مقاومت مى كند و جنگ ما جنگ اسلام با كفر است نه جنگ عرب و عجم. برادركشى نيست بلكه كافركشى است و آنان كه آرزوى شركت در جنگهاى رسول خدا(ص) را داشتند بدانند كه امروز اين آرزو تحقق يافته و فرزند رسول خدا(ص) در جبهه هاى حق و آرزوهايشان صادقند.
شهید «مرحمت بالازاده» در هفدهم خردادماه 1349، در روستای «چای گرمی» یکی از روستاهای شهرستان گرمی از توابع استان اردبیل دیده به جهان گشود و در تاریخ 21اسفند 1363 با اصابت تیر و ترکش به گلو و چشم، در چهارده سالگی به شهادت رسید. پیکر مطهرش در اردبیل تشیع و در بهشت فاطمه به خاک سپرده شد.
اى خداوند مرا به خانواده مان برنگردان فقط در راه خودت من را بميران
من كه با ياد خداوند به جبهه جنگ آمده ام و هرگلوله اى را كه بطرف دشمن شليك مى كنم باياد خدامى باشد و هرگلوله اى كه به تنم مى خورد باياد خدا دردش را تحمل ميكنم.
شهید قنبر ابراهیمی در تاریخ دوم تیر ماه ۱۳4۱ در اردبیل دیده به جهان گشود و در تاریخ چهارم آبان ماه 1362 پس از رشادتهای فراوان در برابر رژیم بعث عراق، به شهادت رسید.
من يك سرباز هستم و سرباز هم يعنى سر باختن در راه اسلام و وطن و دفاع از نواميس نمودن و همينكه احساس مسؤليت در مقابل خون شهدا كردن و درس از سالار شهيدان حسين ابن على(ع) گرفتن.
سرانجام دوران بي تابي وتحمل او بسر آمد و سير والاي روح پر عطوفت وپر رهروش كه امتحان كرده بودبرداشته شود. او شيفته وسرباخته نبرشد. عارفانه راهش را انتخاب نمود.اين بارجدش حسين در حمله رمضان ميزبان وپذيراي اوشد.
خدايا بخاطر تو ، رسيدن به تو و عشقى كه به تو دارم از همه چيز حتى از هستى خود مى گذرم و سراسيمه به سوى تو پرواز مى كنم ، خدايا اميدوارم قبول فرمائيد كه من حقير جاى ديگرى در كوله بار ندارم به اميد آنكه امام زمان از اعمال من خشنود باشد.