آخرین اخبار:
کد خبر : ۹۷۰۳۸
۰۷:۵۳

۱۳۸۶/۱۲/۲۰

شجاعانه ترين كار بود




ورود آقاي بهشتي به سازمان كتابهاي درسي در زمان قبل از انقلاب ورود در يك موضع اتهام برانگيز بود و خيلي ها به همين دليل به ايشان پرخاش و بدگويي مي كردند ولي ايشان و شهيد باهنر و بعضي از دوستان ديگر اين تهمتها و اين فحشهارا به جان خريدند براي اينكه بتوانند فرهنگ آموزش و پرورش جامعه را در قالب كتابهاي درسي با فرهنگ اسلامي منطبق كنند. خوشبختانه اين كار را انجام دادند وتا حدود زيادي در اين كار موفق هم بودند.
در آن زمان كتابهاي درسي و حتي دروس ديني توسط كساني تهيه مي شد كه يااصولاً اطلاعي از اسلام نداشتند يا به اسلام با همان بينشي نگاه مي كردند كه شاه ودستگاه او نگاه مي كردند. اين كتابها با چنين محتواي نادرست و منحرف كننده اي دردبيرستانها تدريس مي شدند و در رديف مواد درسي كه بايد دانش آموزان آنها رابخوانند و امتحان بدهند و نمره بياورند قرار مي گرفتند.
هر چند مطلوب تر اين بود كه تفسير كاملاً انقلابي مسائل اسلامي هم در كتابهاي درسي بيايد تا دانش آموزان با افكار انقلابي هم آشنا بشوند و اصولاً انقلابي باربيايند، اما شرايط آن زمان به هيچ وجه اجازه چنين كاري را نمي داد و حتي در همان ميزاني كه شهيد بهشتي و همراهان و همفكرانشان مثل شهيد باهنر درصدد انجام دادن آن بودند، كار بزرگي بود كه نشدني به نظر مي رسيد.
انجام دادن چنين كاري ، مستلزم ورود به سازمان كتابهاي درسي و فعاليت دردستگاهي بود كه به هر حال بخشي از مجموعه رژيم بود. اين اقدام ، در عين حال كه با نيت هدايت نسل جوان به اسلام اصيل صورت مي گرفت ، يك اقدام انقلابي بود،ولي به هر حال موضع تهمت هم بود. كساني كه اصولاً هر نوع كار كردن دردستگاههاي دولتي را خلاف مي دانستند و عمق اين قضيه را نمي ديدند، آقاي بهشتي و همكارانشان را متهم به همكاري با رژيم مي كردند. دقيقاً به همين دليل بايد بي اعتنايي آقاي بهشتي به اين طرز تفكر و وارد شدن به سازمان كتابهاي درسي و تلاش او براي گنجاندن بينش صحيح اسلامي در كتابهاي درسي را ازشجاعانه ترين اقدامات انقلابي ايشان دانست . آيت الله بهشتي در آن زمان كه به سازمان كتابهاي درسي رفتند، از نظر جايگاه علمي يك مجتهد شناخته شده و يك متفكر صاحب نظر و عالي مقام و از نظر جايگاه اجتماعي هم مورد توجه اقشارمختلف مردم بودند، از نظر معيشتي هيچ توجهي به اينكه در جايي استخدام شوندنداشتند، صدها استاد دانشگاه و صدها نفر از فضلاي حوزه هاي علميه از محضرايشان استفاده علمي مي كردند و جامعه آن روز به انساني مانند ايشان در سطوح بسيار عالي شديداً نيازمند بود و زندگي ايشان را حاضر بود به بهترين وجه تأمين كند. خوب ، روشن است كه شخصيتي با اين خصوصيات برجسته وقتي وارد كاري مي شود كه اولاً بسيار پايين تر از سطح كارايي علمي اوست و ثانياً مي داند آماج تهمتها هم قرار خواهد گرفت ، قطعاً فداكاري مي كند و جسارت و جرئت به خرج مي دهد تا كاري را انجام بدهد كه براي آينده جامعه و نهضت ضرورت دارد.
علاوه بر نگاههاي سرزنش باري كه از بيرون به آقاي بهشتي مي شد، در داخل سازمان كتابهاي درسي هم ايشان گرفتار مشكلات و تنگناهايي بودند كه تحمل آنهاقطعاً جز به خاطر دنبال كردن يك هدف والاي انقلابي به هيچ وجه ميسر نبود. يك روز كه بايد براي كاري خدمت آقاي بهشتي مي رسيدم ، طبق قرار قبلي به محل كارايشان در سازمان كتابهاي درسي رفتم . در اتاِ ايشان مشغول صحبت بوديم كه يكي از كارمندان آمد و مطلبي را از قول يك خانم به ايشان گفت . من احساس كردم آقاي بهشتي ناراحت شده اند. گويي گره اي در كارشان پيدا شده باشد. جريان راپرسيدم معلوم شد يك خانم بي شخصيت و مغرض را در يك مسئوليتي در همين سازمان گذاشته اند كه هر روز به نحوي در كار آقاي بهشتي و همكارانشان سنگ اندازي مي كند تا آنها نتوانند كارشان را به درستي انجام بدهند. يادم هست آقاي بهشتي از آن خانم و رفتارهاي رنج آور او ناراحت بودند و در صحبتشان با من ،اين رنج را ابراز مي كردند.
آقاي بهشتي براي هدفي كه داشتند اين قدر اهميت قائل بودند كه حاضرمي شدند آن همه فشار را از هر طرف تحمل كنند تا راهي را كه انتخاب كرده اند ادامه بدهند.
حجت الاسلام والمسلمين مسيح مهاجري

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه