آخرین اخبار:
کد خبر : ۹۹۴۱۳
۰۸:۲۳

۱۳۸۷/۰۱/۲۴

چه از جانمان مي خواهيد




رفته بوديم تيپ 48 فتح باري تبليغ و نمايش فيلم، مشغول آماده كردن وسايلمان بوديم كه يكي از برادران قديمي ما را ديد، آمد نزديك و بدون مقدمه جلوي همه شروع كرد سر و صدا كردن: «چرا دست از سر ما برنمي داريد؟ چه از جانمان مي خواهيد؟ از خانه و كاشانه آواره، از زن و فرزند جدا، روي خاكريز هم ولمان نمي كنيد؟«

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه